صنعت فولاد پس از سال‌ها پیشرفت کند در فناوری‌های پاک، بار دیگر نشانه‌هایی از شتاب در گذار از سوخت‌های فسیلی بروز داده است. کاهش واقع‌بینانه‌تر هزینه هیدروژن سبز و پروژه‌های پیشگام DRI در سوئد، عمان و استرالیا، به‌ویژه کارخانه‌هایی که از هیدروژن سبز یا ترکیبی از آن استفاده می‌کنند، نوید بازگشت شتاب به این مسیر را می‌دهند. سال ۲۰۲۶ می‌تواند نقطه عطفی باشد که انتخاب میان گاز و هیدروژن سبز مسیر آینده فولاد جهانی را تعیین می‌کند.
۲۰۲۶؛ سال انتخاب مسیر فولاد سبز؛ گاز یا هیدروژن؟


به گزارش فولادنامه؛ ماهنامه کارخانه؛ پس از یک دوره پیشرفت کند در تکنولوژی‌های تولید فولاد، گزارش «موسسه اقتصاد انرژی و تحلیل مالی» حالا دوباره نشانه‌هایی از امید برای سرعت گرفتن گذار جهانی این صنعت به دوری از سوخت‌های فسیلی را نشان می‌دهد. انتظارات درباره کاهش هزینه تولید هیدروژن سبز واقع‌بینانه‌تر شده و همین موضوع برنامه‌های جهانی برای تولید آهن احیای مستقیم بدون سوخت فسیلی را تحت‌ تاثیر قرار داده است. با این حال، تحولات مهمی که انتظار می‌رود در سال ۲۰۲۶ رخ دهد، می‌تواند دوباره موتور این گذار را روشن کند و حرکت صنعت فولاد به سمت تکنولوژی‌های پاک را شتاب دهد.
استارت‌آپ سوئدی فولاد سبز «استگرا» در صورت موفقیت دور جدید تامین مالی، قصد دارد در سال ۲۰۲۶ فعالیت کارخانه خود را در شمال سوئد شروع کند. برنامه زمانی پروژه چند ماه عقب افتاده و قرار است ابتدا بخش کوره قوس الکتریکی (EAF) راه‌اندازی شود و سپس کوره احیای مستقیم (DRI) وارد مدار شود. آغاز به کار یک واحد DRI که با ۱۰۰ درصد هیدروژن سبز کار می‌کند، یک نقطه عطف مهم در گذار جهانی صنعت فولاد به تکنولوژی‌های بدون سوخت فسیلی خواهد بود.

بسیاری از پروژه‌های DRI که قرار بود ابتدا با گاز کار کنند و بعد به هیدروژن منتقل شوند، با مشکل مواجه شده‌اند، اما استگرا با اتکا به قراردادهای قطعی فروش با مشتریانی که توان پرداخت هزینه بالاتر برای فولاد کاملا سبز را دارند، توانسته مسیر خود را حفظ کند. در سراسر جهان نیز مصرف‌کنندگانی وجود دارند که می‌توانند از پروژه‌های پیشگام مشابه حمایت کنند.
خارج از شمال سوئد، برنامه‌های گذار سایر فولادسازان بزرگ اروپایی با کندی روبه‌رو شده است؛ عواملی مانند هزینه بالای هیدروژن سبز و برق و همچنین قیمت پایین فولاد به‌دلیل مازاد ظرفیت جهانی باعث شده سرعت تغییر کاهش یابد. با این حال، اجرای «سازوکار تنظیم مرز کربن» (CBAM، سیستمی که برای واردات محصولاتی به اروپا که در فرآیند تولید آنها دی‌اکسید کربن زیادی تولید می‌شود – مثل فولاد و سیمان – تعرفه اعمال می‌کند) در سال ۲۰۲۶ می‌تواند بخشی از این مشکلات را کاهش دهد و از جمله به تقویت قیمت فولاد تولید داخل اروپا کمک کند. اجرای CBAM همراه با حذف تدریجی سهمیه‌های رایگان انتشار کربن در سیستم تجارت انتشار اتحادیه اروپا، می‌تواند محرکی جدی برای سرعت گرفتن گذار تکنولوژی فولاد باشد؛ چه در داخل اتحادیه اروپا و چه در خارج از آن. برخی خواستار به ‌تعویق ‌انداختن حذف سهمیه‌های رایگان کربن شده‌اند، اما این تغییرات نه ناگهانی‌اند و نه غیرمنتظره. سال‌هاست که اجرای CBAM و پایان سهمیه‌های رایگان اعلام شده و بسیاری از تصمیم‌های سرمایه‌گذاری در تکنولوژی فولاد نیز بر همین اساس گرفته شده است.

