رقابت جهانی فولاد سبز وارد مرحله صنعتی شده و در حالی که اروپا با فشار هزینه‌ها عقب نشسته، چین، عمان و استرالیا جایگاه خود را در زنجیره جدید فولاد کم‌کربن تقویت می‌کنند.
نبردِ پنهانی بر سرِ فولادِ سبز

به گزارش فولادنامه؛ در سالِ ۲۰۱۶، در گوشه‌ای از سوئد، سه شرکت -یک فولادساز، یک معدنِ سنگ‌آهن و یک شرکتِ برق- دورِ هم جمع شدند تا ایده‌ای را امتحان کنند که در آن زمان، بیشتر شبیهِ رؤیایِ آزمایشگاهی بود تا یک طرحِ صنعتی: ساختِ فولاد بدونِ زغال‌سنگ، فقط با استفاده از هیدروژن و برقِ تجدیدپذیر. امروز، ده سال بعد، همان ایده، به میدانِ یکی از خاموش‌ترین اما سرنوشت‌سازترین رقابت‌های صنعتیِ جهان تبدیل شده است.

هفت تا یازده درصد از یک مشکلِ جهانی

صنعتِ فولاد، به‌تنهایی، مسئولِ هفت تا یازده درصد از کلِ انتشارِ گازهایِ گلخانه‌ایِ جهان است؛ رقمی که بیشترش از فرآیندِ سنتیِ کوره‌یِ بلند سرچشمه می‌گیرد؛ همان فرآیندی که کربن را از دلِ سنگ‌آهن، با کمکِ زغال‌سنگ، جدا می‌کند. جایگزینِ اصلی که این روزها بیشترین توجه را به خودش جلب کرده، فرآیندِ «احیایِ مستقیمِ هیدروژنی» است: به‌جایِ زغال، از هیدروژنِ سبز برای جداکردنِ اکسیژن از سنگ‌آهن استفاده می‌شود و محصولِ نهایی، در یک کوره‌یِ قوسِ الکتریکی ذوب می‌شود.

فناوری، امروز دیگر رؤیا نیست؛ در چند نقطه‌یِ جهان، واقعیتِ صنعتی شده. اما همین واقعیت‌شدن، پرده از یک شکافِ عمیقِ جغرافیایی برداشته است.

اروپا: پیشتازی که پا پس کشید

اروپا، در ابتدایِ این رقابت، آشکارا جلوتر بود. بیش از نیمی از پروژه‌های فولادِ سبزِ جهان، در نقشه‌یِ ردیابیِ فولادِ سبز، در خاکِ اتحادیه‌یِ اروپا ثبت شده‌اند. اما در همین اروپا، این هفته‌ها، خبرهایِ ناخوشایندی منتشر شده: آرسلورمیتال، پروژه‌یِ یک‌میلیاردویکصدوسه‌میلیون‌یورویی‌اش در آلمان -با وجودِ یارانه‌های دولتی- را کنسل کرد. تیسن‌کروپ هم مناقصه‌یِ هیدروژنِ سبزش را بی‌مدت به تعویق انداخت. سالتسگیتر، پروژه‌یِ پرچم‌دارش موسوم به سالکوس را عقب انداخت.

دلیل، ساده و بی‌رحمانه است: هزینه‌یِ تولیدِ فولاد با هیدروژنِ سبز، در پایانِ سالِ ۲۰۲۴، نزدیک به هزاروهفتادوچهار یورو در هر تن برآورد شده بود؛ تقریباً دو برابرِ فولادِ متعارف. صنعت روی چیزی به نامِ «حقِ صرافیِ سبز» حساب کرده بود -یعنی مشتریانی که حاضرند برایِ فولادِ کم‌کربن، مبلغِ اضافه‌تری بپردازند- اما این صرافی، در اوایلِ امسال، در برخی از شاخص‌های قیمتی، تا پنجاه درصد سقوط کرد. تنها یک پروژه، یعنی استگرا (که پیش‌تر اچ‌توو گرین استیل نام داشت) در سوئد، توانست بیش از شش میلیارد یورو تأمینِ مالی جذب کند و مسیرِ راه‌اندازی در همین سال را حفظ کند؛ استثنایی که فقط برایِ شرکت‌هایی با پشتیبانیِ مالیِ فوق‌العاده قوی و دسترسی به انرژیِ تجدیدپذیرِ ارزان، ممکن بوده است.

چین: کسی که همه‌چیز را در اختیار دارد

در آن‌سویِ جهان، تصویر کاملاً متفاوت است. بزرگ‌ترین کارخانه‌یِ آهن‌سازیِ هیدروژنیِ جهان، از پاییزِ گذشته، در شهرِ ژانجیانگِ استانِ گوانگ‌دونگِ چین، با ظرفیتِ کامل کار می‌کند. تحلیل‌گران معتقدند چین، به‌خاطرِ ترکیبی از برقِ تجدیدپذیرِ ارزان، ظرفیتِ عظیمِ تولیدِ هیدروژن، و توانِ مالیِ دولتی، می‌تواند تا سالِ ۲۰۳۰ به بزرگ‌ترین تولیدکننده‌یِ فولادِ اولیه‌یِ کم‌کربنِ جهان بدل شود.

