به گزارش فولادنامه؛ بازار فولاد امروز رفتاری از خودش نشان داد که برای هر معاملهگر باتجربه آشناست: واکنش به یک حرف، نه به یک سفارش واقعی. دیروز، دوشنبه دهم آگوست، رهبری چین قولی تازه داد؛ تعهد به تأمین مالی دولتهای محلی بدهکار، همان دولتهایی که پروژههای زیرساختی و ساختمانیشان مدتهاست معطل مانده. همین یک جمله کافی بود تا سهام معدنی سنگآهن در سراسر دنیا سبز شود: سهام وله در نیویورک ۱.۲۲ درصد بالا رفت، ریوتینتو در لندن ۰.۸ درصد رشد کرد، و حتی سیاسان مینراسائو در برزیل هم اندکی جنبید. اما وقتی امروز، سهشنبه، نوبت به خود فولاد رسید، این خوشبینی بهسختی از فیلتر واقعیت عبور کرد: قیمت آرماتور در بورس چین فقط ۰.۱ درصد رشد کرد و به ۲۹۹۸ یوان در هر تن رسید، رقمی که هنوز نسبت به ماه گذشته ۱.۷۴ درصد و نسبت به سال قبل ۷.۶۷ درصد پایینتر است.
فاصله میان جهش سهام معدنی و سکون قیمت فولاد، دقیقاً همان چیزی است که تحلیلگران بازار امروز آن را «یک واکنش تسکینی، نه یک جهش واقعی» توصیف کردند. دلیلش ساده است: حاشیه سود کارخانههای تانگشان همچنان منفی مانده و معاملهگران به بازگشت سریع سفارشهای آرماتور شک دارند. یک وعده مالی از پکن میتواند امید بسازد، اما نمیتواند بلافاصله یک سفارش ساختمانی واقعی روی میز کارخانه بگذارد؛ و بازار امروز دقیقاً همین تفاوت را قیمتگذاری کرد: خوشبین به مواد اولیه، محتاط به محصول نهایی.
در همین حال، در آنسوی اقیانوس، بازار ورق گرم آمریکا داستان کاملاً متفاوتی روایت میکرد. قراردادهای آتی ورق گرم روی شاخص کام همچنان در محدوده ۱۲۱۳ دلار در هر تن کوتاه معامله میشد؛ سطحی که هیچ ربطی به وعدههای پکن ندارد و بیشتر محصول دیواری است که تعرفه پنجاهدرصدی بخش ۲۳۲ دور بازار داخلی آمریکا کشیده. اینطور که پیداست، امروز بازار فولاد جهان دقیقاً یک بازار نبود، سه بازار مجزا بود که هرکدام به خبر متفاوتی واکنش نشان دادند: چین به یک وعده سیاستی، اروپا به تنگترشدن سهمیههای وارداتی، و آمریکا به دیوار تعرفهای که همچنان سرپاست.
نکته آخر روز هم از اتحادیه فولادسازان چین آمد: این نهاد امروز از کارخانههای داخلی خواست مقررات صادراتی را رعایت کنند، هشداری که در دلش این پیام نهفته است که حتی خود صنعت فولاد چین هم نگران واکنشهای تجاری کشورهای دیگر به موج صادراتیاش شده است.
جمعبندی شیفت امشب این است: رفتار بازار فولاد در روزهایی مثل امروز، بیشتر از آنکه معیار تقاضای واقعی باشد، معیار سرعت هضم اخبار سیاستی توسط بازار است. و همینجا یک درس کوچک برای صنعت فولاد ایران هم نهفته است: در تصمیمگیریهای تجاری و قیمتگذاری صادراتی، تکیه به نخستین موج خوشبینی که از یک خبر سیاستی -چه از چین باشد، چه از هر بازار دیگر- به راه میافتد، میتواند گمراهکننده باشد؛ آنچه واقعاً قیمت را در میانمدت تعیین میکند، رسیدن سفارش واقعی به کارخانه است، نه سبزشدن یک شاخص سهام در یک روز معاملاتی.
مطالب مرتبط


