تنش‌های نظامی اخیر در تنگه هرمز با جهش ۷ درصدی قیمت نفت و تغییر در انتظارات نرخ بهره، معادلات هزینه انرژی و سهمیه‌های وارداتی بازار جهانی فولاد را وارد فاز جدیدی از نااطمینانی کرده است.
وقتی هرمز می‌لرزد، قیمت میلگرد در دنیا تکان می‌خورد

به گزارش فولادنامه؛ طلا امروز باید بالا می‌رفت. جنگ، تهدید بستن یک تنگه‌ی حیاتی، بیانیه‌های نظامی پشت سر هم این‌ها دقیقاً همان مواردی‌اند که طلا برای‌شان ساخته شده؛ دارایی‌ای که در بحران، سرمایه به سویش فرار می‌کند. اما امروز طلا بیش از یک درصد سقوط کرد. در همان ساعتی که موشک و بیانیه جنگی رد و بدل می‌شد، «امن‌ترین دارایی جهان» داشت ارزش از دست می‌داد.

این تناقض، نقطه شروع خوبی برای فهمیدن چیزی است که امروز واقعاً در بازارهای جهانی رخ داده: نه یک واکنش ساده به جنگ، بلکه یک زنجیره‌ی پیچیده از علت و معلول که از تنگه هرمز شروع می‌شود، از میان قیمت نفت عبور می‌کند، به سیاست فدرال‌رزرو می‌رسد، و در نهایت روی میز یک کارخانه فولاد در ترکیه یا چین فرود می‌آید. بیایید این زنجیره را حلقه‌به‌حلقه باز کنیم.

جرقه‌ای که همه‌چیز را روشن کرد

آتش‌بس شکننده‌ای که هفته‌ها میان آمریکا و ایران برقرار بود، امروز عملاً فروپاشید. رئیس‌جمهور آمریکا در نشست ناتو در آنکارا اعلام کرد توافق موقت با تهران «تمام شده» و ارتش آمریکا به پدافند هوایی، شبکه‌های فرماندهی و ده‌ها قایق سپاه در سواحل ایران ضربه زد. واشنگتن این اقدام را پاسخی به حملات ایران به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز توصیف کرد؛ تنگه‌ای که نزدیک به یک‌پنجم نفت و گاز مایع جهان از آن عبور می‌کند. تهران هم مدعی شد ده‌ها پایگاه آمریکایی در بحرین و کویت را هدف گرفته است.

نتیجه؟ بازارهای کالایی در یک روز کاری، مسیر چند هفته‌شان را دوباره نوشتند.


نفت؛ ستاره اصلی صحنه

نفت خام برنت با جهشی نزدیک به ۵ تا ۷ درصد، خودش را به محدوده ۷۷ تا ۷۹ دلار در هر بشکه رساند؛ بزرگ‌ترین صعود روزانه از فروردین‌ماه تاکنون. وست‌تگزاس اینترمدییت هم با رشدی مشابه، حوالی ۷۴ تا ۷۵ دلار ایستاد. دلیلش ساده است: بازار از خود می‌پرسد «آیا این‌بار هرمز واقعاً بسته می‌شود؟» و تا وقتی جواب روشن نباشد، صرافه ریسک در قیمت هر بشکه نفت باقی می‌ماند.


نکته‌ی جالب برای اقتصاددان‌های آماتور: این جهش قیمتی درست زمانی رخ داد که بازار پیش‌تر انتظار مازاد عرضه داشت، چون اوپک‌پلاس سهمیه تولید را بالا برده بود. یعنی جنگ در عرض چند ساعت، روایت «فراوانی نفت» را به «ترس از کمبود» تبدیل کرد.


طلا؛ وقتی امن‌ترین دارایی هم می‌لرزد

اینجا غافلگیری واقعی رخ می‌دهد: طلا که معمولاً در بحران‌ها پناهگاه سرمایه‌گذاران است، امروز بیش از ۱ درصد افت کرد و به حدود ۴٬۰۵۰ دلار در هر اونس رسید؛ پایین‌ترین سطح از هفته گذشته. چرا؟ چون بازار نگران زنجیره‌ی دیگری از پیامدهاست: نفت گران‌تر یعنی تورم بیشتر، تورم بیشتر یعنی افزایش نرخ بهره فدرال‌رزرو، و نرخ بهره بالاتر یعنی جذابیت کمتر برای دارایی بدون بازدهی مثل طلا. احتمال افزایش نرخ بهره تا سپتامبر در بازار قراردادهای آتی، از ۶۲ به ۶۶ درصد رسیده است.


در دل همین ماجرا، یک خبر کم‌سروصدا اما مهم هم هست: بانک مرکزی چین در ماه ژوئن، بزرگ‌ترین خرید ماهانه طلای خود در بیش از دو سال و نیم اخیر را ثبت کرده — نشانه‌ای از این‌که «تقاضای رسمی» کشورها همچنان زیر پوست بازار در جریان است، حتی وقتی قیمت لحظه‌ای پایین می‌آید.

مس اما آرام‌تر ماند و بالای ۶.۱۵ دلار در هر پوند تثبیت شد، هرچند تایید توسعه یک پروژه بزرگ در شیلی توسط شرکت بی‌اچ‌پی خبر مثبتی برای این فلز محسوب می‌شود.


فولاد؛ جایی که دو داستان همزمان روایت می‌شود

اینجا می‌رسیم به قلب گزارش. بازار فولاد جهانی امروز دقیقاً مثل یک سکه دو رو است.

