به گزارش فولادنامه؛ در فاصله چند ساعت، دو خبر از صنعت فولاد جهان منتشر شد که در نگاه اول ارتباطی با یکدیگر ندارند. یکی از رومانی آمد؛ جایی که دومین مزایده فروش بزرگترین کارخانه فولاد این کشور بدون خریدار پایان یافت. دیگری از برزیل؛ جایی که یکی از بزرگترین فولادسازان آمریکای لاتین برای خرید کامل یک نیروگاه برقآبی دست به جیب شد.
اما کنار هم گذاشتن این دو خبر، تصویری روشن از آینده صنعت فولاد جهان ارائه میدهد.
در رومانی، کارخانه لیبرتی گالاتی که زمانی با نام «سیدکس» شناخته میشد و یکی از نمادهای صنعتی اروپای شرقی بود، برای دومین بار روی میز فروش رفت. قیمت پایه این مجموعه از حدود ۷۰۹ میلیون یورو به ۴۴۴ میلیون یورو کاهش یافته بود و پنج سرمایهگذار از اروپا و آسیا نیز فرایند بررسی را انجام داده بودند. با این حال هیچ پیشنهاد نهایی ثبت نشد.
این اتفاق تنها به معنای شکست یک مزایده نیست. مسئله این است که حتی کاهش ۳۷ درصدی قیمت نیز نتوانست سرمایهگذاران را متقاعد کند. دلیل اصلی را باید در جایی دیگر جستوجو کرد؛ هزینههای بالای انرژی، قیمت گاز، هزینه مجوزهای انتشار کربن در اروپا، بدهیهای انباشته و نیاز به سرمایهگذاری سنگین برای راهاندازی مجدد خطوط تولید.
در سوی دیگر جهان اما داستان متفاوتی در جریان است. شرکت برزیلی گردائو اعلام کرده سهام باقیمانده نیروگاه برقآبی «دونا فرانسیسکا» را خریداری میکند تا مالکیت کامل آن را در اختیار بگیرد. پس از نهایی شدن این معامله، بیش از نیمی از برق مصرفی این فولادساز از منابع تحت مالکیت خود شرکت تأمین خواهد شد. هدف نیز روشن است: کاهش هزینه تولید، کنترل ریسک انرژی و پیشبرد برنامه کربنزدایی.
در واقع گردائو به جای خرید کارخانه جدید، در حال خرید برق است.
این تغییر نگاه اتفاقی نیست. فولادسازی در جهان امروز دیگر تنها رقابت بر سر سنگآهن، ظرفیت تولید یا بازار فروش نیست. انرژی به یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده سودآوری تبدیل شده است. برای کارخانهای که میلیونها تن فولاد تولید میکند، چند دلار کاهش هزینه برق در هر تن میتواند تفاوت میان سود و زیان باشد. به همین دلیل بسیاری از فولادسازان بزرگ جهان به سمت نیروگاههای خورشیدی، برقآبی و تولید برق اختصاصی حرکت کردهاند. گردائو نیز طی سالهای اخیر میلیاردها رئال در نیروگاههای خورشیدی و برقآبی سرمایهگذاری کرده است.
نکته جالب آن است که این دو خبر در ظاهر درباره داراییهای متفاوت هستند؛ یکی کارخانه فولاد و دیگری نیروگاه برق. اما در واقع هر دو یک پیام مشترک دارند.
در دهههای گذشته ارزش یک فولادساز را با ظرفیت تولید میسنجیدند. هرچه کورهها بزرگتر بود و تولید بیشتر، شرکت ارزشمندتر محسوب میشد. اما در سال ۲۰۲۶ به نظر میرسد معادله در حال تغییر است. بازار دیگر به ظرفیت صرف پاداش نمیدهد؛ بلکه به توانایی تولید ارزان، دسترسی به انرژی پایدار و تراز مالی سالم پاداش میدهد.
شاید به همین دلیل است که در یک سوی جهان کارخانهای با ظرفیت چند میلیون تنی مشتری پیدا نمیکند و در سوی دیگر، یک فولادساز برای تصاحب کامل یک نیروگاه برقآبی میلیونها دلار هزینه میکند.
پیام این دو خبر برای صنعت فولاد روشن است: عصر رقابت بر سر ظرفیت رو به پایان است و عصر رقابت بر سر انرژی آغاز شده است.
مطالب مرتبط


