افزایش عرضه سنگ‌آهن توسط غول‌های معدنی جهان در حالی صورت می‌گیرد که رکود در بازار تقاضای چین، فشار رقابتی بر تولیدکنندگان از جمله ایران را افزایش داده است.
عرضه سنگ‌آهن رکورد می‌زند؛ آیا تقاضای فولاد تغییر می‌کند؟

امروز، در حالی که خط تولید بیشتر کارخانه‌های نیمکره شمالی خنکای اواخر تابستان را تجربه می‌کند، بازار جهانی فولاد و سنگ‌آهن یکی از آن روزهایی را از سر گذراند که تصویرش را نه یک خبر، بلکه دو گزارش مالی از دو سوی اقیانوس اطلس رقم زدند؛ یکی از استرالیا و دیگری از برزیل، هر دو درباره‌ی سنگ‌آهن، اما با دو لحن کاملاً متفاوت.

اول نوبت بی‌اچ‌پی (BHP) بود. غول معدنی استرالیایی گزارش سال مالی منتهی به پایان ژوئن ۲۰۲۶ را منتشر کرد و رقم‌هایش نشان از سالی محکم داشت: سود خالص نه درصد رشد کرده و به ۹.۸ میلیارد دلار رسیده، درآمد پانزده درصد بالا رفته و جریان نقد آزاد شرکت هشتاد و سه درصد جهش کرده است. اما نکته‌ای که برای بازار فولاد اهمیت بیشتری دارد، جایی دیگر پنهان بود: واحد سنگ‌آهن غرب استرالیا، که همان WAIO باشد، رکورد تولید زده و به بیش از ۲۹۱ میلیون تن رسیده. مدیرعامل شرکت هم با لحنی مطمئن گفت که بی‌اچ‌پی برای آنچه در پیش است آماده است؛ جمله‌ای که در بازار کالا معمولاً معنایش افزایش برنامه‌ریزی‌شده‌ی عرضه است، نه محافظه‌کاری.

در همان ساعات، از سائوپائولو خبر دیگری مخابره شد که در نگاه اول انگار زبان دیگری حرف می‌زد. سامارکو، تولیدکننده‌ی برزیلی سنگ‌آهن و گندله که هنوز زیر سایه‌ی فروپاشی سد فوندائو در سال ۲۰۱۵ نفس می‌کشد، برای سه‌ماهه‌ی دوم زیان خالصی نزدیک به ۳۲۹ میلیون دلار اعلام کرد. رقمی که در نگاه اول نگران‌کننده به‌نظر می‌رسد، اما در مقایسه با زیان ۱.۷ میلیارد دلاری سال گذشته در همین بازه، در واقع نشانه‌ی بهبود است. مهم‌تر از عدد زیان، خبر پشت آن بود: پروژه‌ی فاز سه‌ی سامارکو، که قرار است تا سال ۲۰۲۸ ظرفیت تولید شرکت را به سقف کامل سی میلیون تن در سال برساند، مراحل مهندسی و مجوزهای خود را پشت سر گذاشته و آخرین گام برای بازگشت کامل به مدار تولید برداشته شده است.

وقتی این دو خبر را کنار هم بگذاریم، تصویری که بیرون می‌آید تصویر یک بازار عرضه‌محور است که دارد آرام‌آرام قدرت می‌گیرد؛ درست در روزهایی که سمت تقاضا، به‌ویژه از سمت چین، همچنان داستان آشنای همیشگی خودش را روایت می‌کند: بخش ساختمان چین که موتور تاریخی مصرف فولاد بوده، هنوز از رکود بیرون نیامده و کارخانه‌های ذوب‌آهن چینی با حاشیه‌های سود فشرده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. قیمت سنگ‌آهن در بازارهای جهانی هفته‌هاست در محدوده‌ای نزدیک به مرز روانی صد دلار در هر تن نوسان می‌کند، نه آن‌قدر پایین که تولیدکنندگان بزرگ را نگران کند و نه آن‌قدر بالا که نشانه‌ی بازگشت تقاضای واقعی باشد. به بیان دیگر، امروز روزی بود که عرضه با اعتماد‌به‌نفس حرف زد، اما تقاضا هنوز سکوت کرده است.

این نوع فاصله میان دو سر بازار -عرضه‌ای که مطمئن و رو به رشد است و تقاضایی که محتاط و کند حرکت می‌کند- برای صنعت فولاد ایران هم بی‌ربط نیست. ایران هم در سمت صادرات سنگ‌آهن و محصولات نیمه‌تمام فولادی حضور دارد و هم به‌شدت به قیمت جهانی همین ماده‌ی خام وابسته است؛ وقتی غول‌هایی مثل بی‌اچ‌پی با اطمینان از افزایش تولید حرف می‌زنند، فشار رقابتی روی صادرکنندگان کوچک‌تر و پرهزینه‌تر، از جمله بنگاه‌های ایرانی، معمولاً بیشتر می‌شود، نه کمتر. درسی که از امروز می‌شود گرفت این است که در بازاری که عرضه‌اش رکورد می‌زند و تقاضایش هنوز مردد است، بقا نه با تکیه بر قیمت‌های لحظه‌ای، بلکه با کاهش هزینه‌ی تمام‌شده و انعطاف در بازارهای صادراتی معنا پیدا می‌کند؛ همان درسی که ظاهراً هم بی‌اچ‌پی و هم سامارکو، هرکدام به شیوه‌ی خودشان، امروز دوباره یادآوری کردند.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

آخرین عناوین