به گزارش فولادنامه؛ گاهی برای فهمیدن جهت واقعی صنعت فولاد، باید از خود فولاد فاصله گرفت و به چهار بازار همسایهاش نگاه کرد: دلار، بورس کالا، سنگآهن و انرژی. این هفته، هر چهار این بازارها، هرکدام از زاویه خودشان، داشتند یک داستان مشترک را روایت میکردند: دنیایی که ثبات دیگر پیشفرض نیست.
شروع را از دلار بگیریم. شاخص دلار آمریکا هفته را در محدوده ۹۹.۶۵ واحد به پایان رساند، بعد از آنکه گزارش اشتغال ضعیفتر از انتظار آمریکا -افت غیرمنتظره حقوقهای غیرکشاورزی در جولای- احتمال کاهش نرخ بهره فدرالرزرو را در ذهن بازار تقویت کرد. برای بازار فولاد جهانی، ضعیفشدن دلار معمولاً یک پیام دوگانه دارد: از یکسو خرید کالاهای دلاری مثل فولاد و سنگآهن برای خریداران غیرآمریکایی ارزانتر تمام میشود، از سوی دیگر، ضعف دلار اغلب نشانه نگرانی بازار از رشد اقتصادی است، همان چیزی که تقاضای واقعی صنعتی به آن وابسته است.
اما بازاری که این هفته واقعاً همهچیز را تحتالشعاع قرار داد، نه فلزات، که انرژی بود. قیمت نفت خام روز جمعه به بالای ۸۲ دلار در هر بشکه رسید، نزدیک به پنج درصد رشد در یک هفته؛ و دلیلش هم چیزی فراتر از نوسانات معمول عرضهوتقاضا بود. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش ماهانه آگوست خود اعلام کرد پیشبینی تقاضای جهانی نفت برای نیمه دوم ۲۰۲۶ را بهدلیل ادامه بستهبودن تنگه هرمز حدود ۵۵۰ هزار بشکه در روز کاهش داده و از عمیقترین کسری بازار جهانی نفت در پنج سال اخیر هشدار داده است. تنگه هرمز، که پیش از تحولات امسال حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان و یکپنجم گاز طبیعی مایع را جابهجا میکرد، ماههاست درگیر یک بنبست پیچیده میان محاصره دریایی آمریکا از سوی یک طرف و انسداد اعلامی از سوی ایران از طرف دیگر است؛ مقامهای ایرانی این هفته بار دیگر تأکید کردند تنگه همچنان بسته میماند تا شروط ایران پذیرفته شود.
این بحران انرژی مستقیماً وارد معادله هزینه تولید فولاد هم میشود؛ چون کورههای بلند و واحدهای احیای مستقیم، چه از طریق کک متالورژی و چه از طریق گاز طبیعی، بهشدت به قیمت انرژی حساساند. در دنیایی که نفت نزدیک به پنج درصد در یک هفته گران میشود، هزینه حملونقل دریایی مواد اولیه فولاد -از سنگآهن گرفته تا زغالسنگ- هم بههمان اندازه تحت فشار قرار میگیرد.
در بورس کالا، اینبار سنگآهن داستان کمی متفاوتتری داشت: اعتصاب کارگران در بندر پورت هدلند استرالیا، بزرگترین هاب صادراتی سنگآهن جهان، همچنان ادامه دارد و با محدودکردن موقت جریان عرضه به کورههای چین، بهجای افت، از قیمتهای فلزات آهنی حمایت کرده است. این یعنی امروز، در یک بازار واحد، دو نیروی متضاد -اختلال عرضه سنگآهن که قیمت را نگه میدارد، و ضعف تقاضای ساختمانی چین که قیمت را پایین میکشد- دارند همزمان روی هم اثر میگذارند.
جمعبندی این مرور، فراتر از هر کدام از این چهار بازار، یک نکته مشترک است: در سال ۲۰۲۶، قیمت فولاد دیگر فقط تابع عرضهوتقاضای خودش نیست؛ تابع دلاری است که ارزشش نوسان میکند، انرژیای که ثباتش زیر سؤال رفته، و بندری در آنسوی دنیا که ممکن است هر روز اعتصاب کند.
برای صنعت فولاد ایران، بخشی از همین تصویر جهانی رنگوبویی کاملاً مستقیم و ملموس دارد. بستهماندن تنگه هرمز، برخلاف نوسانات معمول بازار جهانی که در گزارشهای پیشین این ستون بررسی شد، دیگر یک ریسک نظری یا رقابتی نیست؛ یک محدودیت فیزیکی مستقیم روی مسیر اصلی صادرات دریایی محصولات فولادی و واردات مواد اولیه کشور است. در چنین شرایطی، درسی که از این هفته پرتلاطم برای صنعت فولاد ایران میماند این است: پایداری مسیرهای جایگزین صادراتی -از مسیرهای زمینی منطقهای گرفته تا بنادر خارج از محدوده مستقیم بحران- دیگر یک برنامه احتیاطی بلندمدت نیست، بلکه در شرایط کنونی به یک ضرورت فوری برای تداوم فعالیت این صنعت تبدیل شده است.
مطالب مرتبط


