به گزارش فولادنامه، اگر تقویم همین هفته پیشرو -از امروز شنبه پانزدهم تا جمعه بیستویکم آگوست- را کنار بگذارید و بهدنبال خبر مستقیم از یک کارخانه فولاد یا یک معدن سنگآهن بگردید، چیز چندانی پیدا نمیکنید. اما همین تقویم، وقتی از زاویه بازار فولاد نگاهش کنید، پر است از رویدادهایی که هیچکدام مستقیماً درباره فولاد نیستند، اما همهشان قرار است روی قیمت آن اثر بگذارند. زیر پوسته این هفته، پنج نقطه حساسیت اصلی نهفته است.
نقطه اول، سهشنبه است: انتشار صورتجلسه نشست ژوئیه فدرالرزرو آمریکا. این سند بهتنهایی نه نرخ بهره را تغییر میدهد و نه یک تن فولاد جابهجا میکند، اما لحن آن -نسبت به احتمال افزایش یا کاهش نرخ بهره در ماههای آینده- مستقیماً روی قدرت دلار اثر میگذارد؛ و چون تقریباً تمام معاملات جهانی فولاد و سنگآهن به دلار قیمتگذاری میشوند، هر تغییر در لحن این صورتجلسه، ظرف چند ساعت روی هزینه واردات مواد اولیه برای کشورهایی با ارز غیردلاری منعکس میشود.
نقطه دوم و شاید مهمترین نقطه هفته، پنجشنبه است: تصمیم نرخ بهره بانک مرکزی چین، همراه با سیل دادههای اقتصادی این کشور -از تولید صنعتی تا خردهفروشی و سرمایهگذاری در املاک- که در روزهای ابتدایی هفته منتشر میشود. این دادهها دقیقاً همان چیزی هستند که تعیین میکنند آیا وعده مالی اخیر پکن به دولتهای محلی بدهکار، شروع یک بهبود واقعی در تقاضای ساختمانی است یا فقط یک تسکین موقت روی نموداری که مسیرش نزولی مانده.
نقطه سوم، جمعه است: انتشار شاخصهای مقدماتی مدیران خرید (PMI) منطقه یورو، آلمان و فرانسه. اما آنچه این هفته این شاخصها را از یک گزارش عادی متفاوت میکند، پیشبینی از پیش دادهشده تحلیلگرانی مثل Investec است که بهصراحت گفتهاند انتظار افت شاخص ترکیبی منطقه یورو را دارند، دقیقاً بهایندلیل که بنبست ادامهدار میان آمریکا و ایران بر سر تنگه هرمز، قیمت نفت و گاز اروپا را دوباره بالا برده است. یعنی حتی شاخص فعالیت صنعتی اروپا هم، در این هفته مشخص، بیشتر از آنکه بازتاب تقاضای واقعی باشد، بازتاب هزینه انرژی است.
نقطه چهارم، بیصداتر از بقیه اما بههمان اندازه اثرگذار: سرنوشت اعتصاب کارگران بندر پورت هدلند استرالیا. تا امروز، این اعتصاب همچنان ادامه دارد و کف قیمتی موقتی زیر سنگآهن ساخته؛ اما هر خبر از توافق یا پایان این اعتصاب، میتواند ظرف یک روز معاملاتی، همان کف قیمتی را از زیر پای بازار بکشد.
و نقطه پنجم، که در عمل روی چهار نقطه قبلی هم سایه انداخته: ادامه نامشخص بودن وضعیت تنگه هرمز. بازار جهانی همچنان بهدنبال نشانهای از پیشرفت دیپلماتیک میان آمریکا و ایران است که بتواند به بازگشایی این مسیر منجر شود؛ تا وقتی چنین نشانهای دیده نشود، قیمت انرژی -و از پس آن، هزینه تولید فولاد در سراسر جهان- در حالت تعلیق باقی میماند.
جمعبندی این تحلیل هفتگی این است: بازار فولاد این هفته، برخلاف هفتههای عادی، حساسیتش بیشتر از آنکه به عرضه و تقاضای خودش وابسته باشد، به پنج تصمیم و رویداد بیرونی وابسته است که هیچکدام در دفتر یک فولادساز گرفته نمیشوند. درسی که از همین ساختار برای صنعت فولاد ایران میماند این است: در هفتهای که مسیرهای اصلی صادراتی کشور بهطور مستقیم به همان بنبست تنگه هرمز گره خورده، رصد تقویم بازار دیگر فقط یک تمرین تحلیلی نیست؛ دنبالکردن همین پنج نقطه -بهویژه هر نشانهای از پیشرفت یا عقبگرد دیپلماتیک درباره هرمز- میتواند زودتر از هر گزارش قیمت رسمی، جهت واقعی هفته پیشرو را برای تصمیمگیران این صنعت روشن کند.
مطالب مرتبط


