به گزارش فولادنامه؛ در دنیای امروز، صنعت فولاد با چالش دوگانهای روبهروست: تأمین تقاضای رو به افزایش مواد اولیه برای توسعه جهانی و همزمان پاسخگویی به فشارهای فزاینده برای فعالیتهای پایدار و شفاف. شرکتهای فولادسازی برای ایجاد اعتماد میان ذینفعان، مشتریان و سرمایهگذاران، ناچارند حجم عظیمی از گزارشدهیهای محیط زیستی، اجتماعی و حاکمیتی (environmental, social, and governance) راکه بهاختصار ESG نامیده میشوند مدیریت کنند. این گزارشها اغلب پیچیده، متنوع و زمانبر هستند و تیمهای مرتبط با فعالیتهای پایداری را در معرض فشار شدید قرار میدهند. هوش مصنوعی میتواند این فرایند را متحول کند و به صنعت فولاد کمک کند تا بدون غرق شدن در صفحات گسترده اکسل و اسناد پراکنده، شفافیت لازم را فراهم آورد.
تولیدکنندگان فولاد فعالانه در چارچوبهای بینالمللی مانند IRMA، ICMM، ResponsibleSteel و منشور پایداری انجمن جهانی فولاد مشارکت دارند. علاوه بر این، باید با مقررات سختگیرانهای همچون مکانیسم تنظیم مرزی کربن (CBAM) و استانداردهای گزارشدهی مالی بینالمللی (IFRS) و دستورالعمل گزارشدهی پایداری شرکتی اروپا (CSRD) مطابقت داشته باشند. همزمان، پرسشنامههای متعدد از سوی مشتریان، سرمایهگذاران و نهادهای ارزیابی مانند CDP و CSA دریافت میکنند. این درخواستها معمولاً شامل سؤالاتی در مورد گزارشدهی منظم انتشار گازهای گلخانهای، وجود محصولات فولادی کربنخنثی، شیوه مدیریت زنجیره تأمین برای جلوگیری از کار کارگران زیر سن قانونی، رعایت حقوق بشر، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، برنامههای بازیافت و اقتصاد چرخشی هستند. این پرسشنامهها اغلب در قالبها و زبانهای مختلف، با عبارات مشابه، اما نه یکسان و گاهی ترجمههای ناقص ارسال میشوند. نتیجه آن، بار کاری سنگین بر تیمهای مرتبط با فعالیتهای پایداری است که باید همزمان پروژههای کاهش کربن، تعاملات اجتماعی و پاسخ به این سیل اطلاعاتی را پیش ببرند. بسیاری از اوقات، تمرکز بر پاسخ به ذینفعان مهم باعث تعویق ابتکارات استراتژیک بلندمدت میشود.
در چنین شرایطی که مقررات و انتظارات بهسرعت تغییر میکنند، ایجاد یک استاندارد واحد جهانی برای پوشش همه نیازها تقریباً غیرممکن است. تلاش برای یکپارچهسازی چندین چارچوب معمولاً به استانداردهای جدیدتر منجر میشود و تکهتکه بودن منظره قانونی همچنان باقی میماند. بنابراین، راهحل عملی نه در جستوجوی وحدت کامل، بلکه در ایجاد سیستمهایی انعطافپذیر و هوشمند است که قادر باشند دادههای موجود شرکت را بهسرعت به صورت قالبهای موردنیاز درآورند، شکافهای اطلاعاتی را شناسایی کنند و ناهماهنگیها را برجسته سازند. هوش مصنوعی دقیقاً این قابلیت را ارائه میدهد. ابزارهای سفارشی AI میتوانند کار کپی-پیست دستی بین اسناد را به حداقل برسانند، با تحلیل درخواستهای ورودی بهطور خودکار، الگوهای تکرارشونده را کشف کنند و ارزیابی شکاف را بر اساس پایگاه داده داخلی شرکت انجام دهند. بااینحال، موفقیت این ابزارها وابسته به زیرساخت محکم داخلی است. شرکت باید دادههای پایداری خود را بهصورت ساختاریافته، بهروز و دقیق سازماندهی کرده باشد. قوانین افشای شفاف و پروتکلهای امنیتی قوی نیز ضروری هستند تا از انتشار اطلاعات حساس جلوگیری شود.
