به گزارش فولادنامه؛ اگر بخواهیم صنعت جهانی فولاد را در یک تصویر خلاصه کنیم، باید بگوییم این صنعت این روزها دارد از یک بازار نسبتاً یکپارچه، به مجموعهای از جزیرههای تجاری جداگانه تبدیل میشود؛ هرکدام با قواعد، تعرفهها و منطق قیمتی خودشان. این روند از یکشبه شکل نگرفته، اما هفتههای اخیر نشان داد شتاب آن دارد بیشتر میشود.
دیوارهای تجاری بلندتر میشوند
از اول ژوئیه، مقررات جدید ایمنی فولاد اتحادیه اروپا اجرایی شد؛ چارچوبی که سهمیه سالانه واردات بدون عوارض را به حدود ۱۸.۳ میلیون تن کاهش داده و تعرفه خارج از سهمیه را تا پنجاه درصد -دو برابر سطح قبلی- بالا برده است. کمیسیون اروپا این اقدام را واکنشی به مازاد ظرفیت مزمن جهانی توصیف کرده که به گفته این نهاد، بازارهای بینالمللی را بهطور جدی مخدوش کرده است. تقریباً همزمان، دولت بریتانیا تصمیم گرفت بریتیش استیل را به مالکیت عمومی درآورد تا از فروپاشی کامل یکی از آخرین تولیدکنندگان یکپارچه این کشور جلوگیری کند. و در آفریقای جنوبی هم سازمان تجارت جهانی از آغاز یک تحقیقات ایمنی تازه روی واردات فولاد سرد نوردشده به اتحادیه گمرکی جنوب آفریقا خبر داد.
این سه رویداد، هرچند در سه قاره مختلف رخ دادند، همگی از یک ریشه مشترک آب میخورند: نگرانی فزاینده دولتها از اینکه اگر بازارهایشان را نبندند، موج مازاد عرضه جهانی -که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۲۷ به ۷۲۱ میلیون تن برسد- صنایع داخلیشان را از میدان بهدر میکند. نتیجه این نگرانی مشترک، جهانی است که در آن، بازارهای محافظتشده قیمتهای بالاتری را تجربه میکنند، درحالیکه بازارهای بازتر همچنان زیر فشار واردات ارزان باقی میمانند.
چین؛ موتوری که دارد کند میشوددر آن سوی این معادله، چین همچنان بزرگترین متغیر تعیینکننده قیمت جهانی است. رکود بخش مسکن -که همچنان بزرگترین مصرفکننده فولاد این کشور محسوب میشود- باعث شده قیمت میلگرد در بورس شانگهای بارها به کفهای هفتگی تازه برسد و نرخ بهرهبرداری از کورههای بلند در کارخانههای مورد بررسی به زیر نود درصد برسد. صادرات فولاد چین هم که تا همین اواخر، دریچه اصلی خروج مازاد تولید این کشور بود، با کاهش نسبت به سال قبل مواجه شده؛ نشانهای از اینکه حتی این دریچه هم دارد بهتدریج تنگتر میشود، هم به دلیل ضعف تقاضای داخلی طرف مقابل و هم به دلیل همان دیوارهای تعرفهای که در بخش قبل توضیح دادیم.
آمریکا؛ جزیرهای متفاوت
در تضاد آشکار با این تصویر، آمریکا این روزها داستان متفاوتی روایت میکند. استیل داینامیکس و نوکور هر دو از رشد سودآوری فصلی خبر دادهاند و بر اساس دادههای ارائهشده در رویداد صنعتی اخیر AISTech، صنعت فولاد آمریکای شمالی در پنج سال گذشته نزدیک به پنجاه میلیارد دلار در پروژههای سرمایهای هزینه کرده و هماکنون بیش از سیصد پروژه فعال با ارزش نزدیک به چهلوهفت میلیارد دلار در دست اجرا دارد. همزمان، یو.اس. استیل یک توافق کاری پنجساله تازه به اتحادیه کارگران فولاد پیشنهاد داده؛ نشانهای از اینکه این صنعت در آمریکا آنقدر به آینده خودش خوشبین است که وارد تعهدات بلندمدت کارگری میشود. این تضاد میان رونق آمریکا و رکود چین، دقیقاً همان شکافی است که این روزها محور اصلی تحلیل بازار جهانی فولاد شده است.
جمعبندی: جهانیشدن معکوس فولاد
اگر بخواهیم روند کلی را در یک جمله خلاصه کنیم: صنعت جهانی فولاد دارد از منطق «یک بازار جهانی با رقابت آزاد» بهسمت منطق «چند بازار منطقهای با قواعد حمایتی خودش» حرکت میکند. در این جهان تازه، برنده اصلی کسی است که هم به بازار بزرگ و محافظتشده دسترسی داشته باشد و هم بتواند هزینه تولید خودش را پایین نگه دارد؛ ترکیبی که این روزها آمریکا نسبتاً بهتر از رقبایش آن را دارد.
برای صنعت فولاد ایران، این تحول یک درس روشن دارد: در جهانی که بازارهای بزرگ دارند بیشتر و بیشتر پشت دیوارهای تعرفهای و سهمیهای بسته میشوند، اتکا به هر بازار صادراتی واحد -هرقدر هم امروز سودآور به نظر برسد- ریسک بزرگی است. فولادسازان ایرانی که با محدودیت دسترسی به بسیاری از بازارهای بزرگ روبهرو هستند، باید همانقدر که روی حجم تولید تمرکز میکنند، روی تنوعبخشی به مقاصد صادراتی و ارتقای کیفیت محصول -بهجای رقابت صرف بر سر قیمت با فولاد ارزان چینی- هم سرمایهگذاری کنند؛ چراکه در این بازار تکهتکهشده جهانی، جایگاهی که امروز امن به نظر میرسد، ممکن است فردا با یک تصمیم تعرفهای در آن سوی دنیا از دست برود.
مطالب مرتبط


