به گزارش فولادنامه؛ سال ۲۰۰۵ بود که پائولو روکا، رئیس گروه صنعتی تکینت، تصمیمی گرفت که نقشهی فولاد آمریکای لاتین را برای همیشه تغییر داد: سه شرکت فولادسازی مستقل در سه کشور مختلف — سیدرار در آرژانتین، سیدور در ونزوئلا و هیلسا در مکزیک — را زیر یک پرچم واحد آورد. نام این شرکت تازهمتولدشده را «ترنیوم» گذاشتند؛ ترکیبی از «تر» به معنای سه، و «اترنیوم» به معنای ابدیت. نامی که هم به سهگانگی بنیانگذارانش اشاره داشت و هم به بلندپروازی خانوادهی روکا برای ساختن چیزی ماندگار.
ریشههای این داستان اما به دههی ۱۹۴۰ برمیگشت. آگوستینو روکا، مهندس ایتالیاییتباری که به آرژانتین مهاجرت کرده بود، در سال ۱۹۴۵ گروه تکینت را بنیان گذاشت؛ کسبوکاری که بهمرور از تولید لولههای فولادی (که بعدها به غول جهانی تنariس تبدیل شد) به سمت مهندسی، ساختوساز و در نهایت فولادسازی یکپارچه گسترش یافت. وقتی نوهاش پائولو روکا هدایت گروه را برعهده گرفت، دیگر زمان آن رسیده بود که داراییهای پراکندهی فولادی خانواده در سراسر قاره یککاسه شوند.
سال بعد از تأسیس، ترنیوم در بورس نیویورک عرضهی اولیه کرد و مسیر رشدش را با تصاحبهای هدفمند ادامه داد. در سال ۲۰۰۷ شرکت مکزیکی ایمسا را با رقمی نزدیک به ۱.۷ میلیارد دلار خرید و جای پای خود را در بازار محصولات فولادی ارزشافزوده در مکزیک و آمریکا محکمتر کرد. اما مسیر همیشه هموار نبود. یک سال بعد، دولت هوگو چاوز در ونزوئلا سیدور را ملی اعلام کرد و ترنیوم یکی از سه پایهی اصلی خود را در یک شب از دست داد. این ضربه، بهجای آنکه گروه را متوقف کند، تمرکز آن را بهسمت بازارهای باثباتتر — مکزیک، برزیل و آرژانتین — سوق داد؛ درسی که در دهههای بعد بارها به کار روکا و جانشینانش آمد.
برزیل میدان بعدی صبر استراتژیک ترنیوم شد. شرکت از سال ۲۰۱۱ سهامی در یوسیمیناس، یکی از بزرگترین فولادسازان برزیل، خرید و طی بیش از یک دهه، گامبهگام سهم خود را افزایش داد؛ روندی که با یک نزاع حقوقی طولانی با رقیب برزیلی سیاسان همراه بود و سرانجام در نوامبر ۲۰۲۵ به کنترل کامل ترنیوم بر یوسیمیناس ختم شد. این الگو — ورود آرام، تثبیت تدریجی، و در نهایت تسلط — امضای مشخص سرمایهی خانوادگیای بود که برخلاف بازارهای سهامی، افق زمانی نسلها را میبیند، نه فصلهای مالی.
اما قلب تپندهی ترنیوم امروز، نه آرژانتین است و نه برزیل، بلکه مجتمع صنعتی پسکوئریا در حومهی مونتری مکزیک است. از آغاز ساخت در سال ۲۰۱۰ تا امروز، این سایت به میدان بزرگترین سرمایهگذاری تاریخ ترنیوم — نزدیک به ۸ میلیارد دلار — تبدیل شده است؛ پروژهای که قرار است یکی از مدرنترین کارخانههای فولاد آمریکا را با ترکیب واحد احیای مستقیم (DRI) و کورهی قوس الکتریکی (EAF) به بار بیاورد، آماده برای مصرف هیدروژن سبز در آینده. این انتخاب فناوری تصادفی نیست: مکزیک با پیوستن به زنجیرهی تأمین خودروسازی آمریکای شمالی تحت پیمان یواسامسیای، به یکی از داغترین میدانهای «نزدیکسپاری» صنعتی جهان تبدیل شده و ترنیوم میخواهد در این میدان، هم تولیدکنندهی سبز باشد و هم تأمینکنندهی داخلی بهجای واردکننده.
در پس همهی این توسعه، یک نگرانی مشترک با بسیاری از فولادسازان جهان دیده میشود: سرریز فولاد ارزان چین. ماکسیمو ودویا، مدیرعامل ترنیوم، در یکی از صریحترین اظهارنظرهای صنعت گفته بود که «هیچ شرکت خصوصیای در دنیا نمیتواند با دولت چین رقابت کند» و از دولتهای مکزیک و برزیل خواسته بود با تعرفهها و قوانین ضدترانزیت، از صنعت داخلی محافظت کنند. این فشار سیاسی جواب داد؛ نتایج مالی ترنیوم در فصل دوم ۲۰۲۶ با رشد ۸۰ درصدی سود خالص نسبت به سال قبل (به ۴۶۵ میلیون دلار)، نشان داد که ترکیب حمایت تجاری دولتی و انضباط سرمایهگذاری بلندمدت، حتی در دوران آشفتگی بازار جهانی فولاد، میتواند نتیجه بدهد.
امروز، با وجود عرضهی عمومی سهام، بیش از ۷۵ درصد ترنیوم همچنان در کنترل خانوادهی روکا از طریق ساختار هلدینگ سن فائوستین است — ساختاری که به شرکت اجازه میدهد بهجای پاسخگویی به فشار سهامداران فصلی، برای افق دهساله برنامهریزی کند.
اگر بخواهیم از داستان ترنیوم یک درس برای صنعت فولاد ایران بیرون بکشیم، شاید نکتهی اصلی این باشد: در برابر سیل صادرات ارزان چین، تنها راه بقای فولادسازان منطقهای، ترکیبی از یکپارچگی زنجیرهی تولید (از معدن تا محصول نهایی)، همراستایی فناوری با مدل احیای مستقیم-قوس الکتریکی که صنعت ایران هم به آن متکی است، و چانهزنی هماهنگ با دولت برای ابزارهای دفاع تجاری است — نه رقابت تنها بر سر قیمت با غولی که پشت او دولت ایستاده.
مطالب مرتبط


