به گزارش فولادنامه؛ اگر در اوایل دهه ۱۹۶۰ به کسی میگفتید که یک شرکت نیمهورشکسته در حوزه خدمات هستهای، روزی بزرگترین تولیدکننده فولاد آمریکا خواهد شد، احتمالاً میخندید. اما این دقیقاً همان چیزی است که اتفاق افتاد.
ماجرا از سال ۱۹۰۵ آغاز میشود؛ زمانی که رانسوم اولدز، سازنده اتومبیل اولدزموبیل، شرکتی تأسیس کرد که طی دههها دست به دست گشت و سرانجام با نام «کورپوریشن هستهای آمریکا» شناخته شد. شرکتی که نه محصول روشنی داشت، نه مسیر مشخصی، و در آستانه فروپاشی بود. تا اینکه دو تصمیم در سال ۱۹۶۲ همه چیز را تغییر داد.
خرید ولکرافت، یک تولیدکننده کوچک تیرآهن فولادی، به خودی خود چندان چشمگیر نبود. اما همراه با آن، مردی وارد شرکت شد که نامش در تاریخ صنعت فولاد آمریکا ماندگار شد: کن آیورسون.
آیورسون نه یک مدیر معمولی بود، نه دنبال امنیت شغلی. او یک رادیکال بود که به سلسلهمراتب اداری اعتقادی نداشت و معتقد بود کارگران خط تولید، نه مدیران دفتری، قلب هر شرکت صنعتی هستند. در سال ۱۹۶۵، آیورسون به همراه سم سیگل، خزانهدار شرکت، دست به کار شدند؛ بخشهای زیانده را یکی یکی فروختند، ساختار شرکت را ساده کردند، و مسیر را به سمت یک هدف روشن تنظیم کردند: تولید فولاد.
یک سال بعد، آیورسون پیشنهادی روی میز گذاشت که آن روزها جسورانه به نظر میرسید: «بیایید خودمان فولاد بسازیم.» و برای اینکه کارکنان را با خود همراه کند، برنامه تقسیم سود را پایهگذاری کرد؛ سنتی که نیوکور تا امروز به آن وفادار مانده است.
در سال ۱۹۶۹، اولین مینیمیل نیوکور در کارولینای جنوبی روشن شد. این کارخانههای کوچکمقیاس که با کورههای قوس الکتریکی کار میکردند، مدل کاملاً متفاوتی از کارخانههای سنتی غولپیکر فولاد بودند؛ هزینه کمتر، سرعت بیشتر، و انعطاف بالاتر. رقبای بزرگ آن روز، مانند بتلهم استیل، با دیده تحقیر به این «کارخانههای کوچولو» نگاه میکردند. اشتباهی که بعدها گران تمامشان شد.
در سال ۱۹۷۱، شرکت نام خود را به نیوکور تغییر داد و سال بعد در بورس نیویورک فهرست شد. شرکتی که زمانی برای بقا دستوپا میزد، حالا داشت هویت تازهای میساخت.
وقتی فناوری، بازی را عوض میکند
نیوکور هرگز به آنچه داشت قانع نشد. در سال ۱۹۸۹، کارخانهای در ایندیانا با فناوری کاملاً نو راهاندازی کرد: فناوری اسلب نازک، که برای اولین بار در تاریخ، تولید فولاد تخت با کیفیت بالا را در یک مینیمیل ممکن میساخت. این یک اول جهانی بود.
اما نیوکور اینجا هم متوقف نشد. در سال ۲۰۰۲، فناوری Castrip را معرفی کرد که فولاد مذاب را مستقیماً به ورق نهایی تبدیل میکند و ۹۵ درصد کمتر از روشهای سنتی انرژی مصرف میکند. همان سال، استراتژی تملک شرکتها هم وارد فاز جدیدی شد و نیوکور چندین کارخانه را یکجا بلعید.
یکی از هوشمندانهترین حرکات نیوکور در سال ۲۰۰۸ رخ داد: خرید شرکت دیوید جوزف، یکی از بزرگترین پردازشگران ضایعات فولادی آمریکا. این اقدام به نیوکور اجازه داد بر ۷۵ تا ۹۰ درصد مواد اولیهاش کنترل مستقیم داشته باشد. در صنعتی که نوسان قیمت مواد اولیه میتواند سود و زیان را یکشبه جابجا کند، این یک مزیت رقابتی کمنظیر بود.
سال ۲۰۱۴ هم یک مینوی دیگر بود: راهاندازی یکی از بزرگترین کارخانههای تولید آهن احیای مستقیم (DRI) جهان در لوییزیانا، که کمک کرد وابستگی به ضایعات فولادی کاهش یابد و استقلال بیشتری در تأمین مواد اولیه به دست آید.
در دهه ۱۹۹۰، نیوکور از بتلهم استیل پیشی گرفت. همان غولی که زمانی مینیمیلهای کوچک نیوکور را جدی نمیگرفت. این نقطه عطفی بود که نشان میداد بازی عوض شده است.
در سال ۲۰۱۸، نیوکور رکورد سود ۲.۳۶ میلیارد دلاری را ثبت کرد و بخشی از آن را به عنوان «پاداش فوقالعاده» میان کارکنانش تقسیم کرد. در سال ۲۰۲۲، سودآورترین و ایمنترین سال تاریخش را پشت سر گذاشت و یک میلیارد دلار سود را بین کارکنانش توزیع کرد. شرکتی که روزی برای بقا تقلا میکرد، حالا بزرگترین تولیدکننده و بازیافتکننده فولاد آمریکا بود.
داستان نیوکور فقط یک روایت موفقیت نیست؛ یک الگوی قابل تکرار است. مهمترین درسی که این شرکت به صنعت فولاد داد این است که اندازه، تضمین بقا نیست؛ انعطاف و نوآوری است. غولهای سنتی فولاد با کارخانههای عظیم و هزینههای سربار بالا، درست زمانی فروپاشیدند که بازار تغییر کرد، چون نمیتوانستند خود را با آن تغییر وفق دهند. نیوکور برعکس عمل کرد: مدلی ساخت که ذاتاً چابک بود. علاوه بر این، کنترل زنجیره تأمین از مواد اولیه تا محصول نهایی، نه یک رفاه، بلکه یک ضرورت استراتژیک است.
در نهایت، شاید کمتوجهترین درس نیوکور این باشد که فرهنگ سازمانی، یک دارایی مالی است. تقسیم سود با کارکنان، درج نام آنها روی گزارش سالانه، و اعطای پاداش در سالهای پربازده، چیزی بیش از لطف مدیریتی است؛ اینها ابزارهایی هستند که بهرهوری واقعی و وفاداری بلندمدت میسازند. شرکتهای فولادسازی که میخواهند در دهههای آینده دوام بیاورند، باید از نیوکور نه فقط مدل فنی، بلکه فلسفه مدیریتیاش را هم وام بگیرند.
مطالب مرتبط