تاثیر این سیاست‌ها فقط محدود به اتحادیه اروپا نیست. برای نمونه، شرکت تایلندی فولاد سبز «مرانتی» (Meranti)، قصد دارد در عمان آهن بریکت‌ گرم (HBI) تولید کند و آن را به اروپا صادر کند تا از افزایش تقاضا برای مواد اولیه کم‌کربن در مرحله جدید بازار کربن اتحادیه اروپا بهره ببرد. بریکت گرم نوعی آهن اسفنجی است که در دمای بالای ۶۵۰ درجه سانتی‌گراد فشرده‌سازی می‌شود. این شرکت همچنین HBI را به کارخانه فولاد مبتنی بر کوره قوس الکتریکی خود در تایلند ارسال خواهد کرد و قصد دارد در سال ۲۰۲۶ تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری را اتخاذ کند.
به‌طور قابل ‌توجهی، قرار است کارخانه DRI شرکت مرانتی کار خود را با ترکیبی از ۸۵ درصد متان و ۱۵ درصد هیدروژن سبز آغاز کند و سپس به‌تدریج سهم هیدروژن سبز را افزایش دهد. عمان با حمایت گسترده از تولید هیدروژن سبز، در حال تبدیل شدن به یکی از پیشگامان جهانی گذار تکنولوژی فولاد است. دولت این کشور حتی الزام کرده که تمام پروژه‌های جدید DRI از همان روز اول بخشی از هیدروژن سبز را در فرآیند احیا به کار ببرند، با وجود اینکه گاز طبیعی در عمان ارزان است. برنامه‌های متعدد دیگر در حوزه DRI و فولاد نیز در این کشور در دست اجراست و جایگاه عمان را به‌عنوان رهبر این تحول تثبیت می‌کند. با توجه به کند شدن روند گذار در صنعت فولاد جهان، اتخاذ تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری در سال ۲۰۲۶ برای یک واحد DRI که از ۱۵ درصد هیدروژن سبز استفاده می‌کند، می‌تواند نشانه‌ای مهم از بازگشت شتاب این گذار باشد و الگویی برای کشورهایی مانند استرالیا فراهم کند که به دنبال حرکت به سمت تکنولوژی DRI هستند.

استرالیا این فرصت را دارد که ارزش افزوده بیشتری به صادرات سنگ ‌آهن خود اضافه کند. استرالیا که بزرگ‌ترین صادرکننده سنگ‌ آهن جهان است، در سال جدید می‌تواند با حرکت به سمت تولید و صادرات آهن احیای مستقیم و آهن بریکت گرم ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند؛ به‌ویژه در شرایطی که پیش‌بینی‌ها از کاهش قیمت جهانی سنگ ‌آهن حکایت دارد.
در نوامبر ۲۰۲۵، معدن عظیم «سیماندو» در گینه فعالیت خود را آغاز کرد. تولید این معدن در سال ۲۰۲۶ و درست در زمانی که تقاضای چین به بعنوان بزرگ‌ترین مشتری سنگ آهن استرالیا، رو به کاهش است افزایش می‌یابد. در سال ۲۰۲۵ تولید فولاد خام چین حدود ۴ درصد کمتر از سال قبلش بود؛ روندی که امسال با بلوغ اقتصاد چین انتظار نمی‌رود تغییر کند. در نهایت، تولید سیماندو قرار است به ۱۲۰ میلیون تن در سال برسد و بخش عمده آن راهی چین خواهد شد.
افزایش عرضه سنگ آهن از معدن سیماندو احتمالا باعث فشار کاهشی بر قیمت‌ها خواهد شد، به‌طوری‌که پیش‌بینی می‌شود قیمت سنگ آهن از حدود ۱۰۰ دلار در هر تن در اواخر ۲۰۲۵ به ۸۵ دلار یا حتی ۷۵ دلار تا سال ۲۰۲۸ برسد. در تازه‌ترین برآورد میان‌مدت دولت استرالیا نیز پیش‌بینی شده که ارزش صادرات سنگ آهن کشور تا سال مالی ۲۰۲۹-۳۰ حدود ۳۶ میلیارد دلار استرالیا (معادل ۳۱ درصد) کاهش یابد.
در چنین شرایطی، تولید DRI می‌تواند فرصتی برای استرالیا باشد تا به‌جای صادرات خام سنگ آهن، آن را در داخل کشور فرآوری کرده و با ارزش افزوده بیشتر صادر کند. اما استرالیا در سال ۲۰۲۶ با یک انتخاب مهم روبه‌روست: آیا این ارزش افزوده را با گاز طبیعی ایجاد کند یا با هیدروژن سبز؟
استرالیا یکی از تولیدکنندگان بزرگ گاز و از صادرکنندگان اصلی LNG در جهان است، اما این صادرات به قیمت فشار بر بازار داخلی تمام شده، به‌طوری‌ که کمبود عرضه و قیمت‌های بالا پیش‌بینی می‌شود. همین موضوع باعث شده شرکت «بلواسکوپ»، بزرگ‌ترین تولیدکننده فولاد استرالیا، خواستار توسعه میادین جدید گاز شود. این شرکت می‌گوید برای گذار از کوره بلند به DRI، باید قیمت گاز داخلی کمتر از ۱۰ دلار استرالیا به‌ازای هر گیگاژول باشد، در حالی که منابع جدید گاز بسیار پرهزینه‌اند و نمی‌توانند چنین قیمتی ارائه دهند.

