به گزارش فولادنامه؛ سال ۱۹۷۸ در ساحل دریای چین شرقی، نخستین شمعکوبی یک پروژه فولادی در نزدیکی شانگهای آغاز شد؛ پروژهای که بعدها به گروه باوستیل تبدیل شد. اما ریشههای این صنعت به عقبتر بازمیگردد، به کارخانه فولاد ووهان و کارگاه فولاد جیاننان که در دهه پایانی قرن نوزدهم بنیانگذاری شدند و نخستین جرقههای صنعت فولاد مدرن چین را زدند.
آنچه امروز با نام «چاینا باووو» شناخته میشود، محصول ادغام تدریجی همین بنگاههای قدیمی است؛ نه یک داستان کارآفرینی خصوصی مثل نوکور در آمریکا، بلکه روایتی از برنامهریزی متمرکز دولتی که یک شرکت فولادی را در کمتر از یک دهه به بزرگترین تولیدکننده فولاد خام جهان تبدیل کرد.
تولد یک غول از دل ادغام
نقطه عطف واقعی داستان باووو به سپتامبر ۲۰۱۶ برمیگردد؛ زمانی که دو غول فولادی دولتی چین، گروه باوستیل و شرکت فولاد و آهن ووهان، در یک معامله تمامسهامی با یکدیگر ادغام شدند. کمیسیون نظارت و مدیریت داراییهای دولتی چین بر هر دو بنگاه نظارت داشت و همین موضوع مسیر ادغام را هموار کرد. حاصل کار، شرکتی بود با داراییهایی در حدود ۷۳۰ میلیارد یوان و نزدیک به ۲۲۸ هزار کارمند که از دسامبر همان سال با نام رسمی «گروه فولاد چاینا باووو» فعالیت خود را آغاز کرد.
اما ادغام باوستیل و ووهان تنها آغاز راه بود. باووو از سال ۲۰۱۸ وارد فاز تازهای از سیاست تثبیت داخلی شد؛ سیاستی که هدفش تجمیع دهها کارخانه پراکنده فولادی چین زیر یک چتر واحد بود. در سال ۲۰۱۹ سهم ۵۱ درصدی گروه ماآنشان به دست آمد، در سال ۲۰۲۰ نوبت به تایوان آیرون اند استیل رسید، و در سالهای بعد کونمینگ، چونگچینگ، شاندونگ و سرانجام سینوستیل نیز به این مجموعه پیوستند.
این الگوی رشد از طریق خرید و ادغام پیاپی، دقیقاً نقطه مقابل مسیری بود که نوکور در آمریکا با نوآوری در کورههای کوچک و ساختار مسطح مدیریتی پیمود؛ باووو نه با اختراع فناوری تازه، بلکه با در اختیار گرفتن ظرفیتهای موجود، به سرعت بزرگ شد.
عبور از آرسلورمیتال
نتیجه این سیاست تثبیت، خود را در آمار تولید نشان داد. باووو که در سال ۲۰۱۸ تنها حدود ۶۷ میلیون تن فولاد خام تولید میکرد، در سال ۲۰۱۹ به مرز ۹۶ میلیون تن رسید و توانست برای نخستینبار از آرسلورمیتال، غول فولادی مستقر در لوکزامبورگ، پیشی بگیرد.
طبق آمار انجمن جهانی فولاد، تولید باووو در سال ۲۰۱۹ حدود ۲۱ درصد رشد کرد و به ۱۱۵ میلیون تن رسید؛ رشدی که بخشی از آن مدیون خرید تایوان آیرون اند استیل بود. این نخستینبار در تاریخ بود که یک شرکت چینی عنوان بزرگترین فولادساز جهان را از آن خود میکرد.
از آن پس فاصله باووو با رقیبان تنها بیشتر شد. بر اساس گزارش «فولاد جهان در ارقام» انجمن جهانی فولاد، تولید این غول چینی در سال ۲۰۲۴ به بیش از ۱۳۰ میلیون تن رسید؛ رقمی نزدیک به دو برابر آرسلورمیتال که با حدود ۶۵ تا ۶۸ میلیون تن در رده دوم قرار گرفت. گروه آنستیل چین در رده سوم و نیپون استیل ژاپن، بهعنوان بزرگترین فولادساز خارج از چین، در رده چهارم ایستادند. باووو اکنون تنها یک شرکت فولادی نیست؛ حجم تولیدش از کل تولید سالانه بسیاری از کشورهای صنعتی جهان فراتر رفته است.
