به گزارش فولادنامه؛ تابستان امسال در جنوب انگلستان، بارانی که باید میبارید نبارید. ژوئیه ۲۰۲۶ خشکترین ماه ثبتشده در تاریخ هواشناسی جنوب انگلستان از سال ۱۸۳۶ به اینسو بود، و اواخر همان ماه، آژانس محیطزیست بریتانیا نیمی از خاک انگلستان را در وضعیت خشکسالی اعلام کرد. مدیر بخش آب همان آژانس، در توصیفی ساده اما گویا، گفت آبوهوای گرم و خشک باعث شده مصرف آب سریعتر از سرعت جبران طبیعیاش پیش برود. نتیجه این هشدار، نه صرفاً یک بحث اقلیمی، بلکه احیای مذاکرات دیرینه بریتانیا درباره ساخت نیروگاههای نمکزدایی آب دریا بود؛ فناوریای که تا همین اواخر بیشتر مختص کشورهای کمآب خلیجفارس تصور میشد، نه جزیرهای که همیشه با باران شناخته میشد.
رگهای فلزی یک بحران جهانی
آنچه بریتانیا این تابستان با آن دستوپنجه نرم کرد، تصویر کوچکی از یک واقعیت جهانی بزرگتر است: بر اساس برآوردهای نهادهای آب سازمان ملل، امروز نزدیک به دوسوم جمعیت جهان در معرض کمآبی قرار دارند و بیش از یک میلیارد نفر به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. در خاورمیانه و شمال آفریقا، نیمی از کشورهای منطقه زیر آستانه «کمآبی مطلق» قرار دارند. اما پشت هر تصمیم برای ساخت یک نیروگاه نمکزدایی یا بازسازی یک شبکه آبرسانی فرسوده، یک زنجیره تأمین صنعتی نسبتاً نامرئی وجود دارد که کمتر کسی به آن فکر میکند: لولههای فولادی که آب را از دریا به خانهها میرسانند.
بازار جهانی لولههای فولادی بزرگقطر، طبق برآوردهای تازه، تا سال ۲۰۳۵ با نرخ رشد سالانه نزدیک به ۴ درصد گسترش خواهد یافت؛ رشدی که عمدتاً از دل پروژههای آبشیرینکنی و آبیاری در خاورمیانه و آفریقا تغذیه میشود. عربستان سعودی، امارات و قطر، با برنامههای بلندپروازانهای مثل چشمانداز ۲۰۳۰ سعودی، تقاضای اصلی برای لولههای فولادی مقاوم در برابر خوردگی را شکل میدهند؛ لولههایی که باید سالها زیر فشار آب شور و در محیطهای داغ و شور ساحلی دوام بیاورند، ویژگیای که فولاد ساده از پسش برنمیآید و نیازمند پوششها و آلیاژهای خاص است.
وقتی آب یک دارایی سرمایهگذاری میشود
نکته جالبتوجه این روزهای بازار جهانی آب این است که دیگر صرفاً یک موضوع خیریه یا کمک توسعهای نیست؛ تبدیل به یک طبقه دارایی مستقل با بازده تضمینشده شده است. بازار تجهیزات نمکزدایی که در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰ میلیارد دلار ارزش داشت، تا سال ۲۰۳۳ به بیش از دو برابر خواهد رسید. شرکتهای بزرگ مهندسی آب مثل ووئولیا و سوئز، قراردادهای چندصدمیلیوندلاری برای پروژههای تازه امضا میکنند؛ از جمله طرح مشترک ووئولیا و اسبیام آفشور برای واحدهای شناور نمکزدایی که میتوانند بدون نیاز به زیرساخت زمینی سنگین، آب شیرین تولید کنند.
اما همین سرمایهگذاریهای عظیم، ریسکهای تازهای هم با خودشان میآورند که مستقیم به همان زیرساخت فولادی برمیگردد. تحلیلگران بازار سرمایه هشدار میدهند که تأسیسات نمکزدایی، بهخاطر تمرکز جغرافیاییشان در مناطق خشک و اغلب پرتنش، در معرض ریسک ژئوپلیتیک قرار دارند؛ در جریان تنشهای سال ۲۰۲۶ در خاورمیانه، برخی تأسیسات نمکزدایی هدف حمله قرار گرفتند، اتفاقی که اهمیت مقاومت فیزیکی و امنیتی این زیرساختها را، نه فقط مقاومت مهندسیشان در برابر خوردگی، بهشکل دردناکی یادآوری کرد.
رقابتی که فولاد در آن برنده نیست
با اینهمه، فولاد در این بازار رقیب بیچونوچرایی ندارد. لولههای پلاستیکی، بهخصوص از جنس پلیاتیلن با چگالی بالا، بهخاطر مقاومت طبیعیشان در برابر خوردگی و عمر مفید بیش از پنجاه سال، در حال جایگزینی تدریجی لولههای فولادی و چدنی قدیمی در بسیاری از پروژههای آبرسانی هستند؛ روندی که در پروژههای اخیر نمکزدایی و بازیافت پساب در خاورمیانه، استرالیا و جنوب اروپا بهوضوح دیده میشود. فولاد همچنان در بخشهای حیاتیتر زنجیره — لولههای انتقال اصلی با فشار بالا و قطر بزرگ که باید سالها زیر بار سنگین دوام بیاورند — جایگاهش را حفظ کرده، اما در بخش توزیع محلی، رقابت با مواد جایگزین هرسال سختتر میشود.
درسی برای صنعت فولاد ایران
ایران، کشوری که خودش سالهاست با بحران آب و افت شدید سفرههای زیرزمینی روبهرو است، همزمان بازیگری در همان منطقهای است که بیشترین سرمایهگذاری جهانی روی نمکزدایی در آن اتفاق میافتد. نکتهای که از این پرونده جهانی بیرون میآید، این است که تقاضای فولاد برای زیرساخت آب، برخلاف تقاضای مسکن یا خودرو، تقاضایی غیرقابلحذف است — چه اقتصاد رونق بگیرد چه رکود کند، کمبود آب همچنان باید جبران شود. برای صنعت فولاد ایران، این میتواند به معنای یک بازار داخلی نسبتاً پایدار باشد، بهشرط آنکه تولیدکنندگان داخلی بتوانند لولههای فولادی با کیفیت و پوشش مناسب برای محیطهای شور و خورنده تولید کنند؛ چیزی که در غیر این صورت، مثل بسیاری از پروژههای مشابه منطقه، به سراغ واردات یا جایگزینهای پلاستیکی میرود.
مطالب مرتبط


