
به گزارش فولادنامه؛ دادههای تالار صنعتی بورس کالای ایران در فاصله خرداد تا اواسط شهریور ۱۴۰۵، تصویری از یک شکاف رفتاری بنیادین در بازار فولاد ترسیم میکند. این بازار نه با یک روند واحد، بلکه با دو نیروی متضاد تعریف میشود؛ از یک سو نوسانات شتابان و پیشبینیناپذیری که قیمتها را میان سقفها و کفهای مقطعی به نوسان درمیآورد و از سوی دیگر، خطی ممتد، آرام و حسابشده که از یک لنگرگذاری استراتژیک در حلقههای کلیدی زنجیره ارزش خبر میدهد.
این آرایش قیمتی بیش از آنکه صرفاً بازتاب تلاقی مکانیکی عرضه و تقاضا باشد، روایتی از رویارویی «مدیریت راهبردی بازار» با «تکانههای سیستماتیک و هیجانات مقطعی» است. در اقتصادی که پیشبینیپذیری به یکی از عوامل مهم برای سرمایهگذاری تبدیل شده، پیامد این دوگانگی ساختاری میتواند مستقیماً بر بهای تمامشده و حاشیه سود صنایع پاییندستی اثر بگذارد.
گرداب مقاطع طویل؛ نوسان قیمت و کاهش قدرت برنامهریزی
ردیابی منحنیهای قیمتی در بازار مقاطع طویل، از تیرآهن و میلگرد تا شمش بلوم، شدت نوسانات قیمتی در این بازه زمانی را نشان میدهد. محصولاتی که در طرحهای عمرانی و صنعتی مورد استفاده قرار میگیرند، در چرخهای از رفتوبرگشتهای قیمتی قرار داشتهاند.
«میلگرد ۱۸ (A۳)» در این دوره از محدوده ۷۲۸ هزار و ۴۳۶ ریال آغاز شد، با افتی قابل توجه تا ۶۱۱ هزار و ۹۸۲ ریال عقب نشست و سپس مجدداً به ۷۴۲ هزار و ۹۹۴ ریال رسید؛ به این ترتیب دامنه نوسان آن در این دوره بیش از ۲۱ درصد بوده است.
این روند در بازار «تیرآهن ۱۴ و ۱۶» با شدت بیشتری تکرار شد. قیمت این محصولات از ۶۳۲ هزار و ۱۳۹ ریال آغاز شد، در یک روند صعودی به ۷۸۳ هزار و ۴۹۹ ریال رسید، سپس تا ۶۵۰ هزار و ۲۳ ریال کاهش یافت و در نهایت در سطح ۷۶۱ هزار و ۸۲۸ ریال قرار گرفت. دامنه نوسان این محصول حدود ۲۴ درصد گزارش شده است.
در بالادست زنجیره نیز «شمش بلوم (۵SP)» با تغییرات قیمتی میان کف ۵۴۶ هزار و ۴۴۴ ریال و سقف ۶۵۷ هزار و ۱۵۲ ریال، نوسانی حدود ۲۰ درصد را ثبت کرد.
این میزان از نوسان قیمتی تنها یک شاخص آماری در تالار معاملات نیست و میتواند قدرت برنامهریزی مالی پیمانکاران، محاسبات جریان نقدینگی پروژهها و تصمیمگیری مصرفکنندگان نهایی را تحت تأثیر قرار دهد.
معماری پایداری در میانه تلاطم
در نقطه مقابل نوسانات بازار مقاطع، «ورق گرم (HR)» رفتار متفاوتی را ثبت کرده است. دادههای معاملات نشان میدهد قیمت این محصول در تمام طول دوره مورد بررسی در کانال محدود ۸۵۰ هزار تا ۸۷۰ هزار ریال حرکت کرده است.
در این گزارش، این ثبات به تأمین ورق و مدیریت عرضه و تعهدات تحویل نسبت داده شده و از آن بهعنوان عاملی برای افزایش پیشبینیپذیری بهای تمامشده صنایع تکمیلی یاد شده است.
این روند در بالادست زنجیره نیز در مورد «گندله سنگآهن» با تأمینکنندگی فولاد سنگان مشاهده میشود. قیمت گندله در این دوره از کف ۱۰۱ هزار و ۵۰۹ ریال تا ۱۳۶ هزار و ۶۳۱ ریال حرکت کرده و روندی خطی و منطقی را به نمایش گذاشته است.
همزمانی این رفتارها در حلقههای مختلف زنجیره ارزش نشان میدهد در دورهای که بازار مقاطع طویل با نوسانات ۲۰ تا ۲۴ درصدی همراه بوده، ورق گرم و گندله رفتار باثباتتری داشتهاند.
بازتعریف مسئولیت شرکتی در مقیاس اقتصاد کلان
دادهکاوی همزمان این متغیرها بر یک مبدأ زمانی همگن، از اردیبهشتماه، نشان میدهد در روزهایی که بازار مقاطع طویل با تکانههای ۲۰ تا ۲۴ درصدی مواجه بوده، ثبات نسبی قیمت ورق گرم و روند گندله میتواند به محدود شدن انتقال مستقیم این نوسانات به برخی حلقههای پاییندستی زنجیره کمک کند.
بر اساس این تحلیل، ثبات قیمتگذاری به معنای چشمپوشی از منطق بازار نیست، بلکه میتواند در راستای ایجاد پیشبینیپذیری بیشتر در زنجیره تولید قرار گیرد.
دادههای معاملات بورس کالا همچنین نشان میدهد نحوه عرضه محصولات در حلقههای مختلف زنجیره میتواند بر میزان نوسان قیمت و ریسک برنامهریزی صنایع اثرگذار باشد؛ موضوعی که در شرایط تلاطم اقتصادی، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
منبع: ایراسین
مطالب مرتبط
