به گزارش فولادنامه؛ هر فناوری بزرگی یک سال دارد که در آن، وعدههای اولیهاش باید با واقعیت میدان تسویهحساب کنند. برای فولاد هیدروژنی، آن سال همین ۲۰۲۶ است. تحلیلگران این حوزه امسال را «سال محاسبه» نامیدهاند؛ سالی که بیش از بیستوپنج پروژه فولاد سبز در جهان یا به تعویق افتاده یا کاملاً متوقف شده است. اساسایبی سوئد برنامه تبدیل یکی از کورههایش به کوره قوس الکتریکی را متوقف کرد، آرسلورمیتال طرح بزرگ هیدروژنیاش در آلمان را نگه داشت، و فقط در آمریکا حدود سیزده میلیارد دلار از بودجههای حمایتی پروژههای فولاد سبز حذف شد. دلیل همه این عقبنشینیها یک معضل ساده و در عین حال بنیادین است که مؤسسه وود مکنزی آن را «معمای مرغ و تخممرغ» هیدروژن مینامد: فولادسازان حاضر نیستند کارخانهای بسازند که به هیدروژن سبز نیاز دارد بدون تضمین تأمین پایدار آن، و تولیدکنندگان هیدروژن هم حاضر نیستند روی تولید بزرگمقیاس سرمایهگذاری کنند بدون خریدار تضمینی.
اما درست در همان هفتههایی که این عقبنشینیهای غربی خبرساز میشد، دو اتفاق در نیمکره دیگر نشان داد داستان هیدروژن سبز در فولاد هنوز بهکلی متوقف نشده، فقط دارد جای پایش را عوض میکند. اول در ژاپن: شرکت جیافای استیل اوایل ماه جاری اعلام کرد در یک واحد آزمایشی کوچک در کارخانه چیبا، برای نخستینبار در این کشور، آهن اسفنجی را فقط با هیدروژن سبز -بدون هیچ گاز طبیعی- احیا کرده است. مقیاس این آزمایش هنوز کوچک بود، پانزده کیلوگرم در ساعت، اما اهمیتش در اثبات مفهوم بود، نه حجم تولید.
دومین و شاید جالبتر اتفاق، در نامیبیا رخ داد، جایی که کنسرسیوم بینالمللی «SuSteelAG» به رهبری مؤسسه آلمانی BAM، در آوریل امسال یک آزمایش صنعتی مهم انجام داد: پردازش سنگآهن استرالیایی با عیار نسبتاً پایین -حدود پنجاهوشش درصد- در یک کوره دوار هیدروژنی، با ظرفیت پنج تن در ساعت. نتیجه این آزمایش، پیامی مستقیم به کل صنعت داشت: فولاد سبز الزاماً به سنگآهن پرعیار محدود نیست. هماهنگکننده این پروژه گفت این دستاورد ثابت میکند احیای هیدروژنی سنگآهن کمعیار هم میتواند از نظر اقتصادی امکانپذیر باشد، و همین یعنی توسعه فولاد سبز دیگر لازم نیست منتظر دسترسی به معادن نادر پرعیار مثل سیماندو بماند.
اما بزرگترین جابهجایی جغرافیایی این ماجرا در چین در حال شکلگرفتن است. بهگفته تحلیلگران مؤسسه IEEFA، درحالیکه اروپا -که خودش پیشگام اولیه این فناوری بود- در سالهای اخیر سرعتش را از دست داده، چین دارد با سرعت این خلأ را پر میکند: باووو استیل، بزرگترین فولادساز جهان، در ژانویه امسال یک پروژه هیدروژن سبز راهاندازی کرد که مستقیماً به یک مزرعه بادی فراساحلی وصل است، با برنامه انتقال این هیدروژن از طریق خط لوله به کارخانه فولاد ژانجیانگ همین شرکت. انگیزه چین برای این حرکت فقط زیستمحیطی نیست؛ فولاد تولیدشده با هیدروژن سبز، اگر به اتحادیه اروپا صادر شود، میتواند از عوارض سنگین مکانیزم تعدیل مرزی کربن اروپا معاف یا آن را کمتر بپردازد. به بیان دیگر، همان دیواری که اروپا برای محافظت از تولیدکنندگان داخلیاش ساخته، حالا دارد بزرگترین فولادساز چین را بهسمت هیدروژن سبز هل میدهد.
جمعبندی این تصویر پیچیده این است: هیدروژن سبز در فولاد نمرده، اما مسیرش از یک خط مستقیم به یک نقشه ناهموار تبدیل شده؛ غرب دارد روی زمین سخت هزینه واقعی و زیرساخت گیر میکند، درحالیکه آسیا -از ژاپن تا چین- دارد با گامهای کوچکتر اما پیوستهتر جلو میرود.
نکته پایانی این گزارش بهطور طبیعی به صنعت فولاد ایران میرسد، چون ایران در این داستان جایگاه خاصی دارد که کمتر کشوری از آن برخوردار است: بزرگترین تولیدکننده آهن اسفنجی جهان با فناوری احیای مستقیم مبتنی بر گاز طبیعی است. زیرساخت کورههای شفت این صنعت -از نوع میدرکس و اچوایال- از نظر فنی به همان خانوادهای تعلق دارد که پروژههای هیدروژنی امروز جهان، از ژاپن تا نامیبیا، روی آن آزمایش میکنند؛ تفاوت اصلی فقط در نسبت هیدروژن به گاز طبیعی در جریان احیا است. این یعنی مسیر گذار به احیای هیدروژنی برای صنعت ایران، برخلاف کشورهایی که هنوز روی کوره بلند سنتی تکیه دارند، از نظر فنی یک جهش کوچکتر است، نه یک بازسازی کامل از صفر؛ نکتهای که در تصمیمگیریهای بلندمدت صنعتی و انرژی کشور، ارزش توجه ویژه دارد.
مطالب مرتبط


