تلاقی تنش‌های ژئوپلیتیک در تنگه هرمز، نبرد تجاری پکن بر سر سنگ‌آهن و اختلال‌های زنجیره تأمین جهانی، بازارهای انرژی و فلزات را در هفته‌ای پرنوسان قرار داد.
دلاری که در تنگه هرمز گیر کرده، سنگ‌آهنی که در پکن معامله می‌شود

به گزارش فولادنامه؛ هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم، یکی از آن هفته‌های نادری بود که بازار دلار، بازار انرژی و بازار سنگ‌آهن همه به یک نقطه روی نقشه خیره شده بودند: تنگه هرمز. در همان حال، هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر، در استرالیای غربی و در تالار معاملات داوطلبانه‌ی دالیان چین، نبردی آرام‌تر اما به همان اندازه سرنوشت‌ساز بر سر قیمت ماده‌ی خامی جریان داشت که فولاد جهان از آن ساخته می‌شود.


دلار؛ سیگنالی که از خلیج‌فارس می‌آید


شاخص دلار آمریکا (DXY) این هفته در محدوده‌ی ۹۹.۸ تا ۱۰۰ واحد نوسان کرد؛ رقمی که آن را نزدیک به پایین‌ترین سطح هفت هفته‌ی اخیر نگه می‌دارد. اما نکته‌ی جالب این است که این‌بار محرک اصلی دلار، نه گزارش تورم آمریکا و نه تصمیم فدرال‌رزرو، بلکه اخبار رسیده از تنگه هرمز بود. وقتی ایران اعلام کرد با عمان بر سر مسیری برای عبور کشتی‌ها از تنگه به توافق نزدیک شده، امیدها برای از سرگیری جریان انرژی از این گذرگاه حیاتی افزایش یافت و همین موضوع، هم‌زمان قیمت نفت را تحت فشار گذاشت و هم به دلار به‌عنوان دارایی امن کمک کرد. بازار ارز این روزها عملاً منتظر جزئیات نهایی توافق تهران-مسقط است، در حالی که گزارش اشتغال آمریکا هم در پس‌زمینه دنبال می‌شود.


انرژی؛ داستان تنگه‌ای که یک‌بار دیگر باز می‌شود


بازار نفت این هفته کاملاً در سایه‌ی تحولات تنگه هرمز حرکت کرد. از فوریه‌ی امسال که جنگ میان آمریکا و اسرائیل از یک‌سو و ایران از سوی دیگر آغاز شد، تهران عملاً محدودیت‌هایی بر تردد کشتی‌ها در این آبراه اعمال کرده و از ناوگان تجاری خواسته با هماهنگی خودش عبور کنند. نتیجه، جهشی نزدیک به ۴۰ درصدی در قیمت نفت از آغاز درگیری تا کنون بوده است.


اما هفته‌ی گذشته ورق تا حدی برگشت. برنت که در اوج تنش‌ها بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه معامله می‌شد، با اعلام نزدیک‌شدن ایران و عمان به توافق، به کانال ۷۹ دلار عقب نشست و وست‌تگزاس اینترمدیت هم در محدوده‌ی ۷۵ دلار ثابت ماند؛ افتی نزدیک به ۱۱ درصد تنها در سه روز نخست هفته. طرح مورد بحث چنین است: کشتی‌های ورودی از آب‌های ایران و کشتی‌های خروجی با هماهنگی تهران از آب‌های عمان عبور کنند. با این حال، مقام‌های ایرانی همان روزها هشدار دادند این توافق به معنای بازگشایی کامل تنگه نیست و خبرگزاری فارس هم پیش‌نویسی با شروط محدودکننده‌تر منتشر کرد که هنوز در کمیسیون مجلس ایران زیر بررسی است. نتیجه، نوسانی دوطرفه در قیمت نفت بود: هر بار خبر خوش می‌رسید نفت افت می‌کرد و هر بار لحن تهران سخت‌تر می‌شد، بازار دوباره صعودی می‌شد.


