به گزارش فولادنامه به نقل از ایراسین، صنعت فولاد بهدلیل ماهیت فرآیندهای تولید، وابستگی شدیدی به انرژی دارد. از آنجا که بخش بزرگی از تولید انرژی در سطح جهان همچنان بر پایه سوختهای فسیلی (گاز، مازوت و زغالسنگ) استوار است، این صنعت بهطور اجتنابناپذیری با چالش آلایندگی محیط زیست مواجه است.
اگر این روند تولید بهدرستی مدیریت نشود، تبعات زیستمحیطی آن بهشدت افزایش خواهد یافت. با این حال، در چارچوب برنامههای توسعه پایدار، مسئولیتهای اجتماعی و الزامات قانونی، جهتگیری کلان صنعت فولاد باید به سمت استفاده از منابع انرژی با آلایندگی حداقلی حرکت کند؛ موضوعی که هم یک تکلیف قانونی و هم یک ضرورت اخلاقی برای حفظ محیط زیست است.
الزامات قانونی برای استفاده از انرژی سبز
در قوانین موجود پیشبینی شده است که صنایع بزرگ بخشی از برق مصرفی خود را از منابع انرژی تجدیدپذیر تأمین کنند. در ابتدا این سهم سه درصد تعیین شده بود، اما طبق قانون، صنایع موظفاند هر سال یک درصد به این میزان اضافه کنند؛ بهگونهای که در سال جاری این سهم به چهار درصد رسیده است. بر این اساس، صنایع باید چهار درصد از برق مصرفی خود را از منابع انرژی سبز تأمین کنند. اگر شرکتی بتواند این برق را بهصورت خودتأمین تولید کند، پس از دریافت مجوزهای لازم میتواند نسبت به احداث نیروگاههای تجدیدپذیر اقدام کند. در غیر این صورت، در صورت تأمین نکردن این سهم، مشمول جریمه خواهد شد.
در چنین شرایطی، برای جلوگیری از پرداخت جریمه، صنایع ناچارند این میزان برق را با هزینه قابل توجهی از تابلوی سبز خریداری کنند. بنابراین تأمین انرژی سبز برای صنایع، هم یک الزام قانونی محسوب میشود و هم در چارچوب مسئولیت اجتماعی بنگاههای صنعتی تعریف میشود.
گذار صنعت به عصر فولاد سبز
موضوع مهم دیگر، حرکت صنعت فولاد به سمت تولید فولاد سبز است. امروز در بسیاری از کشورها، بهویژه در مورد صنایع آلاینده، الزامات مشخصی برای کاهش انتشار کربن تعریف شده است. بر اساس این الزامات، شاخصهایی برای میزان انتشار کربن تعیین و اندازهگیری میشود و تولیدکنندگان موظفاند به ازای تولید هر تن فولاد، از حد مشخصی بیشتر دیاکسید کربن تولید نکنند.
اگر شرکتهای فولادی بتوانند در یک بازه زمانی معقول، خود را با این استانداردها و تعهدات تطبیق دهند، امکان ادامه فعالیت در چارچوب الزامات جدید را خواهند داشت. در غیر این صورت، با محدودیتهایی در تولید، صادرات و حضور در بازارهای بینالمللی مواجه خواهند شد.
از این منظر، گذار به فولاد سبز تنها یک انتخاب زیستمحیطی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ رقابتپذیری صنعت فولاد در آینده به شمار میآید.
الزامات بینالمللی و تأثیر آن بر آینده صادرات فولاد
در سطح بینالمللی، بسیاری از کشورها استانداردهای زیستمحیطی سختگیرانهتری نسبت به ایران دارند؛ بهویژه کشورهای اروپایی و کشورهایی که توجه جدیتری به موضوع تغییرات اقلیمی نشان میدهند. در چنین کشورهایی، رعایت الزامات مربوط به کاهش انتشار کربن و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر یک انتخاب نیست، بلکه یک شرط لازم برای ادامه فعالیت صنعتی و تجاری است.
از این رو، مقررات جدید مرتبط با فولاد سبز میتواند علاوه بر ماهیت تعهدآور خود، به مانعی در مسیر توسعه صنعت فولاد نیز تبدیل شود. در حوزه صادرات، اگر این استانداردها بهصورت رسمی تصویب و الزامآور شوند، در صورت ناتوانی ما در افزایش سهم تولید سبز و بهرهبرداری کافی از انرژیهای تجدیدپذیر، ممکن است با محدودیتهای جدی مواجه شویم. در چنین شرایطی، عدم انطباق با الزامات تولید سبز میتواند روند صادرات و حضور در بازارهای جهانی را دشوار کند. بنابراین، حرکت به سمت انرژی پاک و تولید کمکربن، نهتنها ضرورت زیستمحیطی، بلکه یک الزام استراتژیک برای تضمین آینده صادرات و توسعه پایدار صنعت فولاد محسوب میشود.
*رئیس هیئتمدیره صناپ
مطالب مرتبط


