به گزارش فولادنامه به نقل از بیرونیت، رشد نرخ فروش محصولات زنجیره فولاد در بورس کالا و ارزش بالای داراییهای بورسی، بار دیگر توجه سرمایهگذاران را به هلدینگ سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات با نماد «ومعادن» جلب کرده است. برآوردها از ارزش بیش از ۴۳۰ هزار میلیارد تومانی سهام این هلدینگ در شرکتهای زیرمجموعه و سهم آن از شرکت ملی صنایع مس ایران حکایت دارد؛ رقمی که در مقایسه با ارزش بازار حدود ۲۴۳ همتی «ومعادن»، از فاصله قابلتوجه میان ارزش پرتفوی سرمایهگذاری و قیمت روز سهام این شرکت در بورس حکایت میکند.
بررسی ترکیب سرمایهگذاریهای توسعه معادن و فلزات نشان میدهد این هلدینگ از طریق سهامداری در مجموعهای از شرکتهای بزرگ معدنی، فولادی و فلزی، در بخشهای مختلف زنجیره ارزش صنایع معدنی کشور حضور دارد. این ترکیب دارایی، «ومعادن» را به یکی از بازیگران مهم بازار سرمایه در حوزه معدن و صنایع معدنی تبدیل کرده است؛ شرکتی که عملکرد آن تا حد زیادی از وضعیت عملیاتی و سودآوری شرکتهای زیرمجموعه و روند قیمت محصولات معدنی و فلزی تأثیر میپذیرد.
بر اساس برآوردهای مطرحشده، ارزش مجموع سهام این هلدینگ در شرکتهای زیرمجموعه و سهم آن از شرکت ملی مس ایران به بیش از ۴۳۰ همت میرسد. این در حالی است که ارزش بازار فعلی «ومعادن» حدود ۲۴۳ همت اعلام شده است. به این ترتیب، ارزش برآوردی داراییهای بورسی مورد اشاره حدود ۱۸۷ همت بیشتر از ارزش کل بازار این هلدینگ است؛ اختلافی که میتواند موضوع ارزشگذاری داراییمحور این شرکت را در کانون توجه تحلیلگران بازار سرمایه قرار دهد.
البته مقایسه ارزش پرتفوی بورسی با ارزش بازار یک هلدینگ، بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره ارزندگی سهام کافی نیست و در تحلیل دقیقتر باید عواملی مانند بدهیها، تعهدات مالی، هزینههای شرکت مادر، ساختار مالکیت، نقدشوندگی داراییها و سایر سرمایهگذاریها نیز مورد بررسی قرار گیرد. با این حال، فاصله موجود میان این دو رقم، ظرفیت داراییمحور «ومعادن» را به یکی از موضوعات قابل توجه در ارزیابی وضعیت این شرکت تبدیل کرده است.
حضور در حلقههای مختلف زنجیره معدن و فولاد
یکی از ویژگیهای مهم پرتفوی توسعه معادن و فلزات، تنوع سرمایهگذاری در شرکتهای فعال در بخشهای مختلف زنجیره معدن و صنایع معدنی است. این هلدینگ در شرکتهایی همچون معدنی و صنعتی گلگهر، معدنی و صنعتی چادرملو، گهرزمین، توسعه معدنی و صنعتی صبانور، آهن و فولاد ارفع و فولاد خراسان سهام دارد و از این طریق در فعالیتهای مرتبط با استخراج سنگآهن، تولید کنسانتره، گندلهسازی و تولید محصولات فولادی حضور پیدا کرده است.
چنین ترکیبی باعث میشود تغییرات بازار محصولات معدنی و فولادی از چند مسیر بر وضعیت سرمایهگذاریهای «ومعادن» اثر بگذارد. بهعنوان مثال، رشد قیمت سنگآهن و محصولات فرآوریشده میتواند درآمد و حاشیه سود شرکتهای معدنی را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، تغییر نرخ فروش شمش و سایر محصولات فولادی نیز بر عملکرد شرکتهای فولادی حاضر در پرتفوی این هلدینگ اثرگذار خواهد بود.
