تحول دیجیتال در مسیر ارتقای حفاظت صنایع معدنی و فولادی

امین مویدی‌کیا، مدیر حراست فولاد سنگان، در این یادداشت با بررسی الزامات تحول دیجیتال در حوزه حفاظت و حراست صنایع معدنی و فولادی، نقش فناوری، داده و نیروی انسانی را در شکل‌گیری نظامی یکپارچه، هوشمند و پیشگیرانه تشریح کرده است.
از گشت و کنترل سنتی تا پایش هوشمند و پیشگیرانه


به گزارش فولادنامه به نقل از روابط‌عمومی شرکت فولاد سنگان، امین مویدی‌کیا، مدیر حراست فولاد سنگان، در یادداشتی نوشت:


از گشت و کنترل سنتی تا پایش هوشمند، یکپارچه و پیشگیرانه

صنایع معدنی و فولادی به دلیل گستردگی جغرافیایی، حجم بالای تردد خودروها و پیمانکاران، ارزش بالای تجهیزات و مواد، وجود زیرساخت‌های حیاتی و فعالیت مستمر زنجیره تولید، با طیف متنوعی از تهدیدها و آسیب‌های امنیتی مواجه‌اند. در چنین محیطی، اتکا به روش‌های سنتی حراست، گشت‌های دوره‌ای، ثبت‌های دستی و پایش صرفاً انسانی، به‌تنهایی نمی‌تواند پاسخگوی پیچیدگی‌های روزافزون محیط صنعتی باشد.
امروزه تحول دیجیتال تنها به حوزه تولید محدود نیست و حوزه حفاظت و حراست سازمان نیز نیازمند بهره‌گیری هدفمند از فناوری‌های نوین است.

حراست هوشمند به معنای جایگزینی نیروی انسانی با فناوری نیست؛ بلکه به معنای توانمندسازی نیروی انسانی با استفاده از فناوری، داده و تحلیل هوشمند برای افزایش دقت، سرعت و اثربخشی اقدامات حفاظتی است.

در یک مجموعه معدنی و فولادی، حراست هوشمند می‌تواند از ترکیب فناوری‌هایی همچون دوربین‌های هوشمند، سامانه‌های پلاک‌خوان، کنترل تردد، حسگرهای پیرامونی، شبکه‌های ارتباطی، تحلیل هوشمند تصاویر، سامانه‌های مدیریت رخداد و مراکز مانیتورینگ یکپارچه شکل بگیرد. با این حال، ارزش اصلی این فناوری‌ها در یکپارچگی آن‌ها است؛ به‌گونه‌ای که اطلاعات یک رخداد از مرحله شناسایی تا بررسی، اقدام و ثبت نهایی، در یک زنجیره مشخص و قابل پیگیری قرار گیرد.
برای نمونه، در کنترل هوشمند تردد خودروها، فرآیند می‌تواند از ثبت الکترونیکی درخواست مجوز آغاز شود. پس از تأیید، اطلاعات خودرو و پلاک مجاز در سامانه ثبت شده و در زمان ورود، دوربین پلاک‌خوان مشخصات خودرو را شناسایی و با اطلاعات مجوز تطبیق می‌دهد. در صورت وجود مغایرت، هشدار لازم برای مرکز مانیتورینگ و نیروهای حفاظتی ارسال می‌شود. به این ترتیب، کنترل تردد از یک فرآیند صرفاً دستی به فرآیندی داده‌محور، قابل ردیابی و هوشمند تبدیل خواهد شد.
در حوزه حفاظت پیرامونی نیز می‌توان با ترکیب دوربین‌های نظارتی، حسگرهای تشخیص نفوذ و سایر تجهیزات پایش، یک مدل ترکیبی ایجاد کرد؛ به این معنا که فناوری وظیفه پایش مستمر و شناسایی اولیه رخدادها را بر عهده داشته باشد و نیروهای حفاظتی در نقاطی که نیاز به بررسی یا مداخله انسانی وجود دارد، وارد عمل شوند. این رویکرد می‌تواند ضمن افزایش پوشش حفاظتی، استفاده از منابع انسانی را هدفمندتر کند.
در چنین ساختاری، مرکز مانیتورینگ نیز از یک محل صرفاً برای مشاهده تصاویر به مرکز فرماندهی و مدیریت رخدادهای حفاظتی تبدیل می‌شود. در این مرکز، اطلاعات دوربین‌ها، سامانه‌های کنترل تردد، پلاک‌خوان‌ها، حسگرهای پیرامونی و سایر سامانه‌های مرتبط می‌تواند در یک محیط یکپارچه در اختیار کارشناسان قرار گیرد تا امکان تشخیص سریع‌تر، اولویت‌بندی رخدادها و واکنش هماهنگ فراهم شود.
با این حال، اجرای حراست هوشمند صرفاً با خرید تجهیزات و نرم‌افزار محقق نمی‌شود. زیرساخت ارتباطی مناسب، شبکه پایدار، ذخیره‌سازی اطلاعات، امنیت سایبری، تعیین دقیق فرآیندها، تدوین دستورالعمل‌های عملیاتی، مشخص بودن مسئولیت واحدهای مختلف و آموزش نیروی انسانی، از الزامات اساسی این تحول هستند. همچنین در محیط‌های معدنی و فولادی، شرایطی مانند گردوغبار، گرمای محیط، گستردگی سایت و محدودیت‌های ارتباطی باید در طراحی و انتخاب تجهیزات مورد توجه قرار گیرد.

