به گزارش فولادنامه؛ گاهی نقطه آغاز یک هفته پرنوسان در بازار فلزات، نه یک معدن یا یک کورهبلند، که یک گزارش اشتغال است. همین اتفاق درست چهاردهم ژوئیه رخ داد؛ روزی که شاخص دلار آمریکا به پایینترین سطح دو هفته اخیر خود، یعنی نزدیک صدویک واحد، سقوط کرد و موجی از تجدیدنظر قیمتی را در بازارهای کالایی جهان، از جمله سنگآهن و انرژی، به راه انداخت.
ریشه این افت را باید در گزارش اشتغال ژوئن آمریکا جستوجو کرد. اقتصاد آمریکا در آن ماه تنها پنجاهوهفت هزار شغل جدید ایجاد کرد؛ رقمی که نهتنها نصف انتظارات تحلیلگران بود، بلکه با تجدیدنظر نزولی هفتادوچهار هزار شغلی در آمار دو ماه پیش از آن همراه شد. نرخ بیکاری در همان حال به چهارودودهم درصد رسید. این ترکیب، بازارها را وادار کرد چشمانداز نرخ بهره فدرال رزرو را بازتعریف کنند؛ برآوردهای جدید نشان میدهد احتمال ثابت ماندن نرخ بهره در محدوده سهونیم تا سهوسهچهارم درصد در نشست بیستونهم ژوئیه، اکنون نزدیک به شصتوپنج درصد است؛ چرخشی محسوس نسبت به لحن نسبتاً سختگیرانهای که فدرال رزرو در نشست ژوئن نشان داده بود.
ضعف دلار، بهطور سنتی، برای کالاهایی که با این ارز قیمتگذاری میشوند - از جمله سنگآهن - به معنای کاهش هزینه واقعی خرید برای کشورهایی با ارز دیگر است؛ اثری که در همین بازه بهوضوح در تابلوی معاملات آتی سنگآهن چین دیده شد. قرارداد سنگآهن در بورس کالای دالیان، تا میانه ژوئیه از مرز هفتصدوشصت یوان بر تن عبور کرد؛ بالاترین سطح یکماهه اخیر. اما این جهش، تنها محصول ضعف دلار نبود؛ همزمانی آن با محدودیتهای تازه گروه منابع معدنی چین علیه محمولههای فورتسکیو استرالیا، به این حرکت شتاب بیشتری داد.
در تابلوی قیمت جهانی، سنگآهن با عیار شصتودو درصد، در بازه هفدهم ژوئیه در محدوده نزدیک به نودونه دلار بر تن معامله میشد؛ رقمی که در یک ماه اخیر بیش از دو درصد افت کرده، اما نسبت به مدت مشابه سال گذشته همچنان بالاتر ایستاده است. این نوسان محدود اما پیوسته، دقیقاً همان چیزی است که تحلیلگران آن را «بازار در حالت انتظار» توصیف میکنند: نه افت قطعی، نه جهش پایدار، بلکه رفتوبرگشتی میان اخبار عرضه از استرالیا و چین، و اخبار پولی از واشنگتن.
در جبهه انرژی، بازار نفت آرامتر از فلزات پیش رفت. نفت برنت در همین بازه نزدیک به هشتادوچهارونیم دلار و وستتگزاس اینترمدییت نزدیک به هفتادونه دلار در هر بشکه معامله شد؛ سطحی که نسبت به اوج بحران تنگه هرمز در بهار امسال، فاصله محسوسی گرفته و نشان میدهد بازار انرژی، برخلاف بازار فلزات، هنوز بیشتر تحت تأثیر عرضه فیزیکی است تا نوسانات ارزی. با این حال، هزینه بالاتر سوخت دیزل معدنی و کرایه حمل دریایی، هنوز بهطور کامل از ساختار هزینه تولیدکنندگان سنگآهن و فولاد پاک نشده است.
این تصویر ترکیبی - دلاری ضعیفتر، بورس کالای چین در حال جهش، و انرژی در حالت تثبیت نسبی - برای تولیدکنندگان و تاجران فولاد در سراسر جهان، پیامی روشن دارد: در هفتههای پیش رو، مسیر قیمتها کمتر از همیشه به عرضه و تقاضای واقعی فولاد وابسته خواهد بود، و بیشتر از همیشه به تصمیمهای بانک مرکزی آمریکا، سیاست ارزی چین، و کشمکشهای ژئوپلیتیک بر سر مسیرهای حمل دریایی. برای بازاری که سنتاً بر پایه تن و کوره تعریف میشد، این روزها، صفحه نمایش تابلوی ارز، بهاندازه صفحه نمایش تابلوی فلزات اهمیت پیدا کرده است.
مطالب مرتبط