هوش مصنوعی بدون نظارت انسانی متخصص، نمیتواند جایگزین قضاوت مهندسی و درک عمیق زمینه کسبوکار شود. از منظر مهندسی، مزایای هوش مصنوعی در این حوزه قابلتوجه است. پردازش حجم بالای دادهها در چند دقیقه، پشتیبانی از فرمتهای متنوع و زبانهای مختلف و تبدیل اطلاعات پراکنده به بینشهای عملی، بهرهوری تیمها را به شکل چشمگیری افزایش میدهد. AI میتواند روندها را در میان درخواستهای مشتریان، سرمایهگذاران و نهادهای قانونی شناسایی کند و به مدیران کمک کند تا برنامهریزی استراتژیک دقیقتری داشته باشند. برای مثال، با تحلیل الگوها میتوان فهمید کدام موضوعات ESG در شش ماه گذشته بیشتر تکرار شده و اولویتهای سرمایهگذاری در فناوریهای سبز یا بهبود فرایندهای تولیدی را تعیین کرد. با وجود این مزایا، محدودیتهای هوش مصنوعی را نباید نادیده گرفت. این سیستمها هنوز فاقد درک زمینهای عمیق هستند و نمیتوانند جایگزین مهارت متخصصان صنعت فولاد شوند که با مسائل فنی، مقرراتی و عملیاتی شرکت آشنا هستند. علاوه بر این، کیفیت خروجی AI مستقیماً وابسته به کیفیت و کامل بودن دادههای ورودی است؛ بنابراین نیاز به الگوریتمهای تأیید و تصحیح خودکار برای کاهش خطا و پردازش وجود دارد. کار با دادههای حساس نیز ریسکهای امنیتی و حقوقی ایجاد میکند که نیازمند سیستمهای رمزنگاری، کنترل دسترسی دقیق و لاگگیری کامل است.
یک مطالعه موردی موفق در این زمینه، پیادهسازی پلتفرم beSirius در یک شرکت فولادسازی بزرگ است. این شرکت با دریافت روزانه درخواستهای متعدد ESG، تصمیم به ایجاد دوقلوی پایداری (Sustainability Twin) گرفت. این مدل دیجیتال، آینهای دقیق از ساختار سازمانی، سبد محصولات، فرایندهای عملیاتی و تمام شاخصهای پایداری شرکت است. دادههایی مانند میزان انتشار گازهای گلخانهای، مصرف انرژی، شاخصهای حقوق بشر، میزان بازیافت مواد، انطباق با مقررات و اطلاعات زنجیره تأمین بهصورت یکپارچه در این دوقلوی دیجیتال ذخیره و بهروزرسانی میشوند. بر اساس این زیرساخت، گردش کارهای هوشمندی طراحی شد که اجازه میدهد هوش مصنوعی پاسخهای اولیه را تولید کند و سپس تیم متخصص آنها را بررسی و اعتبارسنجی و در صورت نیاز، با دپارتمانهای ریسک، مالی، حقوقی یا حتی تأمینکنندگان هماهنگی کند. تمام مراحل با کنترل نسخه و قابلیت ردیابی کامل ثبت میشوند. نتایج این پروژه بسیار ملموس بود: تمام درخواستها بهموقع پاسخ داده شدند، بیش از ۸۵ درصد محتوای پاسخها توسط AI تولید و توسط کارشناسان انسانی نهایی شد، تیم پایداری حدود ۳۰ ساعت در هفته صرفهجویی زمانی داشت، دهها شکاف اطلاعاتی مهم شناسایی و به پروژههای بهبود تبدیل شدند و لاگگیری کامل تعاملات امکان ردیابی دقیق موضوعات ESG را فراهم آورد. از نظر مهندسی داده، این دوقلوی دیجیتال مانند یک داشبورد مرکزی عمل میکند که تحلیلهای پیشرفته را ممکن میسازد. مدیران میتوانند بهراحتی ببینند کدام دستهبندیها مانند انتشار کربن، زنجیره تأمین پایدار، تنوع و یا الزامات خاص شرکتی در درخواستهای مختلف بیشترین وزن را دارند. این اطلاعات به برنامهریزی دقیقتر پروژههای کربنزدایی، سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و حتی طراحی محصولات جدید کمک میکند.
در نهایت، ابزارهای هوش مصنوعی در حال تکامل مداوم هستند و بهتدریج به شرکای قابلاعتماد تیمهای پایداری و مهندسی تبدیل میشوند. آنها وظایف تکراری و پرزحمت جمعآوری، سازماندهی و قالببندی داده را بر عهده میگیرند و اجازه میدهند متخصصان بر جنبههای خلاقانه و استراتژیک تمرکز کنند، مانند: بهینهسازی فرایندهای تولید کمکربن، توسعه فناوریهای نوین بازیافت، تقویت روابط با جوامع محلی و نوآوری در محصولاتی که واقعاً پایدار هستند. هوش مصنوعی جایگزین متخصصان انسانی نمیشود، بلکه آنها را توانمندتر میسازد تا صنعت فولاد بتواند همزمان به نیازهای اقتصادی جهان پاسخ دهد و مسئولیتهای زیستمحیطی و اجتماعی خود را به بهترین شکل ایفا کند. این رویکرد ترکیبی از هوش انسانی و مصنوعی، نهتنها بهرهوری را افزایش میدهد، بلکه سطح اعتماد ذینفعان را ارتقا میبخشد و مسیر را برای یک صنعت فولاد سبزتر و شفافتر هموار میکند. با گسترش کاربرد AI در حوزه ESG، انتظار میرود شرکتهایی که این فناوری را بهدرستی پیادهسازی کنند، مزیت رقابتی قابلتوجهی در بازارهای جهانی به دست آورند و در مواجهه با مقررات آینده و انتظارات رو به رشد جامعه، آمادهتر باشند.
منبع: ایراسین
مطالب مرتبط


