به گزارش فولادنامه؛ اگر بخواهیم بفهمیم ذهن مدیران ارشد صنعت فولاد جهان این روزها درگیر چیست، بهترین جا برای گوشدادن، نه گزارشهای مالی رسمی، بلکه پنلها و میزگردهایی است که پشت درهای بسته کنفرانسهای صنعتی برگزار میشود. امسال هم در حاشیه رویداد بزرگ AISTech که در پیتزبورگ آمریکا برگزار شد، همین اتفاق افتاد؛ مدیران ارشد پنج فولادساز بزرگ آمریکای شمالی -از سی.ام.سی گرفته تا یو.اس. استیل، اورایون استیل، نوکور و متالوس- دور یک میز نشستند تا درباره آینده صنعتشان حرف بزنند.
آنچه از دل این گفتوگو بیرون آمد، یک کلمه بود: سرمایهگذاری. طبق دادههایی که در همین نشست ارائه شد، صنعت فولاد آمریکای شمالی در پنج سال گذشته نزدیک به پنجاه میلیارد دلار در پروژههای سرمایهای هزینه کرده است. رون اشبرن، مدیر اجرایی انجمن آهن و فولاد (AIST)، این رقم را نشانه سلامت صنعتی توصیف کرد که بهجای انقباض، مسیر نوسازی و رشد را انتخاب کرده. طبق همین گزارش، هماکنون بیش از سیصد پروژه سرمایهای فعال با ارزش مجموع نزدیک به چهلوهفت میلیارد دلار در آمریکا و کانادا در حال اجراست؛ بخشی در حال ساخت، بخشی در مرحله مهندسی و بخش بزرگتری هنوز در مرحله برنامهریزی. محور اصلی بحث مدیران در این میزگرد هم دقیقاً همین بود: چه چیزی محرک تقاضاست، چه محدودیتهایی سر راه هست، و چطور باید این حجم عظیم سرمایه را بهدرستی هدایت کرد.
چند هفته پیش از آن، در همان رویداد، یک پیام غیرمنتظره هم به دست لئون توپالیان، مدیرعامل نوکور و برگزیده عنوان «فولادساز سال ۲۰۲۶» از سوی AIST رسید؛ پیامی ویدئویی از رئیسجمهور آمریکا که در آن از عملکرد توپالیان در هدایت بزرگترین فولادساز آمریکای شمالی تمجید شد. فارغ از ابعاد سیاسی این پیام، نکتهای که برای مدیران صنعت جالب توجه بود، این بود که سیاست تجاری و صنعت فولاد در آمریکا این روزها آنقدر به هم گره خوردهاند که حتی مراسم تقدیر از یک مدیرعامل هم به تریبونی برای بحث درباره تعرفهها و سیاستهای حمایتی تبدیل میشود؛ دقیقاً همان موضوعی که این روزها ذهن اکثر مدیران ارشد فولاد جهان را، از آمریکا تا اروپا و آسیا، به خودش مشغول کرده است.
اما نه همه گفتوگوهای اتاق مدیران حول محور تعرفه و سرمایهگذاری میچرخد. در سوی دیگر این تصویر، اوا مانیرو دیاز، مدیرعامل شرکت روسولا، از تجربهاش بهعنوان یکی از معدود زنان در رأس یک شرکت فناوری فولاد گفته است. به گفته او، بهترین بخش حضور یک زن در صنعت فولاد این بوده که ثابت کند این صنعت جنسیت نمیشناسد و آنچه واقعاً اهمیت دارد، توانمندی و دانش است. این صدا، در کنار صدای مدیرانی مثل جوزف جیرزاوسکی از پریمتالز که بیش از سیوپنج سال از عمر حرفهایاش را صرف شکلدادن به آینده فولادسازی کرده، نشان میدهد اتاق مدیران فولاد جهان دیگر تنها محل بحث درباره اعداد و ارقام نیست، بلکه محلی برای گفتوگو درباره تحول نسلی و ترکیب رهبری این صنعت هم شده است.
در اروپای شمالی هم مدیران تازهواردی مثل فردریک نیلسون، مدیرعامل تازهمنصوب انالامکی داناستیل، از همین حالا درباره اولویتهای خود صحبت میکنند: تداوم قابلیت اطمینان، کیفیت تولید و حفظ جایگاه شرکت در بازارهای کلیدی از جمله بخش انرژی بادی. حرف او هم در نهایت به همان نکته مشترک همه این مدیران میرسد: در دورهای که بازار جهانی فولاد با نوسان تقاضا، فشار تعرفهای و نیاز به سرمایهگذاری سنگین روبهروست، رهبری موفق یعنی توانایی حفظ تمرکز عملیاتی در میان این آشفتگی.
اگر بخواهیم از این گفتوگوها یک درس برای مدیران صنعت فولاد ایران هم بیرون بکشیم، شاید مهمتریناش این باشد: مدیران موفق این صنعت در جهان، وقتشان را صرف شکایت از شرایط بیرونی نمیکنند، بلکه آن را صرف تصمیمگیری درباره چیزهایی میکنند که در کنترلشان است -سرمایهگذاری هدفمند، نوسازی فناوری، و ساختن تیم مدیریتی متنوع و باتجربه. در بازاری که تحریم و محدودیت مالی، بسیاری از تصمیمهای بزرگ سرمایهگذاری را برای فولادسازان ایرانی سختتر از رقبای جهانیشان میکند، همین انضباط در تصمیمگیری روی متغیرهای قابلکنترل، میتواند تفاوت میان عقبماندن و رشد تدریجی را رقم بزند.
مطالب مرتبط