مانند عمان، گاز می‌تواند برای استرالیا هم یک پل موقت بین زغال‌سنگ و هیدروژن سبز باشد، اما اگر استرالیا روی زیرساخت‌های جدید مانند خط لوله گاز یا کربن‌گیری و ذخیره‌سازی (CCS) سرمایه‌گذاری کند، این خطر وجود دارد که استفاده از گاز را برای دهه‌ها در صنعت فولاد خود قفل کند. از سوی دیگر، CCS نیز در عمل نتوانسته راه‌حلی قابل‌اتکا برای کاهش کربن در DRI مبتنی بر گاز باشد. حتی شرکت تکنولوژی کاهش مستقیم کربن «میدرکس» هم اعلام کرده که کاربرد واقعی CCS در فولادسازی «بسیار محدود» است.
استرالیا می‌تواند مسیر دیگری را انتخاب کند و به‌جای تکیه بر گاز، به هیدروژن سبز روی بیاورد و از تقاضای اولیه برای آهن کاملا سبز در منطقه آسیا-اقیانوسیه بهره‌مند شود. فولاد یا آهن تولیدشده با گاز هرگز نمی‌تواند چنین امتیاز یا ارزش افزوده‌ای به دست آورد. هرچند بازار آهن سبز در این منطقه هنوز در ابتدای راه است، اما ظرفیت رشد بسیار بالایی دارد. شرکت مرانتی قصد دارد از این فرصت در تایلند، به عنوان یکی از قطب‌های بزرگ خودروسازی منطقه استفاده کند؛ صنعتی که می‌تواند موتور تقاضای اولیه برای آهن سبز باشد. قرار است در نوامبر ۲۰۲۶، کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل یا COP۳۱ در ترکیه برگزار شود. اما طبق توافقی ویژه، وزیر تغییرات اقلیمی و انرژی استرالیا نقش «رئیس مذاکرات» را بر عهده خواهد داشت. این موقعیت فرصتی کم‌نظیر برای استرالیاست تا موضوع تقاضا و قراردادهای خرید آهن سبز را در سطح جهانی برجسته کند و آن را در دستور کار مذاکرات قرار دهد.
این سال برای استرالیا یک نقطه عطف مهم خواهد بود؛ اینکه آیا مسیر هیدروژن سبز را برای صنعت آهن و فولاد خود انتخاب می‌کند یا با پشتیبانی از گاز، خطر وابستگی طولانی‌مدت به آن را می‌پذیرد. یکی از دو کارخانه فولاد یکپارچه این کشور در حال فروش است و انتظار می‌رود معامله در سال ۲۰۲۶ نهایی شود. مهم‌ترین خریداران احتمالی، کنسرسیومی از فولادسازان بزرگ آسیا–اقیانوسیه شامل بلواسکوپ، پوسکو نیپون استیل و JSW استیل هستند. دولت استرالیا و ایالت استرالیای جنوبی نیز ۲.۴ میلیارد دلار استرالیا برای حمایت از کارخانه فولاد وایالا اختصاص داده‌اند که ۱.۹ میلیارد دلار آن برای گذار از کوره بلند به کوره قوس الکتریکی و کوره احیای مستقیم است. پرسشی که مطرح می‌شود این است: آیا واحد جدید DRI در وایالا برای سال‌های طولانی با گاز کار خواهد کرد یا به‌سرعت به هیدروژن سبز منتقل می‌شود؟استرالیا در سال ۲۰۲۶ با دو پروژه مهم تکنولوژی فولاد روبه‌روست که انتخاب میان گاز و هیدروژن سبز را برایش پررنگ‌تر می‌کنند. از آنجا که بخش بزرگی از سنگ آهن استرالیا کیفیت لازم برای DRI را ندارد، پروژه‌هایی برای استفاده از این سنگ آهن‌های کم‌عیار در فرآیند احیای مستقیم در حال توسعه است. یکی از مهم‌ترین آنها پروژه «نئواسملت» است که توسط کنسرسیومی شامل شرکت‌های ریوتینتو، BHP، بلواسکوپ و وودساید هدایت می‌شود و انتظار می‌رود در سال ۲۰۲۶ به مرحله تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری برسد. حضور شرکت وودساید به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده گاز استرالیا، نشان می‌دهد که این پروژه DRI قرار است با گاز کار کند، نه هیدروژن سبز.