در واقع، توسعه معادن و فلزات بهواسطه ترکیب سرمایهگذاریهای خود، تنها به یک حلقه از زنجیره معدن و فولاد وابسته نیست و تحولات بخشهای مختلف این صنعت میتواند در ارزش داراییها و عملکرد سرمایهگذاری آن منعکس شود.
نرخهای بورس کالا و چشمانداز سودآوری زیرمجموعهها
در کنار ارزش داراییهای بورسی، تحولات بازار فروش محصولات زنجیره فولاد نیز از جمله متغیرهای مهم در ارزیابی چشمانداز «ومعادن» به شمار میرود. افزایش نرخ فروش گندله و شمش فولادی در بورس کالا میتواند درآمد شرکتهای تولیدکننده این محصولات را افزایش دهد و در صورت کنترل هزینههای تولید، به بهبود سودآوری آنها منجر شود.
اهمیت این موضوع از آن جهت است که بخشی از ارزش اقتصادی پرتفوی توسعه معادن و فلزات به توان سودسازی شرکتهای زیرمجموعه وابسته است. بنابراین، صرف افزایش ارزش روز سهام شرکتهای سرمایهپذیر تنها یک بخش از ماجراست و استمرار سودآوری عملیاتی آنها نیز در تعیین ارزش واقعی سرمایهگذاریهای هلدینگ نقش دارد.
البته میزان بهرهمندی شرکتهای مختلف از رشد نرخهای فروش یکسان نیست. هزینه تأمین مواد اولیه، انرژی، حملونقل، محدودیتهای تولید، میزان صادرات و شرایط فروش داخلی از جمله عواملی هستند که میتوانند اثر افزایش قیمت محصولات را بر سودآوری هر شرکت متفاوت کنند. از این رو، برای ارزیابی دقیقتر آثار رشد نرخها بر «ومعادن»، باید عملکرد عملیاتی و صورتهای مالی شرکتهای اصلی پرتفوی نیز بهصورت جداگانه بررسی شود.
فاصله ارزش داراییها و قیمت سهام؛ موضوعی برای بررسی بیشتر
یکی از موضوعات مهم در تحلیل شرکتهای سرمایهگذاری، فاصله میان ارزش خالص داراییها (NAV) و ارزش بازار سهام آنهاست. در برخی موارد، بازار سهام یک هلدینگ را با قیمتی پایینتر از ارزش برآوردی داراییهای آن معامله میکند. این فاصله میتواند تحت تأثیر عواملی مانند شرایط عمومی بازار سرمایه، میزان نقدشوندگی داراییها، سیاست تقسیم سود شرکتهای زیرمجموعه، ساختار مالی هلدینگ و انتظارات سرمایهگذاران شکل بگیرد.
در مورد توسعه معادن و فلزات نیز اختلاف میان ارزش بیش از ۴۳۰ همتی سرمایهگذاریهای بورسی و ارزش بازار حدود ۲۴۳ همتی شرکت، این پرسش را مطرح میکند که بازار تا چه اندازه ارزش داراییهای این هلدینگ و ظرفیت سودآوری شرکتهای زیرمجموعه آن را در قیمت سهام منعکس کرده است.
با این حال، باید توجه داشت که ارزش پرتفوی بورسی با ارزش خالص داراییهای شرکت یکسان نیست و برای محاسبه دقیق NAV باید ارزش روز تمام داراییها، بدهیها، تعهدات و سایر اقلام مالی شرکت در نظر گرفته شود.
در مجموع، ترکیب متنوع سرمایهگذاریها، حضور در شرکتهای بزرگ معدنی و فولادی و برخورداری از ظرفیت رشد ارزش داراییها در پی تحولات بازار محصولات زنجیره فولاد، از جمله عواملی هستند که میتوانند توسعه معادن و فلزات را در کانون توجه فعالان بازار سرمایه نگه دارند. با این حال، میزان تحقق این ظرفیت در نهایت به عملکرد عملیاتی شرکتهای زیرمجموعه، شرایط بازار محصولات معدنی و فولادی و نحوه مدیریت منابع و سرمایهگذاریهای هلدینگ وابسته خواهد بود.
مطالب مرتبط