در همین حال، بحران در دریای سرخ هم بی‌تأثیر نبوده. حوثی‌های یمن که از ایران حمایت می‌شوند، محاصره‌ی دریایی علیه عربستان اعلام کرده‌اند و همین هفته یک کشتی هندی در سواحل یمن غرق شد. عربستان برای دورزدن هرمز به بندر ینبع در دریای سرخ متکی شده، اما ناامنی آنجا هم رو به افزایش است.


بورس کالا و سنگ‌آهن؛ نبرد پکن با ریوتینتو


اگر بازار انرژی صحنه‌ی درگیری سیاسی بود، بازار سنگ‌آهن صحنه‌ی یک کشمکش تجاری خاموش‌تر اما بی‌رحم‌تر بود. قرارداد پیشرو سنگ‌آهن در بورس کالای دالیان چین این هفته ۲.۵۷ درصد رشد کرد و به بالاترین سطح از ۳۱ ژوئیه، یعنی ۷۱۹ یوان (نزدیک به ۱۰۶.۵ دلار) در هر تن رسید. در سنگاپور هم قرارداد سپتامبر ۲.۱۵ درصد بالا رفت و به ۹۶.۴۵ دلار در هر تن رسید.


دلیل این جهش، نه رونق تقاضای فولاد، بلکه یک نبرد قدرت میان چین و بزرگ‌ترین تأمین‌کننده‌ی سنگ‌آهن جهان بود. به گزارش رویترز، گروه دولتی چینی مسئول خرید سنگ‌آهن (CMRG) از برخی کارخانه‌های فولاد چین خواسته مذاکرات خود با ریوتینتو برای محموله‌های سپتامبر را متوقف کنند؛ اقدامی که هدفش وادارکردن کارخانه‌هایی است که هنوز حق مذاکره‌ی مستقل خود را به CMRG واگذار نکرده‌اند. این گروه پیش‌تر همین فشار را روی بی‌اچ‌پی، فورتسکیو و هنکاک پراسپکتینگ هم اعمال کرده بود. استرالیا که بیش از نیمی از واردات سنگ‌آهن چین را تأمین می‌کند، اکنون از کانبرا خواسته در برابر پکن بایستد، هرچند به گفته‌ی یکی از فعالان معدنی، دولت استرالیا این روزها بیشتر به ترمیم روابط با چین علاقه‌مند است تا رویارویی.


هم‌زمان، بزرگ‌ترین بندر صادرات سنگ‌آهن جهان هم درگیر اعتصاب شد. کارگران بی‌اچ‌پی در پورت‌هدلند استرالیای غربی، برای نخستین‌بار در بیش از دو دهه، دست به اعتصاب دو روزه زدند؛ اقدامی که روزانه حدود ۸۰ میلیون دلار از صادرات سنگ‌آهن این شرکت را تحت تأثیر قرار می‌دهد، هرچند بی‌اچ‌پی گفته برای تداوم عملیات برنامه دارد.


نکته‌ی دیگر هفته، بحران اعتماد در بازار تجارت سنگ‌آهن بود. به گزارش بلومبرگ، دویچه‌بانک و KBC بخشی از حساب‌های شرکت تریدینگ رادیانت ورلد در سنگاپور را مسدود کردند، پس از آنکه گزارش شد این شرکت اسناد جعلی درباره‌ی معاملات سنگ‌آهن به بانک‌ها ارائه داده است. غول‌های معدنی مانند ریوتینتو و وله هم این شرکت را از فهرست مشتریان تأییدشده‌ی خود حذف کرده‌اند و گلنکور هم رسماً تأیید کرد که دیگر معامله‌ی جدیدی با آن انجام نمی‌دهد. این ماجرا، که رادیانت ورلد را از حجم معاملاتی نزدیک به ۱۲ میلیارد دلار در سال بازیگری بزرگ کرده بود، به افت قیمت سنگ‌آهن در هفته‌ی اخیر تا پایین‌ترین سطح بیش از یک سال گذشته هم دامن زد.


