به گزارش فولادنامه؛ سال ۱۹۸۲ در حومهی بمبئی، یک کارخانهی کوچک فولاد راه افتاد که هیچ نشانهای از عظمت آیندهاش نداشت. صاحبش، اُم پراکاش جیندال، یک تاجر خانوادگی بود، نه یک استراتژیست جهانی. اما همین کارخانهی کوچک، چهار دهه بعد، زیر مدیریت پسرش سجان جیندال، تبدیل شد به JSW Steel؛ بزرگترین فولادساز هند و یکی از پرشتابترین داستانهای رشد در صنعت فولاد جهان. این هفته که JSW با تولید رکورد ۳۰.۰۸ میلیون تن فولاد خام در سال مالی ۲۰۲۶ بار دیگر خبرساز شده، وقت خوبی است که ببینیم این مسیر چطور طی شد.
نقطهی شکست؛ جایی که خیلیها تسلیم میشدند
داستان JSW را نمیشود بدون اشاره به نقطهی نزدیکبهورشکستگیاش تعریف کرد. در اوایل دههی ۲۰۰۰، شرکت زیر بار بدهیهای سنگین ناشی از توسعهی زودهنگام پروژهی ویجایاناگار در کارناتاکا، در آستانهی فروپاشی مالی قرار گرفت. بسیاری از رقبای هندی سجان جیندال در همان دوره، زیر فشار رکود و بدهی، یا کوچک شدند یا از میدان بهکلی خارج شدند. اما جیندال مسیر معکوس را انتخاب کرد: بهجای عقبنشینی، همان بحران را فرصتی برای خرید ارزان داراییهای رقبای در حال سقوط دید؛ فلسفهای که بعدها به امضای تجاری او تبدیل شد.
استراتژیای که نامش را ساخت: خرید در رکود
نقطهی عطف واقعی، سال ۲۰۱۰ بود؛ زمانی که JSW با خرید Ispat Industries، شرکتی زیانده اما دارای ظرفیت تولید بزرگ، از موقعیت سوم به دومین فولادساز هند از نظر ظرفیت رسید. این الگو -خرید شرکتهای آسیبدیده بهجای ساخت از صفر- بارها تکرار شد: خرید Salem Steel Works، ادغام Welspun Maxsteel، و مهمتر از همه، تصاحب پرحاشیهی Bhushan Power and Steel در سال ۲۰۱۹ به ارزش نزدیک به ۱۹,۳۵۰ کرور روپیه (حدود ۲.۷ میلیارد دلار وقت آن)، یکی از بزرگترین معاملات ورشکستگی در تاریخ صنعتی هند. نتیجه، رشدی بود که تا سال مالی ۲۰۱۴، JSW را از فولادساز درجهسه به بزرگترین فولادساز بازار داخلی هند رساند؛ جایی که هم غول دولتی SAIL و هم تاتا استیل را پشت سر گذاشت.
نگاه به بیرون، بدون فراموشکردن خانه
برخلاف بسیاری از فولادسازان بزرگ آسیایی که مسیر رشد را صرفاً از دل صادرات جستجو کردند، JSW یک استراتژی دوگانه در پیش گرفت: گسترش محدود اما هدفمند در بازارهای بینالمللی (خرید کارخانهی Aferpi در ایتالیا، راهاندازی واحد تولید در اوهایوی آمریکا، و مشارکت با غول ژاپنی JFE Steel برای تولید فولاد الکتریکی پیشرفته) در کنار تمرکز فزاینده بر تقاضای انفجاری بازار داخلی هند. طبق اظهارات مدیران ارشد شرکت در سال ۲۰۲۶، حدود ۹۰ درصد فروش JSW هنوز در داخل هند انجام میشود و این نسبت قرار نیست بهزودی تغییر کند؛ چون به گفتهی آنان، اروپا با جمعیت روبهسالمندی، بدهیهای بازنشستگی سنگین و هزینهی انرژی سرسامآور، بهعنوان بازار صادراتی روزبهروز کماهمیتتر میشود.
همین انتخاب، امروز به یک مزیت راهبردی تبدیل شده است. در حالی که بسیاری از فولادسازان صادراتی جهان درگیر مکانیزم تعدیل مرزی کربن اتحادیهی اروپا (CBAM) و سختگیری فزایندهی سهمیههای وارداتی شدهاند، JSW عملاً از این طوفان تجاری تا حد زیادی در امان مانده، چون بازار اصلیاش نه بروکسل، که دهلینو و زیرساختهای در حال ساخت هند است. تقاضای فولاد هند در شش سال گذشته از ۱۰۰ میلیون تن به نزدیک ۱۶۰ میلیون تن رسیده و JSW اکنون برنامه دارد ظرفیت تولید خود را از ۳۵.۷ میلیون تن فعلی به ۴۸.۸ میلیون تن تا سال ۲۰۳۰ برساند؛ سرمایهگذاریای نزدیک به ۲.۵ میلیارد دلار تنها در سال مالی جاری.
عدد امروز: رکوردی که همچنان ادامه دارد
آخرین گزارش مالی شرکت، تصویر یک ماشین در حال شتاب را نشان میدهد: تولید فولاد خام تلفیقی در سال مالی ۲۰۲۶ به ۳۰.۰۸ میلیون تن رسید، در برابر ۲۷.۷۹ میلیون تن سال قبل؛ رشدی نزدیک به ۸ درصد. سود خالص شرکت هم با کمک یک سود غیرمترقبه از قرارداد سهام بوشان پاور، بیش از ۱۰ برابر جهش کرد. سهام JSW در ماه مه ۲۰۲۶ به بالاترین سطح تاریخ خود رسید؛ نشانهای از اعتماد بازار سرمایه به این استراتژی بلندمدت.
درسی برای ایران
داستان JSW یک درس روشن برای صنعت فولاد ایران دارد: در دنیایی که مسیرهای صادراتی سنتی هر روز با تعرفه، سهمیه و مکانیزمهای کربنی محدودتر میشوند، تکیه بر عمق و رشد تقاضای بازار داخلی میتواند نه یک عقبنشینی، بلکه یک انتخاب راهبردی هوشمندانه باشد. ایران هم مانند هند در دههی گذشته، در میانهی موج بزرگی از پروژههای زیرساختی و مسکونی قرار دارد که میتواند موتور محرک تقاضای داخلی فولاد باشد، اگر با برنامهریزی و ثبات همراه شود. نکتهی دوم هم آنجاست که JSW نشان داد رکود و بحران مالی -بهجای دلیلی برای عقبنشینی- میتواند فرصتی برای ادغام و تحکیم ساختار صنعتی باشد؛ الگویی که برای صنعت فولاد پراکنده و گاه کمبازده ایران هم قابل بازاندیشی است.
مطالب مرتبط


