به گزارش فولادنامه کارخانهیِ فولادِ لاسارو کاردناس، در ایالتِ میچوآکانِ مکزیک، معمولاً صدایی یکنواخت و پیوسته دارد؛ غرشِ کورهیِ بلند، سوتکشیدنِ بخار در دیگبخارها، و ضربانِ ماشینآلاتی که شبانهروز، بیوقفه، شمشِ فولاد را به سیم و میلگرد تبدیل میکنند. این مجموعه، با ظرفیتِ ساخت ششونیم میلیون تن فولاد در سال، یکی از ستونهای صنعتیِ سواحلِ اقیانوسِ آرامِ مکزیک است.
اما در یک روزِ تابستانیِ سالِ گذشته، این صدایِ یکنواخت، ناگهان قطع شد.
لحظهیِ قطعی
چند نوبتِ متوالیِ قطعیِ برق، در فاصلهیِ کوتاهی از هم، به شبکهیِ برقِ کارخانه ضربه زد. برای اغلبِ کارخانهها، یک قطعیِ برقِ چندساعته، مسئلهای مدیریتشدنی است؛ اما در دلِ یک کورهیِ بلند، ماجرا اینقدر ساده نیست. کورههای بلند بهشکلِ پیوسته و بدونِ وقفه کار میکنند، و دیگبخارهایی که هوایِ فشرده برایِ احتراقِ کوره را تأمین میکنند، به تغذیهیِ برقیِ ثابت وابستهاند.
وقتی برق قطع شد، این دیگبخارها دچارِ آنچه مهندسانِ کارخانه بعدها «آسیبِ بحرانی» نامیدند، شدند. از میانِ چهار دیگبخاری که برایِ عملکردِ ایمنِ کوره لازم بودند، سهتا آسیب دیدند. کورهیِ بلند، که چهلدرصد از ظرفیتِ کلِ مجموعه را تأمین میکرد، دیگر نمیتوانست کار کند.
تصمیمِ سخت: توقفِ کامل
مدیرانِ کارخانه در بیانیهای اعلام کردند که ایمنیِ کارکنان، مهمتر از هر چیزِ دیگری است؛ و به همین دلیل، تولیدِ فولادِ بلند -عمدتاً میلگرد- بهطورِ کامل متوقف شد. شرکت، وضعیتِ فورسماژور را اعلام کرد؛ اصطلاحی که در قراردادهایِ صنعتی، به معنایِ رویدادی خارج از کنترلِ شرکت است که مانعِ ایفایِ تعهداتش میشود.
تعمیرِ دیگبخارهایِ آسیبدیده، کارِ سادهای نبود. برآوردهایِ اولیه از چهار تا شش ماه زمان صحبت میکردند؛ یعنی نزدیک به سی درصد از ظرفیتِ تولیدِ کلِ مجموعه، برایِ نیمِ سال از مدار خارج میشد.
وقتی یک کارخانه، به شبکهیِ جهانیاش تکیه میکند
آنچه در هفتههای بعد اتفاق افتاد، نشان داد که یک کارخانهیِ بزرگ، بهتنهایی کار نمیکند؛ بلکه بخشی از یک شبکهیِ جهانی است. برایِ حفظِ تعهداتش به مشتریان، ارسلورمیتال مکزیک سراغِ خواهرخواندههای خودش در سراسرِ جهان رفت: آهنِ اسفنجیِ فشرده را از کارخانهیِ خواهرش در تگزاس خرید، مصرفِ قراضه در فرآیندِ تولید را به حداکثر رساند، و برایِ حفظِ خطِ تولیدِ ورقِ گرم، اسلبِ فولادی را از کارخانههای برزیلیاش وارد کرد. این اقدامات، نشاندهندهیِ همان چیزی بود که مهندسانِ صنعتی «انعطافِ زنجیرهیِ تأمین» مینامند: وقتی یک حلقه از زنجیره میشکند، بقیهیِ شرکت تلاش میکند خلأ را از جایِ دیگری پر کند.
داستانی که تازه نبود
برایِ کارگرانِ لاسارو کاردناس، این تعطیلی، اولین بحرانِ سالِ اخیرشان نبود. تنها نُه ماه پیش از آن، همین خطِ تولید، پس از یک اختلافِ کارگریِ پنجماهه با اتحادیهیِ معدنچیانِ مکزیک، بهسختی به مدار بازگشته بود. حالا، بهمحضِ عادیشدنِ اوضاع، یک بحرانِ فنیِ تازه از راه رسید.
کورهیِ بلند سرانجام در ماهِ ژانویه، پس از پایانِ آمادهسازیِ فنی و عملیاتی، دوباره روشن شد. اما داستان همانجا تمام نشد. بهارِ امسال، بارِ دیگر، یک قطعیِ برقِ تازه، این بار در بخشِ کورهیِ قوسِ الکتریکی، باعثِ آنچه شرکت آن را «واکنش» نامید شد؛ رویدادی که یکبارِ دیگر، ریتمِ تولید را برهم زد.
صدایِ کارخانهای که سکوت را دوست ندارد
مدیرِ مالیِ ارسلورمیتال، در گزارشِ درآمدیِ شرکت، رقمِ خسارتِ همان یک فصل را چهل میلیون دلار اعلام کرد؛ عددی که پشتِ خودش، ساعتهایِ بیشماری از تلاشِ مهندسان، تکنسینها و کارگرانی را پنهان میکند که در دلِ شب، با نورِ چراغقوه و صدایِ ژنراتورهایِ اضطراری، تلاش کردند صدایِ خاموششدهیِ کوره را دوباره زنده کنند.
در صنعتِ فولاد، برق فقط یک نهادهیِ تولید نیست؛ نبضِ کارخانه است. و وقتی این نبض، حتی برایِ چند ساعت میایستد، پژواکش را میشود ماهها بعد، هم در گزارشهایِ مالی و هم در خستگیِ چهرهیِ کارگرانی که شیفتِ شب را در دلِ یک بحران گذراندهاند، دید.
مطالب مرتبط


