به گزارش فولادنامه؛ وقتی چراغ خانهای در آلمان یا بریتانیا روشن میشود و برق آن از یک مزرعه بادی دریایی تأمین شده، کمتر کسی به این فکر میکند که پیش از رسیدن آن انرژی به پریز خانه، یک زنجیره طولانی از فولاد پشت سر گذاشته شده است. برج بلندی که توربین بادی را روی خودش نگه میدارد، از جنس بتن نیست؛ از ورقها و لولههای فولادی ساخته شده که باید هم وزن سنگین پرهها را تحمل کنند و هم فشار مداوم باد را، بدون خستگی فلزی، برای دههها دوام بیاورند.
این نیاز، این روزها یکی از بازارهای در حال رشد صنعت فولاد اروپا را شکل داده. شرکت آلمانی زارشتال، بهتازگی همکاری بلندمدت خودش را با ماکس بوگل ویند، سازنده تجهیزات انرژی بادی، تمدید کرده است. طبق این توافق، زارشتال باید حجم بیشتری از سیم فولادی پیشتنیده تولید کند؛ همان سیمهایی که در برجهای ترکیبی بتنی-فولادی توربینهای بادی استفاده میشوند تا استحکام کششی لازم برای مقاومت در برابر فشار باد و چرخش توربین را تأمین کنند. این نوع همکاری که از سال ۲۰۱۵ برقرار بوده، حالا با رشد سرمایهگذاری در انرژی بادی سراسر اروپا، وارد فاز تازهای شده است.
در آن سوی دریای مانش، تاتا استیل بریتانیا هم مسیر مشابهی را دنبال میکند؛ این شرکت با شرکت لولهساز آلمانی EBK قراردادی امضا کرده تا لولههای فولادی با قطر بیش از چهارصد میلیمتر -از جنس ورقی که در کارخانههای اسکانتورپ و دالزل تاتا تولید میشود- برای ساخت پایههای زیردریایی توربینهای بادی فراهم کند. تاتا استیل پیش از این هم یک مرکز تخصصی برای پردازش و توزیع ورق فولادی برجهای بادی در همان اسکانتورپ راهاندازی کرده بود؛ زیرساختی که حالا با سرمایهگذاری تازه در هارتلپول تکمیل میشود.
آنچه این دو خبر را کنار هم جالب میکند، این است که هیچکدام از این شرکتها اسمشان مستقیماً با «انرژی پاک» گره نخورده؛ هر دو، فولادسازان سنتیای هستند که مسیر رشد آینده خودشان را در تأمین قطعات یک صنعت کاملاً متفاوت -انرژی بادی- پیدا کردهاند. این دقیقاً همان نکتهای است که داستان فولاد و زندگی روزمره را جالب میکند: وقتی از گذار انرژی حرف میزنیم، تصویر ذهنی اغلب پرههای بلند و پارکهای بادی است، نه کارگری که در یک کارخانه فولاد در آلمان یا بریتانیا، سیم پیشتنیده یا لولهای میسازد که قرار است سالها بعد، در دل دریا، وزن یک توربین غولپیکر را تحمل کند. اما بدون آن سیم و آن لوله، هیچ برجی سرپا نمیماند و هیچ توربینی برق تولید نمیکند.
این تحول، برای صنعت فولاد ایران هم میتواند نکتهای درسآموز داشته باشد. ایران هم پروژههای انرژی بادی -هرچند در مقیاسی کوچکتر از اروپا- در دستور کار دارد و در سالهای اخیر ظرفیت نصبشده نیروگاههای بادی کشور رشد کرده است. تجربه زارشتال و تاتا استیل نشان میدهد که ورود به این بازار، نیازی به تبدیلشدن یک فولادساز به یک شرکت انرژی ندارد؛ کافی است محصولات فولادی موجود -ورق، لوله، سیم پیشتنیده- با مشخصات فنی موردنیاز این صنعت تازه سازگار شوند. برای فولادسازان ایرانی که بهدنبال بازارهای تازه داخلی و منطقهای هستند، تأمین قطعات فولادی زیرساخت انرژیهای تجدیدپذیر میتواند یکی از همان بازارهای نسبتاً کمرقابت باشد که هنوز جای رشد در آن باز است؛ به شرطی که استانداردهای فنی لازم برای این نوع محصولات بهموقع بومیسازی شود.
مطالب مرتبط


