به گزارش فولادنامه؛ تصور کنید نشستی خبری از یکی از بزرگترین فولادسازان آمریکا در سال ۲۰۲۶ برگزار شده است. صدای مدیرعامل کلیولند-کلیفز، لورنسو گونسالوز، بهگوش میرسد؛ صدایی که چندان شبیه گزارشهای خشک مالی نیست. او درباره ضرورت استقلال آمریکا از تأمین فلزات راهبردی از چین حرف میزند و رشد سودآوری شرکتش را مستقیماً به سیاستهای تعرفهای دولت پیوند میزند. این، تصویر خوبی از حالوهوای اتاقهای مدیریت فولاد جهان در سال ۲۰۲۶ است: کمتر حرف از فناوری کوره و بیشتر حرف از سیاست تجاری.
اگر امسال گوش به زنگ اتاقهای مدیران فولادسازان بزرگ جهان باشیم -از شارلوت کارولینای شمالی تا آنکارا و بروکسل- یک الگوی مشترک خودش را نشان میدهد: دستور جلسه دیگر صرفاً درباره ظرفیت تولید یا فناوری نیست، بلکه درباره این است که چه کسی از مرز عبور میکند و با چه تعرفهای.
آمریکا: صنعتی که یکپارچه پشت تعرفه ایستاده
در آمریکا، لحن مدیران فولاد این روزها آشکارا حمایتی از سیاست تعرفهای دولت است. طبق گزارشهای ماینینگداتکام از تحولات تعرفهای ۲۰۲۶، دولت ترامپ در چند نوبت ساختار تعرفه ۵۰ درصدی بخش ۲۳۲ بر فولاد، آلومینیوم و مس را بازآرایی کرد؛ از معافیت محصولاتی با کمتر از ۱۵ درصد محتوای فلزی گرفته تا کاهش تعرفه برخی محصولات مشتق به ۱۵ درصد برای تجهیزات صنعتی. مدیران فولاد آمریکا اما هرگونه تلاش برای نرمترکردن این تعرفهها را با نگرانی دنبال میکنند؛ همانطور که مدیرعامل کلیولند-کلیفز، لورنسو گونسالوز، در یکی از گزارشهای فصلی که ماینینگداتکام هم بازتاب داد، تأکید کرده بود که آمریکا نباید در تأمین فلزات و مواد راهبردی به چین یا هر کشور دیگری وابسته بماند، و رشد سودآوری شرکتش را نتیجه مستقیم همان چارچوب حمایتی دانست.
این وابستگی مثبت مدیران فولاد آمریکا به تعرفه، جالبترین ویژگی گفتمان امسال آنهاست: تعرفه دیگر صرفاً یک تهدید بیرونی برای بنگاهها نیست، بلکه ابزاری است که خود مدیران صنعت بهشکل فعال برایش لابی میکنند و هر تغییر در جزئیات آن -از فهرست محصولات مشمول گرفته تا نرخ دقیق- را با دقت رصد میکنند.
اروپا: نگرانی از دفتر محاسبات کربن، نه فقط از واردات
آنسوی اقیانوس اطلس، لحن مدیران فولاد اروپا رنگوبوی متفاوتی دارد. طبق گزارش استیلاوربیس، از اول ژانویه ۲۰۲۶ الزامات مالی مکانیزم تعدیل مرزی کربن (سیبیایام) اتحادیه اروپا رسماً آغاز شد و نخستین قیمت رسمی گواهی کربن قرار بود در هفتم آوریل ۲۰۲۶ اعلام شود؛ نقطهای که برای نخستینبار اثر مالی دقیق این مکانیزم را روی واردکنندگان فولاد روشن میکرد. انجمن فولاد اروپا (یوروفر)، پیش از این تاریخ، خواستار اصلاحاتی هدفمند در ساختار سیبیایام شد؛ درخواستی که نشان میدهد حتی صنعتی که از اصل این مکانیزم بهعنوان ابزار جلوگیری از نشت کربن حمایت میکند، همچنان نگران جزئیات اجرایی و اثر مالی دقیق آن بر رقابتپذیریاش است.
