به گزارش فولادنامه؛ پررونقترین بخش بازار کومودیتی ها در سالهای اخیر، فلزات مرتبط با گذار انرژی مانند مس، لیتیوم و عناصر کمیاب خاکی بوده است؛ اکنون تولیدکنندگان سنگآهن میخواهند محصول آن ها نیز به این فهرست اضافه شود. رشد قوی تقاضای فولاد در جنوب و جنوب شرق آسیا، تقاضای این ماده اولیخ را قوی نگه میدارد و کاهش تولید در چین و کشورهای غربی را جبران میکند. با این حال، خوشبینی تولیدکنندگان سنگآهن در میان حامیان کاهش کربن صنعت دیده نمیشد؛ آنها به این واقعیت تلخ رسیدهاند که فولاد سبز بهشدت پرهزینه خواهد بود و دولتها فعلاً ارادهای برای قانونگذاری یا تشویق گذار از تولید فولاد با زغالسنگ به انرژیهای تجدیدپذیر ندارند.
شکاف عرضه در راه است
فضای صعودی بازار سنگآهن عمدتاً بر پیشبینیهایی استوار است که میگوید هند تولید فولاد خود را از حدود ۱۶۸ میلیون تن فعلی در سال، تا سال ۲۰۳۵ به حدود ۴۰۰ میلیون تن خواهد رساند. هند با صادرات ۲۸.۶۲ میلیون تن سنگآهن در برابر واردات ۱۳.۸۷ میلیون تن در سال ۲۰۲۵، صادرکننده خالص کوچکی محسوب میشود؛ اگر این کشور تولید فولاد خود را در ۱۰ سال آینده بیش از دو برابر کند، تقریباً مطمئناً ناچار به افزایش واردات خواهد بود، زیرا صنعت داخلیاش قادر به استخراج مقادیر کافی سنگآهن با عیار اقتصادی مناسب نخواهد بود.
خوشبینی مشابهی نیز درباره کشورهای جنوب شرق آسیا مانند ویتنام، اندونزی و تایلند وجود دارد که با ادامه صنعتیشدن اقتصادشان، ظرفیت فولاد بیشتری ایجاد خواهند کرد و عمدتاً به سنگآهن وارداتی متکی خواهند بود. تا سال ۲۰۳۵ شکاف عرضهای معادل ۶۵۰ میلیون تن سنگآهن در راه است؛ این رقم پروژههای جدیدی مانند سیماندو در گینه با ظرفیت ۱۲۰ میلیون تن در سال را نیز در نظر گرفته، اما ریوتینتو معتقد است سرعت توسعه معادن جدید با از دست رفتن ظرفیت معادن رو به پایان عمر همخوانی نخواهد داشت.
عامل دیگری که از تولیدکنندگانی مانند ریوتینتو (بزرگترین تولیدکننده سنگآهن جهان) حمایت میکند این است که بیشتر ظرفیت جدید فولاد در آسیا با روش سنتی کوره بلند-کوره اکسیژن ساخته میشود؛ روشی اثباتشده و مقرونبهصرفه، اما بهشدت آلاینده چرا که متکی به زغالسنگ است.
تولید فولاد حدود ۸ درصد از انتشار کربن جهانی را تشکیل میدهد و کاهش کربن آن برای رسیدن به هدف صفر خالص تا ۲۰۵۰ حیاتی است. اما در حالی که معدنداران و تولیدکنندگان فولاد مشتاقند درباره کاهش کربن عملیات خود صحبت کنند، در عمل تنها به دنبال راهحلهای آسان مانند افزایش بازدهی و استفاده از سنگآهن باعیار بالاتر هستند. هرگونه تلاش واقعی برای کاهش معنادار انتشار، مستلزم گذار از زغالسنگ به هیدروژن بهعنوان عامل احیاکننده و برق تجدیدپذیر بهعنوان منبع انرژی است، اما تاکنون سرمایه بسیار کمی به تولید فولاد سبز اختصاص یافته است.
انجمن جهانی فولاد، در انجمن فولاد سبز سنگاپور اعلام کرد تنها ۲۰ میلیارد دلار در حمایت از تولید فولاد سبز سرمایهگذاری شده که منجر به ظرفیت پیشبینیشده ۷۰.۸ میلیون تن فولاد سبز تا سال ۲۰۳۰ خواهد شد آن هم عمدتاً در اروپا. با توجه به اینکه تولید جهانی فولاد تا سال ۲۰۳۰ به نزدیکی ۲ میلیارد تن در سال خواهد رسید، تولید برنامهریزیشده فولاد سبز کمتر از ۴ درصد از کل خواهد بود.
مشکل اینجاست که هیچ استاندارد جهانی برای فولاد سبز وجود ندارد و مالیاتهای کربنی مانند مکانیزم تعدیل مرزی کربن اروپا آنقدر فراگیر نیستند که گذار معناداری به سمت فولاد سبز ایجاد کنند. هزینه فعلی تولید فولاد حدود ۴۰۰ دلار بهازای هر تن است، اما استفاده از هیدروژن و برق تجدیدپذیر این هزینه را بسته به محل تولید، به ۵۰۰ تا ۸۵۰ دلار افزایش میدهد. تنها راه پر کردن این شکاف، قانونگذاری دولتها به نفع فولاد سبز است حال یا با مالیاتبندی روشهای آلایندهتر یا یارانهدهی به تولید کمکربنتر؛ اما شواهد کمی از چنین روندی در آسیا، که تولیدکننده اصلی فولاد و موتور رشد آینده است، دیده میشود.
منبع: ایفنا به نقل از Mining
مطالب مرتبط


