گزارش جدید انجمن جهانی فولاد از چرخش مرکز ثقل تقاضای فولاد از چین به سمت هند و خاورمیانه خبر میدهد؛ فرصتی که ایران تنها با تضمین تأمین پایدار قادر به بهرهبرداری از آن است.
به گزارش فولادنامه؛ برای سالها، هرکس میخواست بفهمد بازار جهانی فولاد به کدام سمت میرود، فقط کافی بود به یک شهر نگاه کند: پکن. اما تازهترین چشمانداز کوتاهمدت انجمن جهانی فولاد نشان میدهد این عادت دیگر جواب نمیدهد. طبق این گزارش، تقاضای جهانی فولاد در سال ۲۰۲۶ فقط ۰.۳ درصد رشد میکند و به ۱۷۲۴ میلیون تن میرسد، اما سال ۲۰۲۷ این رشد به ۲.۲ درصد شتاب میگیرد و تقاضا به ۱۷۶۲ میلیون تن خواهد رسید. رقمها بهتنهایی خبر مهمی نیستند؛ خبر مهم اینجاست که موتور این رشد دیگر در چین روشن نمیشود.
اقتصاددان ارشد این انجمن در توضیح این گزارش گفته که تقاضای جهانی فولاد در بازه ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ دارد به کف خودش میرسد، بعد از یک دوره طولانی تعدیل ساختاری که از سال ۲۰۲۲ تقاضا را سرکوب کرده بود. اما این «کفسازی» آسیایی-آفریقایی است، نه چینی؛ به گفته همین گزارش، موتور اصلی این بازگشت، آسیای درحالتوسعه و آفریقا خواهند بود، در کنار یک بازگشت مورد انتظار در خاورمیانه. در همین حال، انقباض تقاضای چین که در سالهای گذشته دو رقمی بود، برای سال ۲۰۲۶ به منفی ۱.۵ درصد محدود میشود؛ یعنی چین دیگر موتور رشد نیست، اما همچنان دارد ترمز میکشد.
هند دقیقاً همان نقطهایست که این جابهجایی در آن قابل لمسترین است. طبق همین چشمانداز، هند همچنان جایگاه خودش را بهعنوان سریعترین بازار بزرگ فولاد جهان حفظ کرده؛ تقاضای این کشور برای سال ۲۰۲۶ حدود ۷.۴ درصد رشد پیشبینی شده و برای سال ۲۰۲۷ این رقم به ۹.۲ درصد میرسد. این رشد فقط روی کاغذ نیست: تولید فولاد خام هند در سهماهه اول سال مالی جاری به ۴۲.۱ میلیون تن رسیده، سه درصد بیشتر از سال قبل، و مصرف فولاد نهایی این کشور با رشد ۸.۳ درصدی به ۴۱.۶ میلیون تن رسیده -رشدی که حتی از رشد تولید داخلی هم جلوتر زده. پشت این رقمها یک برنامه زیرساختی حدود ۱.۴ تریلیوندلاری و توسعه مسکن شهری قرار دارد که ساختوساز را همچنان بزرگترین مصرفکننده فولاد هند نگه داشته است.
نکتهای که این جابهجایی را از یک رقابت ساده منطقهای فراتر میبرد این است که رشد اقتصادی هند هم از همان جنس رشدی است که فولاد دوست دارد: زیرساختمحور و صنعتمحور، نه خدماتمحور. تحلیلگران بازار پیشبینی کردهاند رشد اقتصادی هند در سال ۲۰۲۶ حدود هفت درصد باشد، بالاتر از چین، آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپن؛ و چون این رشد از دل جادهسازی، مسکن و صنعت بیرون میآید نه از دل خدمات، هر واحد رشد اقتصادی هند فولاد بیشتری نسبت به همان واحد رشد در یک اقتصاد خدماتی مصرف میکند. این همان چیزی است که تحلیلگران آن را از چین بهعنوان «مقایسهکننده اصلی» تقاضای فولاد جهان جدا میکند.
اما این چشمانداز یک هشدار هم دارد که بهراحتی زیر رشد هند و آفریقا گم میشود: انجمن جهانی فولاد صراحتاً نوشته که اگرچه آمریکا، چین و هند تا حد زیادی از تنشهای ژئوپلیتیک منطقهای مصون ماندهاند، اتحادیه اروپا با وجود تقویت انعطافپذیری انرژیاش از بحران ۲۰۲۲، همچنان در معرض آسیب باقی است؛ و اگر ناآرامیهای منطقهای بیش از سهماهه دوم ادامه پیدا کند، بازنگری رو به پایین در پیشبینیها اجتنابناپذیر خواهد بود، بهخصوص برای مناطقی که حساسیت ساختاری بالایی به انرژی دارند.
همین جمله آخر است که مسیر را به خانه ما برمیگرداند. «بازگشت مورد انتظار در خاورمیانه» که انجمن جهانی فولاد آن را یکی از دو موتور رشد تقاضای ۲۰۲۶-۲۰۲۷ معرفی کرده، دقیقاً همان فرصتی است که صنعت فولاد ایران از نظر جغرافیایی و منطقی باید بیشترین سهم را از آن ببرد؛ نه اروپا و نه آمریکا، بلکه همین بازار همسایه که دارد وارد فاز بازسازی میشود. اما همان گزارش هشدار میدهد که تحقق این بازگشت مشروط به ثبات منطقهای است، و دقیقاً همین مشروطبودن است که ریسک اصلی ایران را میسازد: در چرخهای که مرکز ثقل تقاضای جهانی بهسمت همسایگی ایران در حال جابهجایی است، بیشترین سود را کشوری میبرد که بتواند تأمین پایدار و بدونوقفه را تضمین کند، نه لزوماً کشوری که فقط ظرفیت تولید بیشتری دارد.
