نوزدهم ژوئیه سال گذشته، در دامنههای شرقی رشتهکوه هیمالیا، نخستوزیر چین، لی چیانگ، در مراسمی رسمی، آغاز ساخت پروژهای را اعلام کرد که رسانههای دولتی آن را «طرح قرن» نامیدند: مجتمع برقآبی یارلونگ تسانگپو، در پاییندست همان رودخانهای که پس از عبور از مرز، به براهماپوترا در هند و بنگلادش بدل میشود. یک سال پس از آن مراسم، این پروژه اکنون به یکی از بزرگترین مصرفکنندگان بالقوه فولاد و سیمان جهان در دهه پیش رو بدل شده است؛ نمونهای زنده از اینکه چگونه سیاست انرژی چین، مستقیماً به بازار جهانی مواد اولیه فلزی گره خورده است.
مقیاس این پروژه، حتی برای استانداردهای غولآسای زیرساختی چین نیز کمسابقه است. مجتمع پنجپلکانی موتوئو، با هزینهای برآوردشده نزدیک به یکونیم تریلیون یوان - معادل حدود صدوهفتاد میلیارد دلار - قرار است ظرفیتی بیش از شصت گیگاوات تولید کند؛ رقمی که آن را نزدیک به سه برابر بزرگتر از سد سهدره، بزرگترین نیروگاه برقآبی کنونی جهان، میکند. تولید سالانه برآوردی این مجتمع، نزدیک به سیصد میلیارد کیلوواتساعت خواهد بود؛ رقمی قابلمقایسه با کل مصرف برق سالانه بریتانیا.
برای صنعت فولاد، معنای این پروژه فراتر از یک نیروگاه ساده است. ساخت پنج ایستگاه برقآبی، همراه با شبکهای از تونلهای عظیم برای انحراف مسیر رودخانه از دل کوه نامچا بارووا، به حجم انبوهی از فولاد سازهای، لولههای فشار قوی، و تجهیزات فلزی سنگین نیاز دارد؛ نیازی که تا میانه دهه ۲۰۳۰ که پروژه به بهرهبرداری کامل میرسد، ادامه خواهد داشت. این پروژه، بخشی از راهبرد بزرگتر پکن برای تبدیل تبت به آنچه مقامات چینی آن را «پایگاه تأمین انرژی پاک» برای مناطق شرقی کشور مینامند، از طریق شبکه انتقال برق فشار فوققوی، تعریف میشود.
این نیاز فولادی، در بستری اتفاق میافتد که بازار جهانی سنگآهن، خود در حال بازتعریف الگوی تقاضای داخلی چین است. قیمت سنگآهن، که در بیستودوم ژوئیه به نزدیک نودوهشتوچهلصدم دلار در هر تن رسید - افتی دوودودهمدرصدی نسبت به یک ماه پیش - همچنان در بازهای نسبتاً محدود نوسان میکند؛ بازهای که از یکسو با ضعف تقاضای بخش مسکن تحت فشار قرار دارد، و از سوی دیگر، با پروژههای زیرساختی و انرژی عظیمی مانند یارلونگ تسانگپو، حمایت میشود. تحلیلگران مایاستیل، کاهش موجودی سنگآهن وارداتی کارخانههای فولاد چین در هفتههای اخیر را مستقیماً به احتیاط خرید کارخانهها زیر فشار حاشیه سود ضعیف نسبت دادهاند؛ نشانهای که نشان میدهد حتی پروژههای ملی بزرگ نیز، بهتنهایی نمیتوانند ضعف کلی تقاضای فولاد چین را جبران کنند.
این پروژه، در همان حال، ابعاد ژئوپلیتیکی حساسی نیز دارد که بهمرور بر بازار انرژی و منابع منطقه سایه انداخته است. هند و بنگلادش، بهعنوان کشورهای پاییندست رودخانه، بارها نگرانی خود را از احتمال کنترل یکجانبه جریان آب توسط چین ابراز کردهاند؛ نگرانیای که پکن آن را با این استدلال رد میکند که پروژه از نوع «رودخانهای» است و جریان آب را بهطور قابلتوجهی کاهش نمیدهد. شفافیت محدود درباره جزئیات فنی بهرهبرداری از مخازن، اما همچنان دلیل اصلی تداوم این نگرانیها باقی مانده است.
آنچه این پروژه را به نمونهای آموزنده برای ناظران بازار فولاد بدل میکند، این واقعیت است که تقاضای فولاد چین دیگر یک متغیر واحد و یکدست نیست؛ بلکه ترکیبی از نیروهای متضاد است: بخش مسکن که سالهاست رو به افول میرود، در برابر پروژههای عظیم انرژی و زیرساخت که دولت مرکزی با ارادهای سیاسی روشن، پیش میبرد. یارلونگ تسانگپو، در این میان، نمادی از آن دسته از تقاضایی است که نه به چرخههای اقتصادی کوتاهمدت، که به برنامهریزی بلندمدت راهبردی پکن برای امنیت انرژی وابسته است؛ تقاضایی که برخلاف بازار مسکن، به این زودیها متوقف نخواهد شد.
مطالب مرتبط