روی اروپایی سکه: از اول تیرماه، اتحادیه اروپا سازوکار حفاظتی تازه‌ای را اجرایی کرد که سهمیه واردات بدون عوارض فولاد را ۴۷ درصد بریده — به ۱۸.۳ میلیون تن در سال — و برای هر تنی بیش از این سهمیه، عوارض ۵۰ درصدی وضع کرده. نتیجه فوری؟ ترکیه در همان روز اول، کل سهمیه سه‌ماهه کویل گرم‌نورد خودش را با ۴۳ درصد مازاد رزرو کرد. صادرکنندگان گزارش تاخیر گمرکی می‌دهند، برخی تولیدکنندگان اروپایی پیشنهادات فروش‌شان را پس گرفتند، و شاخص قیمت HRC شمال اروپا به حدود ۶۹۱ یورو در تن رسید. این یعنی اروپا دارد دیوار بلندتری دور صنعت فولاد داخلی‌اش می‌کشد.

روی چینی سکه: دقیقاً برعکس. غول فولاد جهان درگیر رکود ساخت‌وساز است. شرکت ذنیث استیل قیمت میلگرد اوایل ژوئیه را کاهش داد و سودآوری کارخانه‌های فولاد چینی به حدود ۵۱ درصد رسید — افتی ۴.۸ واحدی نسبت به هفته قبل. میلگرد چینی امروز حدود ۳٬۰۸۵ یوان در هر تن معامله شد.

و درست وسط این دو داستان، سنگ‌آهن — ماده اولیه فولاد — قصه سومی را روایت می‌کند: موجودی آن در بنادر چین به رکورد تاریخی ۱۶۰ میلیون تن رسیده و قیمتش را حوالی ۹۸ دلار در تن نگه داشته. هم‌زمان، یک نزاع تجاری کوچک اما مهم در جریان است: گروه دولتی منابع معدنی چین به کارخانه‌ها دستور داده محموله‌های خاصی از شرکت استرالیایی فورتسکیو را تا ۱۵ تیرماه تحویل بگیرند، وگرنه دیگر خریداری نخواهند شد — نشانه‌ای از فشار پکن برای چانه‌زنی روی قراردادهای بلندمدت.

در بازار قراضه، اوضاع نسبتاً آرام است؛ قیمت‌ها در آمریکا در بازه‌ای باریک بین ۵ تا ۱۵ دلار در هر تن نوسان دارند، هرچند زلزله‌های اخیر ونزوئلا ممکن است صادرات قراضه از آن منطقه را کند کند.


تصویر بزرگ‌تر: این اتفاقات چه معنایی برای اقتصاد دارند؟

اگر بخواهیم این پازل را کنار هم بگذاریم:


برای تولیدکنندگان فولاد: نفت گران‌تر یعنی هزینه انرژی کوره‌های بلند بالا می‌رود، اما سنگ‌آهن ارزان‌تر تا حدی این فشار را خنثی می‌کند. نتیجه خالص، فعلاً نامشخص است.


برای صادرکنندگان به اروپا (ترکیه، هند، ژاپن): در باتلاق سهمیه‌های تازه گیر کرده‌اند؛ حاشیه سود صادراتی‌شان تنگ‌تر می‌شود.


برای مصرف‌کننده نهایی: اگر تنش ادامه یابد، افزایش هزینه انرژی می‌تواند به‌مرور در قیمت خودرو، ساختمان و هر کالایی که فولاد در آن به‌کار رفته، خودش را نشان دهد.
برای بازار پول جهانی: افزایش احتمال بالا رفتن نرخ بهره فدرال‌رزرو، یعنی دلار قوی‌تر و فشار بیشتر روی بازارهای نوظهور و کالاهای وابسته به دلار.


سه مسیر پیش رو؛ و این‌که چرا باید نفس‌تان را نگه دارید

بازار امشب و فردا احتمالاً یکی از این سه مسیر را طی می‌کند:

سناریوی اول — تشدید: اگر آمریکا واقعاً حمله تازه‌ای انجام دهد و ایران تنگه هرمز را عملاً مسدود کند، نفت می‌تواند به‌سرعت از مرز ۸۰ دلار عبور کند. در این حالت، هزینه انرژی صنعت فولاد جهش می‌کند و اروپا احتمالاً سیاست‌های حمایتی‌اش را سخت‌تر خواهد کرد تا صنعت داخلی را از شوک دوگانه (تحریم و هزینه انرژی) محافظت کند.

سناریوی دوم — بازگشت به آتش‌بس: اگر مذاکرات دوباره احیا شود (چیزی که در هفته‌های اخیر بارها اتفاق افتاده)، نفت می‌تواند بخشی از رشد امروز را پس بدهد و طلا دوباره جذابیت پیدا کند.

سناریوی سوم — نوسان بی‌پایان: محتمل‌ترین حالت شاید همین باشد؛ چرخه‌ای از تنش-آتش‌بس-تنش که هفته‌هاست تکرار می‌شود. در این حالت، عدم قطعیت خودش تبدیل به یک کالای قیمت‌گذاری‌شده در بازار می‌شود — و کارخانه‌داران فولاد، معامله‌گران نفت و حتی بانک‌های مرکزی، باید یاد بگیرند با این نوسان همیشگی زندگی کنند.

سوالی که می‌ماند این است: چه زمانی بازارهای جهانی از واکنش لحظه‌ای به یک توییت یا یک بیانیه نظامی، به تحلیل بنیادین عرضه و تقاضا برمی‌گردند؟ شاید پاسخ این سوال، مهم‌تر از خودِ قیمت امروز نفت باشد.



نمایش ساده


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

آخرین عناوین