به گزارش فولادنامه؛ یک لحظه تصور کنید ارث پدریتان بزرگترین شرکت فولادسازی خصوصی جهان باشد — با عملیات در ۶۰ کشور، ۱۵۸,۰۰۰ کارمند، و درآمد سالانهای که در دورههای اوج از ۸۰ میلیارد دلار عبور میکند. حالا تصور کنید وظیفهتان نه نگهداشتن این امپراتوری، بلکه تبدیل کردن آن به چیزی باشد که هنوز کامل وجود ندارد: یک شرکت فولادی که «سبز» است، «هوشمند» است، و در دنیایی که هر دو بازیگر بزرگ آسیایی و سیاستگذاران غربی میخواهند ساختار صنعت را بازنویسی کنند، بقا دارد.
این وظیفهای است که آدیتیا میتال — مدیرعامل ArcelorMittal و پسر لکشمی میتال — روی میزش دارد.
پدر امپراتوری ساخت، پسر باید آن را نجات دهد
لکشمی میتال یکی از شگفتانگیزترین داستانهای ثروتسازی قرن بیستم است. پسر یک خانواده هندی که از اندونزی شروع کرد و با یک سری تملک جسورانه — از رومانی تا آمریکا تا فرانسه — بزرگترین امپراتوری فولادی غیردولتی جهان را ساخت. ادغام تاریخی با Arcelor در ۲۰۰۷، با همه مقاومتی که در پاریس و لوکزامبورگ ایجاد کرد، تاج این امپراتوری شد.
اما آدیتیا در جهان دیگری بزرگ شده است. جهانی که در آن بازار چین میتواند یکشبه قیمت فولاد جهانی را جابجا کند. جهانی که اتحادیه اروپا سهمیههای واردات فولاد را هر سال سفتتر میکند. و جهانی که مشتریان بزرگ — از خودروسازان تا غولهای تکنولوژی — برای اولینبار دارند میپرسند: «این فولاد چقدر کربن داشته؟»
حرفی که این هفته در اتاق مدیران ArcelorMittal زده شد
۲۲ ژوئیه گذشته، ArcelorMittal اعلام کرد که یک مشارکت استراتژیک با Amazon Web Services (AWS) بسته است. اما این یک مشارکت فناوری معمولی نیست.
ArcelorMittal اعلام کرد که این همکاری فناوریهای ابر و هوش مصنوعی را در فرآیندهای تولیدی شرکت بهکار خواهد گرفت — از تعمیر و نگهداری پیشبینانه تا کنترل کیفیت با دوربینهای هوشمند و دوقلوهای دیجیتال از خطوط تولید در ۱۴ کشور.
اما جملهای که از ذهنم نمیرود، این است که نیک پوری، مدیر ارشد اطلاعات ArcelorMittal، در اعلامیه رسمی این مشارکت گفت:
«با همگرا کردن فناوری عملیاتی و اطلاعاتیمان روی یک پلتفرم امن واحد، به سمت عملیاتهای دیجیتالمحور حرکت میکنیم: ایمنتر برای کارکنانمان، قابلاعتمادتر در خروجی، و پایدارتر در طراحی.»
سه کلمه در این جمله کلیدی هستند: ایمنتر، قابلاعتمادتر، پایدارتر. این دقیقاً همان سه مشکلی است که ArcelorMittal — و بهطور کلی صنعت فولاد سنتی — در مقابل آنها آسیبپذیر است.
چرا این مشارکت بیش از یک خبر فناوری است
Amazon قرارداد چندسالهای با ArcelorMittal برای تأمین فولاد XCarb® با کربن پایینتر در اروپا و انگلستان امضا کرده که در مراکز داده و تأسیسات آمازون استفاده خواهد شد.
این جمله را باید با دقت بیشتری خواند. Amazon — شرکتی که صدها مرکز داده در اروپا میسازد — دارد مستقیماً از ArcelorMittal فولاد «سبزتر» میخرد تا در بنایش بهکار ببرد. این یعنی مشتری آخر زنجیره ارزش، «ردپای کربن فولاد» را وارد معادله خریدش کرده است.
