به گزارش فولادنامه؛ یک کوره بلند، برخلاف بیشتر ماشینآلات صنعتی، حافظه ندارد که ببخشد. وقتی جریان کولینگ آب یا فشار دمش قطع میشود، کوره منتظر نمیماند تا برق برگردد؛ همان لحظه دارد آسیب میبیند. این را کارخانه آرسلورمیتال در لازارو کاردناس مکزیک بهسختی تجربه کرد. تابستان گذشته، دو نوبت قطعی برق پیاپی به تجهیزات کنار کوره بلند این مجتمع فولادی آسیب زد؛ توربینهای بخاری که برای کارکرد ایمن کوره لازم بودند، سه مورد از چهار مورد آنها از کار افتادند. مدیر کارخانه در نامهای به تأمینکنندگان نوشت آسیب واردشده «غیرقابلبازگشت» بوده و شرکت مجبور شده اعلام فورسماژور کند. نتیجه؟ تعطیلی خطوط تولید میلگرد، توقف تحویل، و برآوردی که میگفت تعمیرات کامل بین چهار تا شش ماه طول میکشد و در همان بازه تولید کارخانه حدود سی درصد کاهش پیدا میکند.
اینجا نکتهای نهفته است که فقط مهندسان کوره آن را حس میکنند: کوره بلند یک سیستم زنجیرهای است، نه یک دستگاه مستقل. برق نهفقط موتورهای اصلی که پمپهای خنککننده، سیستم دمش هوای گرم و کنترل فشار داخلی را هم روشن نگه میدارد؛ وقتی این زنجیره حتی برای چند دقیقه پاره شود، دمای داخل کوره و فشار گازها بههم میریزد و آسیب به دیوارههای نسوز و تجهیزات جانبی اغلب دائمی است، نه موقت. تحلیلگران این حوزه برآورد کردهاند که یک کوره بلند یکپارچه، در هر روز توقف برنامهریزینشده، چیزی نزدیک به ۱.۲ میلیون دلار زیان مستقیم متحمل میشود؛ و این عدد فقط فولاد ازدسترفته را حساب میکند، نه هزینه تعمیر و نه سفارشهای ازدسترفته مشتریان.
این ریسک امسال دارد بزرگتر هم میشود. گزارشهای اخیر از وضعیت شبکه برق آمریکا هشدار میدهند که چند ایالت صنعتی، از جمله مناطقی با تمرکز کارخانههای فولاد و کاغذ، در تابستان و زمستان ۲۰۲۶ در معرض ریسک قطعی برق قرار دارند؛ دلیلش هم ترکیبی از افزایش تقاضا -بخشی از آن ناشی از رشد دیتاسنترها- و آبوهوای شدیدتر است. برای یک کارخانه فولاد، این یعنی ریسک قطعی دیگر فقط یک حادثه نادر و محلی مثل مکزیک نیست، بلکه دارد به بخشی از برنامهریزی عادی تولید تبدیل میشود؛ به همین دلیل مقالههای تخصصی این صنعت این روزها بیشتر از هر زمان دیگری روی دو راهکار تأکید میکنند: ژنراتورهای اضطراری در محل کارخانه، و مانیتورینگ لحظهای دما و فشار کوره که بتواند قبل از رسیدن آسیب به نقطه بازگشتناپذیر، هشدار بدهد.
صدای این کارخانهها یک پیام ساده دارد: در صنعت فولاد، برق فقط یک نهاده تولید مثل زغالسنگ یا سنگآهن نیست؛ برق چیزی است که ایمنی و سلامت کل زنجیره تولید به تداوم بیوقفهاش وابسته است. و همینجاست که این روایت به صنعت فولاد ایران هم میرسد. کارخانههای فولاد ایران، بهویژه واحدهای احیای مستقیم و کورههای قوس الکتریکی، سالهاست با محدودیتهای فصلی برق و گاز در پیک مصرف تابستان و زمستان دستوپنجه نرم میکنند. تفاوت اصلی اینجاست که در بسیاری از موارد این قطعیها برنامهریزیشده و اعلامشدهاند، نه ناگهانی مثل حادثه مکزیک؛ اما درسی که از هر دو نوع رویداد بیرون میآید یکی است: در صنعتی که هر دقیقه توقف ناخواسته هزینهای دائمی روی تجهیزات میگذارد، سرمایهگذاری روی تأمین برق پایدار و پشتیبان -نهفقط برای جلوگیری از کاهش تولید، بلکه برای حفاظت از عمر فیزیکی خود کوره- دیگر یک هزینه جانبی نیست، بخشی از هزینه اصلی نگهداری کارخانه است.
مطالب مرتبط


