به گزارش فولادنامه؛ اواخر قرن نوزدهم، وقتی جمشیدجی تاتا، بازرگان و صنعتگر هندی، ایده ساخت نخستین کارخانه یکپارچه فولاد در هند را مطرح کرد، بسیاری آن را رویایی دستنیافتنی خواندند. هند در آن دوران هنوز مستعمره بریتانیا بود، و فولاد - ستون فقرات صنعتیشدن - محصولی بود که امپراتوری ترجیح میداد از کارخانههای خودش، نه از دل خاک هند، به مستعمراتش صادر کند. اما تاتا باور داشت که کشوری بدون توانایی ساخت فولاد خود، هرگز نمیتواند مسیر مستقلی در صنعتیشدن بپیماید.
تاتا شخصاً هدایت تیمهای اکتشاف را برعهده گرفت؛ تیمهایی که سالها در جنگلهای ایالت بیهار آن زمان بهدنبال ترکیبی نادر از سنگآهن، زغالسنگ، سنگ آهک و منابع آبی گشتند، چهار عنصری که برای ساخت یک کارخانه فولاد یکپارچه ضروری بودند. او پیش از رسیدن به نتیجه نهایی این جستوجو در سال ۱۹۰۴ درگذشت، اما پسرش دورابجی تاتا، رویای پدر را دنبال کرد و در بیستوششم اوت ۱۹۰۷، شرکت تاتا آیرون اند استیل (تیسکو) را رسماً تأسیس کرد.
منطقهای که برای این کارخانه انتخاب شد، دهکدهای کوچک به نام ساکچی بود؛ جایی که بهمرور، نهتنها به یکی از بزرگترین مجتمعهای فولاد جهان، بلکه به یک شهر کامل صنعتی بدل شد و نام جمشیدپور به افتخار بنیانگذارش بر آن نهاده شد. تاتا از همان ابتدا، برنامهای فراتر از ساخت یک کارخانه در سر داشت؛ او برای کارگرانش مسکن، درمانگاه، مدرسه و فضای شهری طراحی کرد؛ الگویی که در آن دوره از تاریخ صنعتی هند، کاملاً بیسابقه بود. نخستین شمش فولاد این کارخانه، در شانزدهم فوریه ۱۹۱۲ تولید شد؛ رویدادی که آن را به نخستین تولیدکننده یکپارچه فولاد در سراسر قاره آسیا بدل کرد.
جنگ جهانی اول، فرصتی غیرمنتظره برای این کارخانه نوپا فراهم کرد. تقاضای فولاد برای ریلآهن، لوازم نظامی و زیرساخت، تیسکو را بهسرعت به یکی از تأمینکنندگان کلیدی امپراتوری بریتانیا در آسیا بدل کرد؛ طنزی تاریخی برای شرکتی که ایده تأسیسش، اساساً واکنشی به وابستگی صنعتی به همان امپراتوری بود. تا سال ۱۹۳۹، این شرکت به بزرگترین تولیدکننده فولاد در سراسر قلمرو بریتانیا بدل شده بود.
دهههای بعد، شرکت مسیر رشد آرام اما پیوستهای را طی کرد؛ تا اینکه در سال ۲۰۰۰، با تغییر نام رسمی به تاتا استیل، وارد فصل تازهای از جهانیشدن شد. نقطه عطف این مسیر، سال ۲۰۰۷ بود، وقتی تاتا استیل در یکی از جسورانهترین معاملات تاریخ صنعت فولاد جهان، شرکت انگلیسی-هلندی کوروس را با ارزشی نزدیک به شش و هفتدهم میلیارد پوند خرید؛ شرکتی که در آن زمان، از نظر اندازه، نزدیک به چهار برابر بزرگتر از خود تاتا استیل بود. این خرید که در نتیجه رقابتی نفسگیر با فولادساز برزیلی سیاسان به سرانجام رسید، تاتا استیل هندی را ناگهان به پنجمین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان بدل کرد و پایی محکم در بازار اروپا برایش باز کرد.
اما ادغام با کوروس، مسیری بیدردسر نبود. بحران مالی جهانی ۲۰۰۸، بلافاصله پس از این خرید بزرگ از راه رسید و عملیات اروپایی تازهخریداریشده را زیر فشار رکود، تقاضای ضعیف و رقابت واردات ارزان قرار داد. کارخانه پورت تالبوت در ولز بریتانیا، طی سالهای بعد بارها موضوع بحث فروش یا تعطیلی قرار گرفت؛ و شرکت در نهایت، بخشهایی از داراییهای اروپایی خود را از راه واگذاری یا مشارکت راهبردی بازآرایی کرد.
با اینهمه، تاتا استیل امروز، با ظرفیت تولید نزدیک به سیوچهار میلیون تن در سال، بهعنوان بزرگترین فولادساز بخش خصوصی هند شناخته میشود؛ شرکتی با فعالیت در هند، هلند و بریتانیا، و درآمد سالانهای که در سالهای اخیر از مرز سیویک میلیارد دلار عبور کرده است. این شرکت در سالهای اخیر، در مسیر مشابه بسیاری از رقبای جهانیاش، سرمایهگذاری روی فناوریهای کاهش کربن و تولید فولاد مبتنی بر هیدروژن را نیز آغاز کرده؛ تلاشی برای انطباق میراث بیش از صدودهسالهاش با الزامات صنعتی قرن بیستویکم.
داستان تاتا استیل، در نهایت، روایت شرکتی است که از دل یک ایده استقلالطلبانه در دوران استعمار زاده شد، در سختترین فراز و نشیبهای اقتصاد جهانی دوام آورد، و اکنون، بیش از یک قرن پس از نخستین شمش فولادش در جمشیدپور، همچنان یکی از ستونهای صنعت فولاد جهانی است.
نوکور چگونه غول
فولاد آمریکا شد؟
مطالب مرتبط


