گزارش OECD نشان می‌دهد گسترش بی‌رویه ظرفیت فولاد جهان در کنار کاهش تقاضا، بحران مازاد عرضه‌ای را رقم زده که همراه با چالش‌های انرژی، ثبات رقابتی تولیدکنندگان ایرانی را به شدت تهدید می‌کند.
چرا عدد ۷۴۵ میلیون تن مهم‌ترین رقم فولاد جهان است؟

به گزارش فولادنامه؛ هر صنعتی یک عدد دارد که وقتی زیر پوستش را بشکافی، بقیه اتفاق‌ها را توضیح می‌دهد. برای فولاد جهان امسال آن عدد نه قیمت است، نه تولید، بلکه فاصله میان این دو: مازاد ظرفیتی که سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) در گزارش سالانه‌اش آن را ۶۴۰ میلیون تن برای سال ۲۰۲۵ محاسبه کرده و پیش‌بینی می‌کند تا سال ۲۰۲۸ به ۷۴۵ میلیون تن برسد. برای آنکه اندازه این رقم دستمالی نشود: این یعنی ظرفیت خالی جهان، به‌تنهایی، حدود ۳۱۹ میلیون تن بیشتر از کل تولید فعلی کشورهای عضو OECD خواهد بود.

داستان از کجا شروع شده؟ ظرفیت تولید فولاد جهان در سال ۲۰۲۵ برای پنجمین سال متوالی رشد کرد و به رقم رکورد ۲.۴۴۵ میلیارد تن رسید، درست در همان سالی که تقاضای جهانی برای چهارمین سال پیاپی کوچک شد. این دو خط روی نمودار که باید موازی حرکت کنند، دارند از هم دور می‌شوند: OECD برآورد کرده تا سال ۲۰۲۸ ظرفیت تا ۱۳۹ میلیون تن دیگر اضافه شود (رشد ۵.۷ درصدی نسبت به ۲۰۲۵)، درحالی‌که کل رشد تقاضا در همان بازه فقط ۳۴ میلیون تن خواهد بود، یعنی چیزی حدود ۰.۹ درصد در سال. نتیجه مستقیم این عدم‌تعادل روی نرخ بهره‌برداری از کوره‌ها دیده می‌شود: نرخ بهره‌برداری جهانی که در سال ۲۰۲۵ به ۷۶ درصد افت کرده -پایین‌تر از سطحی که برای سودآوری صنعت پایدار در نظر گرفته می‌شود- طبق پیش‌بینی تا ۲۰۲۸ می‌تواند به ۷۴ درصد یا کمتر برسد.

این عدد فقط یک آمار خشک نیست، ماشه رفتار واقعی بازار را هم می‌کشد. وقتی کوره‌ای زیر ظرفیت پایدار کار می‌کند، یا باید تعطیل شود یا باید محصولش را به هر قیمتی بفروشد؛ و اینجاست که مسیر صادرات چین معنا پیدا می‌کند. چین در سال ۲۰۲۵ رقم رکورد ۱۳۱.۲ میلیون تن فولاد صادر کرده -بیشتر از کل تولید سالانه اتحادیه اروپا- و سهم این کشور از کل صادرات جهانی فولاد از ۱۹ درصد در سال ۲۰۱۹ به ۴۱ درصد در سال ۲۰۲۵ جهش کرده است. پشت این جهش، یک عدد دیگر هم قایم شده: به گفته OECD، در سال ۲۰۲۴ میانگین یارانه دریافتی تولیدکننده فولاد چینی نسبت به دارایی‌هایش، پانزده برابر میانگین تولیدکنندگان سایر کشورها بوده؛ یعنی بخشی از این مازاد عرضه، محصول بازار نیست، محصول سیاست‌گذاری است.

نکته‌ای که این گزارش را از تحلیل‌های قبلی جدا می‌کند این‌جاست: بیشتر ظرفیت جدید جهان، نه در چین که در بازارهای درحال‌توسعه‌ی دیگر ساخته می‌شود. هند تنها بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، حدود ۴۱.۴ میلیون تن ظرفیت جدید اضافه کرده (رشد ۲۸.۸ درصدی)، و اقتصادهای آسه‌آن هم ظرفیتشان را در همین بازه گسترش داده‌اند. این یعنی مازاد ظرفیت فولاد جهان دیگر یک پدیده تک‌کشوری نیست؛ یک الگوی ساختاری در کل نیمکره‌ی درحال‌توسعه است که چین فقط بزرگ‌ترین نمونه‌اش است.

در همین گزارش OECD، به‌طور مستقیم به ایران هم اشاره شده که برای صنعت داخلی قابل‌تأمل است: تولید فولاد خام ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۷ درصد رشد کرده، اما گزارش با احتیاط اضافه می‌کند که این روند رو به تداوم نیست؛ چون آسیب به زیرساخت‌های فولادی و انرژی، اختلال در تأمین برق و گاز، و محدودشدن ظرفیت صادراتی، پیش‌بینی افت تولید ایران در سال ۲۰۲۶ را به‌همراه داشته است. این جمله کوتاه در واقع همان درسی است که از زیر پوسته این آمار جهانی بیرون می‌زند: در دنیایی که نرخ بهره‌برداری کوره‌ها به‌جای قیمت، معیار اصلی سلامت صنعت شده، هر نوسان در تأمین انرژی داخلی -نه فقط نوسان تقاضای جهانی- می‌تواند به همان اندازه روی جایگاه رقابتی یک تولیدکننده اثر بگذارد؛ در بازاری که همه دارند برای همان تقاضای محدود می‌جنگند، ثبات عرضه داخلی دیگر یک مزیت جانبی نیست، شرط بقا در رقابت است.



نمایش ساده


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

آخرین عناوین