ریوتینتو همزمان با پروژه نئواسملت، با شرکت مخابراتی «کالیکس» همکاری می‌کند تا تکنولوژی ساخت آهن این شرکت موسوم به «زستی» (ZESTY) را در یک واحد نمایشی آزمایش کند؛ پروژه‌ای که انتظار می‌رود در سال ۲۰۲۶ به مرحله تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری برسد. هر دو تکنولوژی نئواسملت و زستی می‌توانند از سنگ آهن‌های مناسب کوره بلند استرالیا استفاده کنند، اما یک تفاوت مهم دارند: طرح آزمایشی زستی با هیدروژن کار خواهد کرد. در واقع زستی یک تکنولوژی احیای مستقیم آهن با هیدروژن است. در سال‌های اخیر، تمرکز گذار تکنولوژی فولاد بیشتر بر DRIبوده؛ تکنولوژی‌ای پخته که معمولا با متان کار می‌کند اما شرکت‌های سازنده آن اعلام کرده‌اند کاملا آماده استفاده از هیدروژن سبز است. با این حال، ممکن است سال ۲۰۲۶ شاهد پیشرفت تکنولوژی‌های برق‌رسانی مستقیم نیز باشیم؛ تکنولوژی‌هایی که نیاز به هیدروژن سبز را حذف می‌کنند. در نوامبر ۲۰۲۵، شرکت استرالیایی «المنت زیرو» با حضور نخست‌وزیر ایالت استرالیای غربی، یک واحد آزمایشی تولید آهن سبز را با استفاده از فرآیند الکتروشیمیایی خود رسما راه‌اندازی کرد.
در آمریکا، شرکت «الکترا» قرار است در میانه سال ۲۰۲۶ واحد نمایشی تکنولوژی برق‌رسانی مستقیم خود را راه‌اندازی کند؛ گامی مهم در توسعه فرایند الکتروشیمیایی کم‌دما برای تولید آهن. اوایل دهه ۲۰۲۰ شتاب چشمگیری در گذار جهانی صنعت فولاد از زغال‌سنگ اتفاق افتاد، اما این روند اخیرا کند شده، زیرا انتظارها درباره کاهش هزینه و افزایش عرضه هیدروژن سبز برآورده نشد. همچنان لازم است توسعه هیدروژن سبز بر حوزه‌هایی متمرکز شود که بیشترین اثر را دارند، از جمله صنعت آهن و فولاد. همچنین باید مراقب بود که این صنعت به‌جای کنار گذاشتن سوخت‌های فسیلی، تنها زغال‌سنگ را با گاز جایگزین نکند و برای دهه‌ها در مصرف گاز قفل نشود. با این حال، مجموعه‌ای از رویدادهای مهم که برای سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی شده‌اند، نشان می‌دهد که احتمالا دوباره شاهد افزایش سرعت در مسیر کربن‌زدایی فولاد خواهیم بود.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

آخرین عناوین