این دو صدا، در کنار قانون جدید حفاظتی اتحادیه اروپا که از تیر ۱۴۰۵ (اول ژوئیه ۲۰۲۶) اجرایی شد -با کاهش سهمیه واردات بدون عوارض فولاد به حدود ۱۸.۳ میلیون تن در سال و دوبرابرشدن عوارض خارج از سهمیه به ۵۰ درصد- نشان میدهد که مدیران فولاد اروپا همزمان درگیر دو نبردند: نبرد با واردات ارزان، و نبرد با هزینههای دیکربنسازی که خودشان هم به آن باور کامل ندارند اگر بازار حاضر به پرداختش نباشد.
سازمانهای جهانی: نگرانی از مازاد ظرفیتی که همچنان رشد میکند
در پسزمینه این دو گفتوگوی متفاوت آمریکایی و اروپایی، صدای سوم هم شنیده میشود؛ صدای نهادهای ناظر بر صنعت جهانی فولاد. بر اساس گزارشهایی که استیلاوربیس از مذاکرات نهادهای اروپایی منتشر کرده، پایه استدلال اتحادیه اروپا برای تشدید محدودیتهای وارداتی، برآورد رشد مازاد ظرفیت جهانی فولاد از حدود ۶۰۲ میلیون تن در سالهای اخیر به بیش از ۷۲۰ میلیون تن تا ۲۰۲۷ بوده است. انجمن جهانی فولاد نیز در چشمانداز کوتاهمدت خود نسبت به تقاضای جهانی فولاد در سال ۲۰۲۶ محتاطانه خوشبین است و رشدی محدود اما مثبت را پیشبینی میکند؛ پیشبینیای که مبتنی بر تداوم سرمایهگذاریهای زیرساختی عمومی و تابآوری نسبی اقتصاد جهانی است.
نکته مشترک در حرفهای این نهادها این است: هیچکدام دیگر صرفاً درباره «رشد تولید» صحبت نمیکنند. گفتوگوی اصلی این روزها درباره توزیع نامتوازن مازاد ظرفیت، دور زدن تعرفهها از طریق تغییر کد گمرکی محصولات، و تنش میان اصل تجارت آزاد و نیاز به حفاظت صنعتی است.
یک الگوی مشترک، از شارلوت تا بروکسل
اگر این سه گفتوگو -آمریکایی، اروپایی، و نهادهای جهانی- را کنار هم بگذاریم، یک الگوی مشترک آشکار میشود: مدیران فولاد جهان در سال ۲۰۲۶ کمتر درباره چگونگی تولید فولاد حرف میزنند و بیشتر درباره چگونگی حفاظت از بازار خودشان. این یک تغیر گفتمانی مهم است. در دهههای گذشته، رقابت اصلی صنعت فولاد حول محور هزینه تولید، فناوری کوره، و بهرهوری تعریف میشد. امروز، بخش قابلتوجهی از انرژی مدیریتی صرف طراحی و چانهزنی بر سر مرزهای تعرفهای، ساختار مکانیزمهای کربنی، و مقابله با ترفندهای دورزدن تحریم و تعرفه میشود.
درسی برای مدیران فولاد ایران
این تغییر لحن جهانی، نکتهای برای مدیران صنعت فولاد ایران هم در خود دارد. مدیران فولاد آمریکا و اروپا این روزها همانقدر که وقت خود را صرف بهبود خط تولید میکنند، وقت صرف تعریف و دفاع از چارچوب تجاریای میکنند که تولیدشان در آن معنا پیدا میکند؛ چه از طریق لابیگری برای تعرفه، چه از طریق مذاکره درباره الزامات ردیابی مبدأ تولید. برای صنعت فولاد ایران که در سالهای اخیر با نوسانهای شدید بازار صادراتی، تحریم، و رقابت با محصولات ارزانقیمت آسیایی روبهرو بوده، این نمونه یادآور میشود که گفتوگوی راهبردی میان مدیران بزرگ صنعت و نهادهای سیاستگذار تجاری، دیگر یک فعالیت جانبی نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از مدیریت روزمره یک بنگاه فولادی در اقتصاد جهانی امروز است.
مطالب مرتبط