آدیتیا میتال سالهاست از XCarb صحبت میکند — برند داخلی ArcelorMittal برای محصولات فولادی با کربن کمتر. اما این اولین بار است که یک خریدار واقعی در مقیاس معنادار پشت این ایده پول گذاشته است.
این سیگنال مهمی است: اگر Amazon این کار را میکند، بقیه غولهای تکنولوژی که میخواهند اعداد ESG سبزتری نشان دهند، احتمالاً دنبالش میآیند. و آنگاه «فولاد سبزتر» دیگر فقط یک شعار نیست — یک معیار انتخاب تأمینکننده میشود.
آدیتیا چه میبیند که بقیه هنوز نمیبینند؟
برای فهمیدن ذهن آدیتیا میتال، باید یک قدم عقب برویم.
ArcelorMittal سالهاست با یک چالش اساسی دستوپنجه نرم میکند: این شرکت در اروپا — بازاری که رشدش کُند است، تعرفههای کربنیاش بالا میرود، و رقابت واردات از آسیا شدید است — حضور بسیار سنگین دارد. در همان حال، آسیا — جایی که مصرف فولاد هنوز رشد میکند — سهمش محدودتر است.
یک مدیر بنگاهمحور این مشکل را با فروش داراییها و کاهش هزینه حل میکند. اما آدیتیا رویکردی متفاوت در پیش گرفته: تبدیل ArcelorMittal به شرکتی که «پریمیوم» میفروشد، نه کالا.
فولاد XCarb یک پریمیوم است. تخصص دیجیتال که با AWS ساخته میشود، یک پریمیوم است. مشتریانی مثل Amazon که حاضرند برای این ویژگیها بیشتر بپردازند، دقیقاً همان مشتریانی هستند که آدیتیا میخواهد.
اما چالشها واقعی هستند
این روایت جذاب است، اما اگر تنها روایتی بود که باید روایت میشد، ستون «اتاق مدیرام» وجودی نداشت.
آدیتیا با سه چالش جدی روبروست که هیچکدام با یک اعلامیه مشارکت حل نمیشوند:
اول، سرعت. دیجیتالیسازی کارخانههای فولاد در ۱۴ کشور با فرهنگهای عملیاتی متفاوت، یک پروژه چندساله است. رقیبانی مثل Nucor در آمریکا یا POSCO در کره، با ساختار سادهتری همین مسیر را میروند.
دوم، هزینه کربن. XCarb هنوز گرانتر از فولاد معمولی است. تا زمانی که مشوقهای دولتی یا تعرفههای کربنی این شکاف را نبندند، تعداد مشتریانی که Amazonوار برای آن بپردازند، محدود خواهد ماند.
سوم، چین. چین Baowu — بزرگترین تولیدکننده فولاد جهان — در حال سرمایهگذاری مشابهی در هوش مصنوعی و دیجیتالیسازی است؛ با این تفاوت که دولت چین پشتش ایستاده و هزینه انرژیاش کمتر است.
حرف آخر اتاق مدیران
اگر بخواهیم در یک جمله بگوییم آدیتیا میتال این هفته دربارهٔ چه فکر میکند، این است: چطور میتوانم ArcelorMittal را از یک فروشنده فولاد به یک تأمینکننده راهحلهای صنعتی پایدار تبدیل کنم — پیش از اینکه بازار اروپا دیگر حاشیه سودم را تحمل نکند؟
مشارکت با AWS هم ابزار این تحول است، هم سیگنالی که به بازار میدهد: ما داریم تغییر میکنیم. جدی.
اما در صنعتی که یک کوره بلند چهار دهه عمر میکند و یک تصمیم سرمایهگذاری اشتباه نسل بعدی مدیران را درگیر بدهی میکند، تنها «جدی بودن» کافی نیست. باید درست هم بود.
همان سوالی که هر صبح در ذهن آدیتیا میتال هست، همان سوالی است که این صنعت باید جواب بدهد: آیا سرعت تغییر ما با سرعت تغییر دنیا همخوانی دارد؟
مطالب مرتبط