نکته‌یِ جالب این‌جاست که موتورِ اصلیِ این تقاضا، صنعتِ خودروسازیِ چین است، نه صرفاً سیاست‌گذاریِ دولتی. شرکت‌هایی مثلِ بی‌ام‌و-برلیانس و فاو-فولکس‌واگن، قراردادهایِ خریدِ بلندمدتِ فولادِ کم‌کربن با شرکت‌های داخلی مثلِ شوگانگ و باواستیل امضا کرده‌اند؛ نشانه‌ای از این‌که فشارِ زنجیره‌یِ تأمینِ خودروسازانِ جهانی، می‌تواند حتی سریع‌تر از قوانینِ زیست‌محیطی، تقاضا برایِ فولادِ سبز ایجاد کند.

خاورمیانه و استرالیا: بازیگرانِ تازه‌واردِ یک بازیِ قدیمی

اما شاید جذاب‌ترین بخشِ این پرونده، ظهورِ بازیگرانی است که تا همین چند سالِ پیش، در نقشه‌یِ فولادِ جهان جایی نداشتند. عمان، در حالِ ساختِ ظرفیتی معادلِ دوازده‌ونیم میلیون تن در سال برایِ تولیدِ آهنِ احیاشده‌یِ مستقیم است؛ ظرفیتی که هدفش نه مصرفِ داخلی، بلکه صادرات است. استرالیا هم، با چند پروژه‌یِ موازی، تلاش می‌کند به یک صادرکننده‌یِ بزرگِ «آهنِ سبز» بدل شود.

این روند، الگویی تازه در تجارتِ جهانیِ فولاد ساخته که برخی تحلیل‌گران آن را «تجارتِ آهنِ فشرده‌یِ سبز» می‌نامند: اروپا، به‌جایِ تولیدِ کاملِ فولادِ سبز در خاکِ خودش -که هزینه‌یِ انرژی‌اش را ندارد- ترجیح می‌دهد آهنِ سبزِ نیمه‌فرآوری‌شده را از کشورهایی با انرژیِ تجدیدپذیرِ ارزان وارد کند و فقط مرحله‌یِ نهاییِ ذوب را در کارخانه‌های داخلی‌اش انجام دهد؛ راهی برای هم‌زمان رعایتِ الزاماتِ کربنیِ اتحادیه و هم‌کاهشِ هزینه.

آمریکا: غایبِ بزرگِ این رقابت

در همین حال، آمریکا، برخلافِ جایگاهش در بسیاری از فناوری‌های دیگر، در این رقابتِ خاص، عقب مانده است. دولتِ فدرال، از ابتدایِ سالِ ۲۰۲۵، دوازده‌ونیم میلیارد دلار از بودجه‌یِ فدرالِ پروژه‌های انرژیِ پاک -از جمله چند طرحِ هیدروژنِ سبز- را لغو کرد و تهدید به لغوِ دوازده‌ونیم میلیارد دلارِ دیگر هم کرده است. شرکتِ سوئدیِ اس‌اس‌ای‌بی، که پیش‌تر برایِ یک پروژه در می‌سی‌سی‌پی برنامه داشت، پیش از این تغییرِ سیاست، خودش را از فرآیندِ دریافتِ یارانه کنار کشید و اعلام کرد قصدِ تلاشِ دوباره در آمریکا را ندارد.

تصویرِ نهایی: رقابتی با چند برنده‌یِ احتمالی

آنچه از این پرونده برمی‌آید، تصویرِ رقابتی است که برخلافِ بسیاری از فناوری‌های صنعتیِ گذشته، به‌احتمالِ زیاد یک «برنده‌یِ واحد» نخواهد داشت. چین، به‌خاطرِ مقیاس و انرژیِ ارزان، به‌احتمالِ زیاد بزرگ‌ترین تولیدکننده خواهد ماند. اروپا، با وجودِ عقب‌نشینی‌های اخیر، همچنان بیشترین دانشِ فنی و پروژه‌های آزمایشیِ پیشرفته را در اختیار دارد. و کشورهایی مثلِ عمان و استرالیا، به‌جایِ رقابت در تولیدِ نهاییِ فولاد، دارند جایگاهِ تازه‌ای برایِ خودشان -به‌عنوانِ تأمین‌کنندگانِ موادِ اولیه‌یِ سبز- می‌سازند.

کوره‌های سبزِ جهان، هنوز به‌طورِ کامل روشن نشده‌اند؛ اما نقشه‌یِ کسانی که قرار است این کوره‌ها را روشن نگه دارند، هر ماه، شکلِ تازه‌ای به خودش می‌گیرد.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

آخرین عناوین