فولاد چین؛ افت صادرات، رکود قیمت


در جبهه‌ی محصول نهایی هم اوضاع چندان پرهیجان نبود. طبق آمار گمرک چین، صادرات فولاد نهایی این کشور در هفت‌ماهه‌ی نخست ۲۰۲۶ به ۶۴.۹۹۵ میلیون تن رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴.۴ درصد کاهش نشان می‌دهد؛ روندی که پیامد مستقیم سیاست جدید مجوز صادرات چین از ابتدای سال جاری است. تنها در ژوئیه، صادرات ۱.۹ درصد نسبت به ژوئن کاهش یافت، هرچند نسبت به ژوئیه‌ی سال گذشته ۲.۹ درصد رشد داشت. قیمت میانگین میلگرد داخلی چین هم در هفته‌ی منتهی به دوم آگوست اندکی افت کرد، در حالی که تحلیل‌گران بازار برای نیمه‌ی دوم آگوست انتظار بازگشت ملایم قیمت‌ها را دارند.


جمع‌بندی هفته


خط مشترک همه‌ی این اخبار یک چیز است: قیمت‌گذاری فولاد و مواد اولیه‌ی آن دیگر فقط تابع عرضه و تقاضای صنعتی نیست، بلکه به‌طور مستقیم به تصمیم‌های ژئوپلیتیک -از مذاکرات هسته‌ای و امنیت دریانوردی گرفته تا سیاست‌های تجاری پکن- گره خورده است. دلاری که به خاطر یک توافق احتمالی درباره‌ی تنگه هرمز نوسان می‌کند، سنگ‌آهنی که قیمتش نه با معدن بلکه با یک تصمیم اداری در پکن جابه‌جا می‌شود، و بندری در استرالیا که با یک اعتصاب کارگری صادرات جهانی را لرزان می‌کند؛ همه نشان می‌دهند که «ریسک زنجیره‌ی تأمین» دیگر یک اصطلاح تئوریک نیست.


درسی برای ایران و صنعت فولاد کشور


نکته‌ی قابل‌تأمل این هفته آن است که ایران این‌بار نه به‌عنوان یک ناظر بیرونی، بلکه به‌عنوان بازیگر اصلیِ یکی از مهم‌ترین متغیرهای این معادله ظاهر شده: تنگه هرمز. تجربه‌ی چند ماه اخیر نشان داد وقتی یک کشور تولیدکننده‌ی انرژی می‌تواند بر گلوگاه یک آبراه راهبردی اثر بگذارد، آن اثر بلافاصله در قیمت دلار، هزینه‌ی انرژی و در نهایت هزینه‌ی تمام‌شده‌ی فولاد در سراسر جهان بازتاب پیدا می‌کند؛ اهرمی که اگر به‌شکل پایدار و قابل‌پیش‌بینی مدیریت شود، می‌تواند به جای تنش، به یک برگ برنده‌ی اقتصادی برای تثبیت جایگاه منطقه‌ای ایران در بازارهای انرژی و فلزات تبدیل شود.


از سوی دیگر، نمونه‌ی CMRG در چین نشان می‌دهد که در بازارهای امروز سنگ‌آهن و فولاد، قدرت چانه‌زنی متمرکز - نه رقابت پراکنده‌ی خریداران - است که تعیین‌کننده‌ی قیمت نهایی می‌شود؛ درسی که برای زنجیره‌ی خرید سنگ‌آهن و زغال‌سنگ صنعت فولاد ایران هم قابل بازخوانی است. ماجرای رادیانت ورلد هم یادآوری می‌کند که در معاملات بین‌المللی مواد اولیه، شفافیت اسناد و اعتبار طرف تجاری دست‌کم به اندازه‌ی خودِ قیمت اهمیت دارد.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

آخرین عناوین