به گزارش فولادنامه؛ کورههای بلندِ جهان، هر ثانیه، تنی چند سنگآهن و زغالسنگ میبلعند؛ موادِ خامی که قیمتشان، مثلِ نبضِ یک بیمار، وضعیتِ کلِ بدنهیِ صنعتِ فولاد را نشان میدهد. امروز، دوم ژوئیه، این نبض چیزِ عجیبی را روایت میکند: دو مادهیِ خامی که همیشه دستدرِدستِ هم حرکت میکردند، امروز از هم جدا شدهاند.
سنگآهن: سقوط به کف یکساله
قیمتِ سنگآهن در بازارهای جهانی، به پایینترین سطحِ یک سالِ اخیر رسید و در محدودهیِ نودوسه دلار در هر تن نشست. دلیلِ اصلی، ترکیبی از چند عاملِ همزمان است: نخست، سازوکارِ تازهیِ حفاظتیِ اتحادیهیِ اروپا که از اول ژوئیه اجرایی شد و چشماندازِ تقاضا برایِ فولاد را در اروپا تیره کرده. دوم، انبارهای بندریِ چین که به سطحِ رکوردِ صدوشصتمیلیونتن رسیدهاند؛ یعنی عرضه بهقدری فراوان است که خریداران دیگر عجلهای برایِ خرید ندارند. سوم، و شاید مهمتر از همه: ورودِ بازیگرِ تازهای به این بازار.
معدنِ عظیمِ سیماندو در گینه، که تحتِ مالکیتِ مشترکِ چند شرکتِ بزرگ از جمله ریوتینتو قرار دارد، اولین محمولههایش را به بنادرِ چین رساند. این معدن قرار است در سالِ جاری بین پانزده تا بیست میلیون تن سنگآهن تولید کند و سالِ بعد این رقم را تا پنجاه میلیون تن افزایش دهد؛ حجمی که بهتنهایی میتواند معادلاتِ عرضهیِ جهانی را تغییر دهد.
زغالِ ککشو: داستانی از کمبود، نه از تقاضا
اما در همان روزهایی که سنگآهن سقوط میکرد، زغالِ ککشو -سوختِ اصلیِ کورههای بلند- مسیرِ کاملاً متفاوتی را در پیش گرفت. در استانِ شانشی چین، بعد از یک حادثهیِ مرگبار در معدنِ زغالِ لیوشنیو -که بازرسان بعدها زیرساختهایی برای پنهانکاری هم در آن کشف کردند- بازرسیهای ایمنیِ سختگیرانهای در سراسرِ استان آغاز شد. نتیجه؟ توقفِ چندین معدنِ زغال، و بهدنبالِ آن، جهشِ قیمتِ زغالِ ککشو.
این واگراییِ عجیب -سقوطِ سنگآهن همزمان با جهشِ زغال- به تحلیلگران نشان میدهد که ماجرا از جنسِ رونقِ تقاضا نیست، بلکه یک بحرانِ عرضهست. اگر تقاضایِ واقعیِ فولاد در حالِ رشد بود، هر دو مادهیِ خام همزمان گران میشدند. اما اینجا فقط یکی از آنها گران شده؛ نشانهای از یک گلوگاهِ مشخص در زنجیرهیِ تأمین، نه یک شکوفاییِ اقتصادی.
پیامدش را میشود در حاشیهیِ سودِ کارخانههای چینی دید: سودآوریِ کارخانههای فولادِ چین این هفته حدودِ پنج واحدِ درصد افت کرد و به حدودِ نیمی از ظرفیت رسید؛ کارخانههایی که از یکسو با سنگآهنِ ارزان مواجهاند، اما از سویِ دیگر، هزینهیِ سوختِ کورههایشان روزبهروز سنگینتر میشود.
انرژی: سایهای که از خلیجِ فارس عقب مینشیند
اما تصویرِ کاملِ «کورهیِ روشن» بدونِ نگاهی به بازارِ گستردهترِ انرژی، ناقص است. هفتههای اخیر، بازارهایِ جهانیِ زغالِ حرارتی و انرژی، تحتِ تأثیرِ تحولاتِ خاورمیانه بودهاند. با پیشرفتِ گفتوگوهایِ صلح میانِ آمریکا و ایران و امیدها برایِ بازگشاییِ کاملِ تنگهیِ هرمز، قیمتِ زغالِ حرارتی به زیرِ صدوسی دلار در هر تن بازگشته؛ سطحی که پیش از تنشهای اخیرِ منطقهای برقرار بود. نفت و گازِ طبیعی هم مسیرِ مشابهی را طی کردهاند و به سطوحِ پیش از بحران نزدیک شدهاند.
این آرامشِ نسبی، اما، معنایِ کاهشِ نقشِ زغال در جهان نیست. طبق آخرین برنامهیِ پنجسالهیِ چین، این کشور همچنان راهبردِ «همهچیز باهم» را دنبال میکند: هم بزرگترین سرمایهگذارِ جهان در انرژیهای پاک است، و هم در سالِ گذشته، هفتادوهشت درصد از ظرفیتِ تازهیِ نیروگاههایِ زغالسوزِ جهان را بهتنهایی اضافه کرده است؛ تصویری از کشوری که همزمان به دو جهتِ متضاد میرود.
سه بازار، یک کوره
امروز، در کورهیِ جهانیِ فولاد، سه داستانِ موازی در جریان است: سنگآهنی که بهخاطرِ سیل عرضه و تقاضایِ ضعیف، ارزانتر میشود؛ زغالِ ککشویی که بهخاطرِ یک بحرانِ ایمنی در یک استانِ چینی، گرانتر میشود؛ و بازارِ گستردهترِ انرژی که، دستِکم برایِ امروز، نفسِ راحتی از فروکشِ تنشهای خاورمیانه میکشد.
این سه خط، در نهایت، به یک نقطه میرسند: کارخانهیِ فولادی که باید هر روز تصمیم بگیرد، با این ترکیبِ نامتوازنِ هزینهها، کورهاش را چگونه روشن نگه دارد.
مطالب مرتبط


