به گزارش فولادنامه؛ به نقل از واحد تحقیقات بازار هلدینگ فولاد متیل؛ بازار فولاد در پایان ژوئیه ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر شرایط منطقهای قرار گرفته است. افزایش شدید قیمت در آمریکا و افت همزمان بازار چین نشان میدهد که سطح تقاضا تنها عامل تعیینکننده نیست؛ بلکه موجودی انبارها، دسترسی به عرضه، هزینه حمل و اطمینان از تحویل نیز به اجزای اصلی قیمتگذاری تبدیل شدهاند. در چنین بازاری، اختلاف قیمت میان مناطق الزاماً بهسرعت از طریق تجارت تعدیل نمیشود، زیرا انتقال فولاد از مبدأ ارزانتر به مقصد گرانتر با هزینه و ریسک بیشتری همراه است.
عبور قیمت ورق گرم Midwest آمریکا از ۱۹۰۰ دلار برای هر تن، بیش از آنکه حاصل جهش ناگهانی مصرف باشد، نشانه تنگنای عرضه قابلتحویل است. تقاضای پروژههای زیربنایی، انرژی و مراکز داده پشتوانه بازار را تقویت کرده، اما پایین بودن موجودی انبارها و محدودیت تحویل کارخانهها این تقاضا را به افزایش پیوسته قیمت تبدیل کرده است. رکوردهای سودآوری و ارسال محموله در شرکت های نیوکور و کلیولند-کلیفس نیز قدرت قیمتگذاری تولیدکنندگان را تأیید میکند. همین قیمتهای بالا، زمینه اصلاح تدریجی بازار آمریکا را نیز فراهم کرده است. حرکت خریداران به سوی تأمین از ویتنام و هند نشان میدهد که فاصله قیمت داخلی با مبادی جایگزین، واردات را با وجود هزینه و زمان حمل توجیهپذیر کرده است. بنابراین قیمتها در کوتاهمدت همچنان از کمبود موجودی حمایت میگیرند و احتمال افزایش بیشتر وجود دارد، اما ورود محمولههای خارجی میتواند در پاییز سرعت این رشد را کاهش دهد. اگر افزایش واردات با بازسازی موجودی انبارها همزمان شود، قدرت قیمتگذاری تولیدکنندگان داخلی نیز احتمالاً محدودتر خواهد شد.
در چین، فشار اصلی از جانب ضعف تقاضا و ناامیدی نسبت به سیاست اقتصادی وارد میشود. نبود بسته محرک تازه برای بخش مسکن و زیرساخت، انتظارات بازار را تخلیه کرد و موجب افت معاملات آتی و نقدی شد. سقوط قیمت میلگرد شرق چین به پایینترین سطح سیزده ماه اخیر و کاهش ورق گرم فقط واکنشی روانی نیست، زیرا گرما و بارانهای موسمی نیز مصرف واقعی را محدود کردهاند. بیاثر ماندن کاهش تولید در تانگشان نشان میدهد که ضعف تقاضا فعلاً از تعدیل عرضه قویتر است. کاهش هزینه کک نیز کف هزینهای تولید را پایین آورده و بخشی از حمایت مواد اولیه از قیمت فولاد را از بین برده است. اختلاف میان آمریکا و چین در شرایط عادی باید جریان بیشتری از تجارت را به سوی بازار هدایت کند، اما بحران حملونقل دریایی این سازوکار را کند کرده است. تنش همزمان در تنگه هرمز، بابالمندب و دریای سیاه، مسیرهای مهم تجارت فولاد و مواد اولیه را مختل کرده و افزایش نرخ حمل و حقالزحمه کشتیها بخشی از مزیت قیمت پایین در مبدأ را جذب میکند. در نتیجه، ارزان بودن فولاد در یک منطقه لزوماً به معنای دسترسی سایر مناطق به محصول ارزان نیست. قیمت تحویلی، زمان رسیدن محموله و احتمال اختلال در مسیر اکنون گاه از قیمت اسمی کالا اهمیت بیشتری دارند.
بازار مواد اولیه نیز با همین چند دستگی روبهروست. در حالی که قیمت کک در چین زیر فشار ضعف بازار کاهش یافته، کمبود آهناسفنجی در عربستان سعودی تقاضا برای قراضه را به سطوح بیسابقه رسانده است. جایگزینی قراضه میتواند بخشی از کمبود آهناسفنجی را جبران کند، اما فشار هزینه را به ماده اولیه دیگری انتقال میدهد. سرمایهگذاری چینی در احداث کارخانه میلگرد پرو نیز نشان میدهد که موانع تجاری لزوماً جریان سرمایه و ظرفیت را متوقف نمیکنند. همزمانی این پروژه با وضع عوارض ضددامپینگ بر میلگرد میتواند به معنای تغییر مسیر از صادرات محصول نهایی به تولید در بازار مقصد باشد. در این حالت، سیاست حمایتی به جای قطع ارتباط بازارها، شکل ارتباط را تغییر میدهد و سرمایهگذاری محلی به ابزاری برای عبور از محدودیتهای تعرفهای تبدیل میشود.
تعطیلات تابستانی اروپا و انتظار برای روشنتر شدن سیاست چین، تصمیمگیری خریداران را محتاطانهتر کرده است، اما کمبود موجودی در برخی مناطق اجازه تعویق طولانی خرید را نمیدهد. این تضاد میتواند دورههای کوتاه سکون را با جهشهای ناگهانی قیمت یا تغییر سریع مسیر سفارشها همراه کند. در هفتههای آینده، بازار چین بدون محرک واقعی و بهبود تقاضا زیر فشار باقی خواهد ماند. تا زمانی که اختلالات دریایی مانع تعدیل اختلاف قیمتها از طریق تجارت هستند، محتملترین مسیر بازار نه صعود یا نزول فراگیر، بلکه ادامه واگرایی منطقهای و افزایش ارزش موجودی قابلتحویل، تأمین مطمئن و مسیر حمل امن خواهد بود.
منبع: ایراسین
مطالب مرتبط