برای سالها، هرکس میخواست بفهمد بازار جهانی فولاد به کدام سمت میرود، فقط کافی بود به یک شهر نگاه کند: پکن. اما تازهترین چشمانداز کوتاهمدت انجمن جهانی فولاد نشان میدهد این عادت دیگر جواب نمیدهد. طبق این گزارش، تقاضای جهانی فولاد در سال ۲۰۲۶ فقط ۰.۳ درصد رشد میکند و به ۱۷۲۴ میلیون تن میرسد، اما سال ۲۰۲۷ این رشد به ۲.۲ درصد شتاب میگیرد و تقاضا به ۱۷۶۲ میلیون تن خواهد رسید. رقمها بهتنهایی خبر مهمی نیستند؛ خبر مهم اینجاست که موتور این رشد دیگر در چین روشن نمیشود.
اقتصاددان ارشد این انجمن در توضیح این گزارش گفته که تقاضای جهانی فولاد در بازه ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ دارد به کف خودش میرسد، بعد از یک دوره طولانی تعدیل ساختاری که از سال ۲۰۲۲ تقاضا را سرکوب کرده بود. اما این «کفسازی» آسیایی-آفریقایی است، نه چینی؛ به گفته همین گزارش، موتور اصلی این بازگشت، آسیای درحالتوسعه و آفریقا خواهند بود، در کنار یک بازگشت مورد انتظار در خاورمیانه. در همین حال، انقباض تقاضای چین که در سالهای گذشته دو رقمی بود، برای سال ۲۰۲۶ به منفی ۱.۵ درصد محدود میشود؛ یعنی چین دیگر موتور رشد نیست، اما همچنان دارد ترمز میکشد.
هند دقیقاً همان نقطهایست که این جابهجایی در آن قابل لمسترین است. طبق همین چشمانداز، هند همچنان جایگاه خودش را بهعنوان سریعترین بازار بزرگ فولاد جهان حفظ کرده؛ تقاضای این کشور برای سال ۲۰۲۶ حدود ۷.۴ درصد رشد پیشبینی شده و برای سال ۲۰۲۷ این رقم به ۹.۲ درصد میرسد. این رشد فقط روی کاغذ نیست: تولید فولاد خام هند در سهماهه اول سال مالی جاری به ۴۲.۱ میلیون تن رسیده، سه درصد بیشتر از سال قبل، و مصرف فولاد نهایی این کشور با رشد ۸.۳ درصدی به ۴۱.۶ میلیون تن رسیده -رشدی که حتی از رشد تولید داخلی هم جلوتر زده. پشت این رقمها یک برنامه زیرساختی حدود ۱.۴ تریلیوندلاری و توسعه مسکن شهری قرار دارد که ساختوساز را همچنان بزرگترین مصرفکننده فولاد هند نگه داشته است.
نکتهای که این جابهجایی را از یک رقابت ساده منطقهای فراتر میبرد این است که رشد اقتصادی هند هم از همان جنس رشدی است که فولاد دوست دارد: زیرساختمحور و صنعتمحور، نه خدماتمحور. تحلیلگران بازار پیشبینی کردهاند رشد اقتصادی هند در سال ۲۰۲۶ حدود هفت درصد باشد، بالاتر از چین، آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپن؛ و چون این رشد از دل جادهسازی، مسکن و صنعت بیرون میآید نه از دل خدمات، هر واحد رشد اقتصادی هند فولاد بیشتری نسبت به همان واحد رشد در یک اقتصاد خدماتی مصرف میکند. این همان چیزی است که تحلیلگران آن را از چین بهعنوان «مقایسهکننده اصلی» تقاضای فولاد جهان جدا میکند.
اما این چشمانداز یک هشدار هم دارد که بهراحتی زیر رشد هند و آفریقا گم میشود: انجمن جهانی فولاد صراحتاً نوشته که اگرچه آمریکا، چین و هند تا حد زیادی از تنشهای ژئوپلیتیک منطقهای مصون ماندهاند، اتحادیه اروپا با وجود تقویت انعطافپذیری انرژیاش از بحران ۲۰۲۲، همچنان در معرض آسیب باقی است؛ و اگر ناآرامیهای منطقهای بیش از سهماهه دوم ادامه پیدا کند، بازنگری رو به پایین در پیشبینیها اجتنابناپذیر خواهد بود، بهخصوص برای مناطقی که حساسیت ساختاری بالایی به انرژی دارند.
همین جمله آخر است که مسیر را به خانه ما برمیگرداند. «بازگشت مورد انتظار در خاورمیانه» که انجمن جهانی فولاد آن را یکی از دو موتور رشد تقاضای ۲۰۲۶-۲۰۲۷ معرفی کرده، دقیقاً همان فرصتی است که صنعت فولاد ایران از نظر جغرافیایی و منطقی باید بیشترین سهم را از آن ببرد؛ نه اروپا و نه آمریکا، بلکه همین بازار همسایه که دارد وارد فاز بازسازی میشود. اما همان گزارش هشدار میدهد که تحقق این بازگشت مشروط به ثبات منطقهای است، و دقیقاً همین مشروطبودن است که ریسک اصلی ایران را میسازد: در چرخهای که مرکز ثقل تقاضای جهانی بهسمت همسایگی ایران در حال جابهجایی است، بیشترین سود را کشوری میبرد که بتواند تأمین پایدار و بدونوقفه را تضمین کند، نه لزوماً کشوری که فقط ظرفیت تولید بیشتری دارد.