به گزارش فولادنامه به نقل از روابط عمومی شرکت فولاد سنگان، فولاد سنگان در سالهای اخیر در کنار توسعه ظرفیت فرآوری، به سمت حضور مستقیمتر در فعالیتهای معدنی حرکت کرده است؛ تغییری که میتواند جایگاه این شرکت را در زنجیره سنگآهن، از یک واحد فرآوری به مجموعهای با کنترل بیشتر بر بخش بالادست تغییر دهد.
کارخانه کنسانتره فولاد سنگان برای تولید ۵ میلیون تن محصول، به حدود ۱۰ تا ۱۱ میلیون تن سنگآهن در سال نیاز دارد. بنابراین برخورداری از ظرفیت بالای فرآوری، بدون دسترسی مطمئن و مستمر به خوراک، بهتنهایی تضمینکننده تولید نیست.
مسئله فقط میزان ذخایر موجود در منطقه سنگان نیست. میان «وجود ذخیره معدنی» و «توان استخراج و تحویل مستمر سنگآهن» فاصله وجود دارد. محدودیت ناوگان، تأخیر در باطلهبرداری، آماده نبودن جبهههای کاری، مشکلات حفاری و انفجار یا کمبود ظرفیت بارگیری و حمل میتواند باعث شود بخشی از ذخایر موجود، در زمان مورد نیاز به خوراک کارخانه تبدیل نشود.
از این منظر، ورود فولاد سنگان به عملیات معدنی و استفاده از ماشینآلات ملکی را باید بخشی از تلاش برای کاهش این فاصله دانست. شرکت با در اختیار گرفتن بخشی از ظرفیت استخراج و حمل، میتواند در مواقع اختلال، امکان مداخله مستقیمتری در زنجیره تأمین خوراک داشته باشد.
معدنکاری؛ حلقه بالادستی زنجیره
فولاد سنگان تاکنون عمدتاً در حلقه فرآوری سنگآهن، یعنی تولید کنسانتره و گندله، فعالیت داشته است. ورود به معدنکاری یک گام به سمت بالادست زنجیره است و میتواند کنترل شرکت بر ماده اولیه را افزایش دهد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که هرگونه کاهش در تأمین سنگآهن، مستقیماً ظرفیت تولید کنسانتره و در ادامه گندله را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، ناوگان معدنی صرفاً مجموعهای از تجهیزات سنگین نیست؛ بلکه ابزاری برای مدیریت بخشی از ریسک تولید است.
البته مالکیت ماشینآلات بهتنهایی به معنای یکپارچگی کامل زنجیره نیست. برای تبدیل این حضور تجهیزاتی به یک مزیت پایدار، موضوعاتی مانند برنامهریزی علمی استخراج، توسعه ذخایر، اکتشاف، مدیریت باطله، افزایش بهرهوری ناوگان و تنوعبخشی به منابع تأمین نیز اهمیت دارد.
از یک معدن به سبدی از منابع
یکی از ریسکهای مهم در تأمین مواد اولیه، اتکا به یک منبع معدنی است. حتی یک معدن بزرگ نیز میتواند با مشکلات فنی استخراج، تأخیر در باطلهبرداری، محدودیت حمل یا تغییر برنامه بهرهبرداری مواجه شود.
از این رو، مشارکت در استخراج، خرید یا توسعه معادن، حضور در پروژههای اکتشافی و ایجاد منابع جایگزین میتواند به توزیع ریسک تأمین خوراک فولاد سنگان کمک کند. چنین رویکردی در صورت تحقق، شرکت را از وابستگی به یک مسیر تأمین به سمت سبد متنوعتری از منابع سنگآهن هدایت خواهد کرد.
سنگآهن کمعیار؛ بخشی از آینده خوراک
مسیر توسعه فولاد سنگان تنها به سنگآهن پرعیار محدود نمیشود. با افزایش عمق معادن و دشوارتر شدن استخراج، استفاده اقتصادی از ذخایر کمعیار و هماتیتی میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
در چنین شرایطی، فناوری فرآوری و افزایش بازیابی اهمیت پیدا میکند؛ زیرا بخشی از ذخایری که در شرایط فعلی اقتصادی نیستند، ممکن است با بهبود فناوری فرآوری و تغییرات اقتصادی به منابع قابل استفاده تبدیل شوند. فولاد سنگان نیز با توسعه فرآوری سنگهای هماتیتی میتواند دامنه منابع قابل استفاده خود را افزایش دهد.
موقعیت جغرافیایی فولاد سنگان نیز در این میان یک مزیت مهم است. نزدیکی کارخانهها به قطب سنگآهن سنگان، امکان هماهنگی بیشتر میان معدن و کارخانه، کاهش فاصله حمل، مدیریت بهتر عیار خوراک و کاهش بخشی از هزینههای لجستیکی را فراهم میکند.
در نهایت، ورود فولاد سنگان به معدنکاری را میتوان پاسخی به یک مسئله اساسی در مدل کسبوکار این شرکت دانست: ظرفیت فرآوری بدون خوراک پایدار، ظرفیت بالفعل نیست.
اگر فولاد سنگان بتواند حضور خود در معدن را از خرید و بهکارگیری ماشینآلات به توسعه ذخایر، اکتشاف، تنوع منابع و مدیریت یکپارچه استخراج و فرآوری گسترش دهد، بخشی از ریسک تأمین خوراک خود را به متغیری قابلکنترلتر تبدیل خواهد کرد.
در این صورت، مسیر توسعه شرکت فقط به افزایش ظرفیت کارخانههای کنسانتره و گندله محدود نخواهد ماند و فولاد سنگان میتواند نقش پررنگتری در زنجیره معدن و صنایع معدنی شرق کشور به دست آورد.
مطالب مرتبط


