به گزارش فولادنامه؛ بخش متالورژی و فولاد جهانی در حال عبور از یک تغییر پارادایم بنیادین است؛ تغییری که در آن پوششهای سنتی نظیر گالوانیزه جای خود را به سیستمهای محافظتی پیچیده و آلیاژی میدهند. همانطور که در گزارش ورق ZAM؛ پاسخ صنعتی به نیازهای پیچیده بازار فولاد بررسی شد؛ تکنولوژی ZAM با تکیه بر مکانیزم «خودترمیمشوندگی» و ایجاد فازهای یوتکتیک سخت، یک جهش کوانتومی در دانش فنی به شمار میرود. اما این تحول تنها به آزمایشگاهها محدود نیست؛ بلکه یک گذار هوشمندانه در اقتصاد کلان فولاد است. گزارش پیشرو، در تکمیل و بسط تحلیل قبلی، با عبور از مباحث صرفاً فنی، دیدگاهی کلاننگر به معماری بازار جهانی، تفاضل حاشیه سود و استراتژیهای منطقهای ارائه میدهد تا لزوم بومیسازی این محصول استراتژیک در کشور را در مختصات اقتصاد بینالملل بررسی کند.
انفجار بازار جهانی و معماری انحصار
بازار جهانی ورقهای فولادی ZAM هماکنون تحت تاثیر الزامات زیرساختهای سبز و سیاستهای کربنزدایی ، یک دوره انبساط تصاعدی را طی میکند. ظرفیت تولید جهانی این محصول در سال ۲۰۲۴ از مرز ۱۱ میلیون تن عبور کرد که نشانگر رشد ۱۸.۴ درصدی تنها طی دو سال اخیر است. استخر درآمدی این بازار به شدت متمرکز است؛ بهطوریکه حدود ۶۰ تا ۶۶ درصد سهم بازار جهانی منحصراً در کنترل گروه کوچکی از غولهای فولادسازی سطح یک قرار دارد. شرکت نیپون استیل ژاپن به عنوان پیشگام این تکنولوژی، با در اختیار داشتن ۱۸ درصد از سهم بازار، تنها در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱.۲ میلیون تن فولاد ZAM را روانه بازار کرد. در کنار آن، آرسلورمیتال با برند مگنلیس و پوسکو با برند PosMAC با احداث خطوط جدید و پرظرفیت، در حال تسخیر بازارهای جهانی هستند. منطقه آسیا با تمرکز بر راهاندازی ۱۲ خط تولید جدید طی سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵، بالغ بر ۸.۵ میلیون تن ظرفیت سالانه جدید به زنجیره تامین تزریق کرده است.
راز حاشیه سود افزوده شده
منطق اقتصادی کارخانههای فولادسازی برای تغییر تولید از محصولات سنتی به ZAM، در گسترش چشمگیر حاشیه سود ناخالص نهفته است. این محصول به دلیل پیچیدگیهای فرآیند تولید، از رقابتهای قیمتی محصولات کالایی خارج شده و با «صرفه قیمت» حدود ۲۰ تا ۴۵ درصد بالاتر از گالوانیزه معمولی معامله میشود. در بازارهای نقدی آسیا، کویلهای ورق ZAM قیمتی بین ۷۷۵ تا بیش از ۹۰۰ دلار بر تن دارند و شکاف قیمتی آنها در دوران اوج تقاضا حتی به ۱۹۰ دلار در تن نیز میرسد. نکته طلایی این سودآوری در کاهش هزینههای مواد نهفته است؛ اگرچه افزودن شمش آلومینیوم و منیزیم هزینه حمام مذاب را بالا میبرد، اما ZAM به دلیل ویژگی خودترمیمشوندگی به پوشش بسیار نازکتری نیاز دارد. به طور مثال، پوشش ZM120 مقاومتی به مراتب بیشتر از گالوانیزه Z275 ارائه میدهد که این کاهش چشمگیر در مصرف روی، سودآوری را به شدت تقویت میکند.
تسخیر صنایع پاییندستی
مصرف ZAM به صورت استراتژیک در صنایعی متمرکز است که مقاومت ساختار در آنها اهمیت زیادی دارد. در ادامه به مهمترین صنایعی که ورق های ZAM در پیشرفت آن ها نقش مهمی ایفا میکند؛ اشاره خواهد شد:
انرژیهای تجدیدپذیر: با گسترش پروژههای نیروگاههای خورشیدی، تقاضا برای فولادهای سازهای با مقاومت بالا بهطور چشمگیری افزایش یافته است. در این میان، استفاده از گریدهای ساختاری ZAM به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد، پایداری و طول عمر سازههای نگهدارنده خورشیدی را در محیطهای اقلیمی سخت، نظیر نواحی بیابانی، بهصورت قابلتوجهی ارتقا میدهد.
خودروهای الکتریکی: جایگزینی فولاد ضد زنگ با ورقهای ظریفتر ZAM در محفظه باتریها، وزن پلتفرم را بهینه کرده و مقاومت در برابر خوردگی شیمیایی را تضمین میکند.
کشاورزی و زیرساخت: مقاومت ZAM در محیطهای بهشدت خورنده و قلیایی به مراتب برتر از پوششهای سنتی است و در سختگیرانهترین آزمایشات هوازدگی و اسپری نمک، پایداری ساختاری استثنایی از خود نشان داده است.
استراتژی جایگزینی واردات و امنیت صنعتی در ایران
با وجود ظرفیت عظیم تولید فولاد خام در کشور، وابستگی ساختاری به واردات ورقهای پوششدار با ارزشافزوده بالا، همواره چالشهایی را در مسیر بهرهوری منابع ارزی ایجاد کرده است. در سوی دیگر، اقلیم جغرافیایی خاص خاورمیانه و تداوم پدیدههای فرسایشی نظیر نوسانات شدید دمایی و رطوبت بالا، طول عمر فولادهای سنتی را به شدت کاهش داده و نیاز به راهکارهای مهندسیشده را بیش از پیش نمایان میکند.
همزمان با حرکت کشور به سمت مگاپروژههای کلان در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، تقاضا برای تامین سازههایی با مقاومت طولانیمدت به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است. تکیه بر بازارهای بینالمللی برای تأمین این تجهیزات استراتژیک، زنجیره تأمین پروژههای ملی را در معرض آسیبپذیریهای ناشی از نوسانات جهانی قرار میدهد. در این نقطه عطف تاریخی، بومیسازی تکنولوژیهای پیشرفته پوششدهی توسط صنایع داخلی، فراتر از یک رویکرد فنی، به عنوان یک «سپر دفاعی» در اقتصاد ملی شناخته میشود. گذار به سوی تولید داخلی این دسته از ورقها، با حذف وابستگیهای غیرضروری و کاهش هزینههای ناشی از استهلاک زودرس، ارزشافزودهای پایدار ایجاد کرده و صنعت فولاد کشور را از تولیدکننده محصولات پایه، به جایگاهی ممتاز در تأمین زیرساختهای مهندسیمحور ارتقا میدهد.
منبع: ایراسین
مطالب مرتبط