از معدن سیماندو تا کورههای سبز
رشد باووو در سالهای اخیر تنها به مرزهای چین محدود نمانده است. زیرمجموعهاش، باوستیل، در سال ۲۰۲۴ بهعنوان سهامدار اصلی در پروژه معدن سنگآهن سیماندو در گینه وارد شد؛ ذخیرهای که یکی از باکیفیتترین کانسارهای سنگآهن جهان بهشمار میرود و قرار است وابستگی باووو به واردات سنگآهن را کاهش دهد.
در عربستان سعودی، این غول چینی با آرامکو و صندوق سرمایهگذاری عمومی وارد یک سرمایهگذاری مشترک برای ساخت مجتمع فولاد ورقی شده، و در قزاقستان نیز پروژهای با ظرفیت سالانه سه میلیون تن بر پایه فناوری احیای مستقیم و کوره قوس الکتریکی در دست ساخت است.
باووو همچنین در مرکز موجی از همکاریهای بینالمللی برای فولاد کمکربن قرار گرفته است. این شرکت با ریوتینتو بر سر توسعه یک کوره ذوب الکتریکی آزمایشی در چین توافق کرده، با بیاچپی روی فناوریهای جذب و ذخیره کربن همکاری میکند، با فورتسکیو استرالیایی در حوزه آهن سبز وارد تفاهم شده و با شرکت معدنی وale برزیلی نیز بر سر تولید بیوچار برای استفاده در کورههای بلند به توافق رسیده است.
در پایان سال ۲۰۲۳، زیرمجموعه باوستیل نخستین واحد صنعتی تولید آهن احیای مستقیم بر پایه هیدروژن را در کارخانه ژانجیانگ در استان گوانگدونگ راهاندازی کرد؛ گامی که فاصله چشمگیری با فناوری کوره بلند سنتی دارد.
سایه سنگین مازاد ظرفیت
اما این غول عظیم با چالشی جدی نیز دستوپنجه نرم میکند: مازاد ظرفیت تولید در سراسر صنعت فولاد چین. بر اساس گزارش چشمانداز فولاد سازمان همکاری اقتصادی و توسعه در سال ۲۰۲۵، حمایتهای دولتی از بنگاههایی مانند باووو یکی از عوامل اصلی این مازاد ظرفیت بهشمار میرود؛ حمایتهایی که تولید را از سیگنالهای واقعی تقاضا جدا کرده و فشار نزولی بر قیمت جهانی فولاد وارد میکند.
حاشیه سود این شرکت نیز با وجود غولپیکر بودنش چندان درخشان نیست؛ پیشبینی میشود حاشیه سود عملیاتی آن در سالهای ۲۰۲۶-۲۰۲۵ در محدوده هشت درصد باقی بماند، رقمی پایینتر از سطح پیش از همهگیری کرونا. سهم تولید فولاد با روش کوره قوس الکتریکی که مسیر کمکربنتری محسوب میشود نیز در سالهای اخیر در حدود ده درصد باقی مانده و رشد چندانی نکرده است.
با اینهمه، تصویر باووو تصویر یک تناقض بزرگ صنعتی است: بنگاهی که با اتکا به قدرت دولت به بزرگترین فولادساز تاریخ بشر بدل شده، اما اکنون باید همان قدرت را برای عبور از بحران مازاد تولید و رسیدن به آیندهای کمکربنتر به کار گیرد. اگر نوکور نماد یک انقلاب از پایین در صنعت فولاد آمریکا بود، باووو نماد یک امپراتوری ساختهشده از بالا در چین است؛ امپراتوریای که اندازهاش هم بزرگترین دارایی آن است و هم بزرگترین چالش پیش رویش.
مطالب مرتبط


