به گزارش فولادنامه، برای بیش از دو دهه، سیماندو فقط یک نام روی کاغذ بود؛ رشتهکوهی در جنوب شرقی گینه که همه میدانستند یکی از بزرگترین ذخایر دستنخورده سنگآهن جهان را در دل خودش دارد، اما هیچکس نمیتوانست آن را از حرف به عمل برساند. اختلاف بر سر مالکیت، بیثباتی سیاسی گینه، و شکاف زیرساختی چند صدکیلومتری میان معدن و ساحل، سالها این پروژه را در حد یک وعده باقی نگه داشته بود.
اما داستان از پاییز سال گذشته میلادی تغییر کرد. نخستین محموله تجاری سنگآهن سیماندو در دسامبر ۲۰۲۵ از گینه بارگیری و در اوایل ۲۰۲۶ به چین رسید؛ لحظهای که به گفته صندوق بینالمللی پول، میتواند سرآغاز فصلی واقعاً تحولآفرین برای اقتصاد گینه باشد. طبق گزارش استیلاوربیس، این پروژه که با بیش از بیست میلیارد دلار سرمایهگذاری زیرساختی همراه بوده، امسال بین پنج تا ده میلیون تن سنگآهن تولید خواهد کرد و قرار است طی حدود سی ماه آینده، این رقم را به شصت میلیون تن در سال برساند؛ با ظرفیت نهاییای که میتواند تا صد و بیست میلیون تن در سال هم برسد.
آنچه سیماندو را از بسیاری پروژههای معدنی دیگر متمایز میکند، ساختار مالکیت دوگانه و پیچیده آن است. یک کنسرسیوم به نام سیمفر، ترکیبی از ریوتینتوی استرالیایی-انگلیسی و چاینالکوی چینی است؛ کنسرسیوم دیگر، با نام دبلیوسیاس، عمدتاً زیر نفوذ سرمایهگذاران چینی از جمله گروه فولاد باوو -بزرگترین فولادساز جهان از نظر حجم تولید- اداره میشود. دولت گینه هم در هر دو کنسرسیوم و در شرکت مشترک ساخت راهآهن و بندر، سهم پانزدهدرصدی دارد. این ترکیب نشان میدهد چرا این پروژه، بیش از هر چیز، محصول اشتهای صنعتی چین برای تضمین منابع سنگآهن پایدار و کاهش وابستگی به رقبای سنتی مثل استرالیا و برزیل بوده است.
نکتهای که این پروژه را واقعاً خاص میکند، کیفیت ماده معدنی آن است. سنگآهن سیماندو با عیار متوسط حدود ۶۵.۸ درصد آهن و ناخالصی پایین، قابل مقایسه با باکیفیتترین ذخایر منطقه کاراخاس برزیل است. این عیار بالا به این معناست که کارخانههای فولاد میتوانند با مصرف زغالسنگ ککشو کمتر، فولاد تولید کنند؛ ویژگیای که آن را به گزینهای جذاب برای فولادسازانی تبدیل کرده که در تلاشند رد پای کربن تولید خودشان را کاهش دهند.
برای بازار جهانی سنگآهن، این یعنی ورود یک بازیگر تازه و بزرگ به معادلهای که سالها میان استرالیا و برزیل تقسیم شده بود. طبق تحلیل وود مکنزی که استیلاوربیس آن را منتشر کرده، سیماندو میتواند به یکی از محرکهای اصلی رشد بلندمدت عرضه سنگآهن دریایی جهان تبدیل شود؛ روندی که اگرچه در کوتاهمدت به دلیل محدودیتهای زیرساختی و لجستیکی با نوسان همراه خواهد بود، اما در بلندمدت میتواند فشار نزولی روی قیمت جهانی سنگآهن ایجاد کند؛ درست در شرایطی که چین، بزرگترین خریدار جهانی این ماده معدنی، همین حالا هم با ضعف تقاضای داخلی فولاد دستبهگریبان است.
این ترکیب -عرضه تازه و بزرگ از یک منبع باکیفیت، در کنار تقاضای شکننده بزرگترین خریدار جهانی- زنگ خطری است که صادرکنندگان سنگآهن با عیار پایینتر در سراسر جهان باید آن را جدی بگیرند. وقتی خریداری مثل چین بهجای وابستگی صرف به عیارهای متوسط، به منبعی با کیفیت بالاتر و قیمت رقابتی دسترسی پیدا کند، طبیعی است که برای تأمینکنندگان سنتیتر، چانهزنی بر سر قیمت و حفظ سهم بازار سختتر شود.
این همان نقطهای است که صنعت فولاد ایران هم باید به آن توجه کند. ایران یکی از صادرکنندگان سنگآهن و کنسانتره به بازارهای آسیایی از جمله چین است، اما عمده این صادرات از عیار و کیفیتی برخوردار است که با استانداردهای تازهای که سیماندو دارد تعریف میکند، فاصله دارد. ورود چشمگیر یک منبع کمناخالصی و باعیار بالا به بازار، میتواند در میانمدت قدرت چانهزنی صادرکنندگان سنگآهن ایرانی را کاهش دهد، مگر آنکه این صنعت بهجای تکیه صرف بر حجم صادرات، سرمایهگذاری در فرآوری و افزایش عیار محصول -از سنگآهن خام به کنسانتره و گندله باکیفیتتر- را جدیتر از قبل در دستور کار قرار دهد؛ چون در بازاری که کیفیت دارد به معیار اصلی رقابت تبدیل میشود، صرف در دسترسبودن دیگر کافی نیست.
مطالب مرتبط