از سوی دیگر، حرکت به سمت حراست هوشمند باید مرحله‌ای و مبتنی بر اولویت‌های واقعی سازمان باشد. در گام نخست می‌توان فرآیندهای دستی و نقاط دارای بیشترین حجم تردد را هوشمند کرد؛ سپس به سمت یکپارچه‌سازی سامانه‌های کنترل تردد، نظارت تصویری، مجوزها و مدیریت رخداد حرکت کرد و در مراحل بعد، از ظرفیت‌های پیشرفته‌تر تحلیل تصویر، هوش مصنوعی و پایش پیش‌بینانه بهره گرفت.
در این مسیر، نیروی انسانی همچنان یکی از ارکان اصلی حراست است. فناوری زمانی اثربخش خواهد بود که کارکنان حراست و واحدهای مرتبط، توانایی کار با سامانه‌های جدید، تحلیل هشدارها و اتخاذ تصمیم مناسب را داشته باشند. بنابراین، توسعه مهارت‌های دیجیتال، آموزش مستمر و ایجاد فرهنگ پذیرش فناوری باید همزمان با توسعه زیرساخت‌های فنی دنبال شود.
در مجموعه‌های معدنی و فولادی، حرکت به سمت حراست هوشمند را می‌توان بخشی از مسیر تحول دیجیتال سازمان دانست؛ مسیری که هدف آن ایجاد ساختاری پیشگیرانه، یکپارچه، داده‌محور و پاسخگو است. در این رویکرد، فناوری جایگزین تجربه و قضاوت نیروی انسانی نمی‌شود، بلکه اطلاعات دقیق‌تر و به‌موقع را در اختیار نیروهای تخصصی قرار می‌دهد تا تصمیم‌ها سریع‌تر و اقدامات هدفمندتر انجام شوند.

در نهایت، حراست آینده صرفاً حراستی نیست که بیشتر ببیند؛ بلکه حراستی است که به‌موقع ببیند، درست تحلیل کند، سریع تصمیم بگیرد و اثربخش اقدام کند. تحقق این هدف مستلزم آن است که فناوری، فرآیند، زیرساخت و نیروی انسانی در کنار یکدیگر و در چارچوب یک برنامه مشخص قرار گیرند.

گذار از حراست سنتی به حراست هوشمند، در واقع گذار از «واکنش به رخداد» به «پیشگیری و مدیریت هوشمند ریسک» است؛ مسیری که می‌تواند حراست را از یک ساختار صرفاً کنترلی، به یکی از اجزای مؤثر در تداوم، پایداری و تاب‌آوری فعالیت‌های صنعتی تبدیل کند.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0