از چهارم شهریور، قیمت پایه میلگرد در بورس کالا با فرمول جدیدی محاسبه می‌شود که نسبت معامله به عرضه هر تولیدکننده را مستقیماً در قیمت عرضه بعدی اثر می‌دهد. این تغییر در کنار تنش‌های جدید در تنگه هرمز، بازار آهن را با دو تحول هم‌زمان روبه‌رو کرده است؛ یکی تغییر نقش بورس از محل کشف قیمت به تنظیم‌کننده فروش و دیگری افزایش ریسک هزینه‌های حمل و سوخت.
بورس کالا زمین بازی را تغییر می‌دهد؛ قیمت میلگرد در گرو عملکرد فروش

به گزارش فولادنامه؛ بازار آهن آلات در نهمین روز شهریورماه با دو تحول متفاوت اما به‌شدت مرتبط روبه‌روست که می‌توانند مسیر معاملات و نحوه شکل‌گیری قیمت‌ها را در روزهای پیش‌رو تغییر دهند. از یک‌سو، بورس کالا با اجرای فرمول جدید قیمت‌گذاری میلگرد، بخشی از اختیار قیمت‌گذاری را از تصمیمات مقطعی بنگاه‌ها به عملکرد ثبت‌شده در معاملات منتقل کرده است. از چهارم شهریور، نسبت معامله به عرضه هر تولیدکننده مستقیماً در قیمت پایه عرضه بعدی اثر می‌گذارد؛ معامله بالای ۶۰ درصد، افزایش ۲ درصدی و معامله بین ۳۰ تا ۶۰ درصد، افزایش یک درصدی را به همراه دارد، در حالی‌که معامله کمتر از ۱۰ درصد یک درصد و عدم معامله، دو درصد از قیمت پایه می‌کاهد. حتی عدم عرضه نیز با کاهش ۳ درصدی قیمت پایه همراه می‌شود. این سازوکار پیام مهمی دارد: قیمت آینده تا حدی پاداش فروش امروز است. در گذشته، بنگاه می‌توانست قیمت را اعلام کند و بازار آزاد میزان پذیرش آن را تعیین کند، اما اکنون خود بورس بخشی از این رابطه را به یک چرخه رسمی تبدیل کرده است. تولیدکننده‌ای که بتواند حجم بیشتری از محصولش را بفروشد، برای عرضه بعدی ظرفیت بیشتری برای افزایش قیمت پایه خواهد داشت. البته در بازاری که تقاضای واقعی ضعیف است، افزایش قیمت پایه لزوماً از قدرت خرید نمی‌آید و ممکن است تولیدکننده برای جلوگیری از افت قیمت پایه، حجم عرضه را مدیریت کند. بنابراین باید میان «فروش بیشتر» و «تقاضای واقعی‌تر» تفاوت گذاشت.

از سوی دیگر، رخدادهای شب گذشته در جنوب کشور معادله را پیچیده‌تر کرده است. حملات گزارش‌شده در محدوده لارک و تنش‌های پیرامون تنگه هرمز، همراه با واکنش‌های متقابل ایران و آمریکا، ریسک فوری به بازارهای جهانی وارد کرده و عبور نفت برنت از ۹۰ دلار نخستین واکنش محسوس بازار انرژی بوده است. برای بازار آهن ایران، اهمیت این اتفاق الزاماً به معنای جهش فوری قیمت نیست؛ کانال اثرگذاری مهم‌تر، هزینه حمل، سوخت، بیمه، صادرات و انتظارات ارزی است. اگر تنش ادامه‌دار شود و ریسک عبور و مرور در هرمز افزایش پیدا کند، هزینه لجستیک می‌تواند حتی پیش از آنکه تقاضای فولاد تغییر کند، بر قیمت تمام‌شده اثر بگذارد. در چنین شرایطی، افزایش قیمت میلگرد اگر رخ دهد، لزوماً نشانه رونق بازار نیست؛ ممکن است بخشی از آن صرفاً بازتاب افزایش ریسک هزینه‌ای باشد.

فرمول جدید در ظاهر یک ابزار تکنیکی برای کشف قیمت است، اما در عمق خود به اختلاف قدیمی زنجیره فولاد دست می‌زند: چه کسی باید حاشیه سود بیشتری داشته باشد؟ اختلاف بر سر «قیمت عادلانه» در واقع اختلاف بر سر محل نشستن سود در زنجیره است. صحبت دبیر انجمن سنگ‌آهن نیز دقیقاً به همین نقطه اشاره دارد؛ اینکه اعتراض یک حلقه به‌تنهایی نمی‌تواند معیار ارزیابی سیاست قیمتی باشد و باید کل زنجیره را دید. موفقیت فرمول جدید را نمی‌توان فقط با افزایش قیمت پایه سنجید؛ شاخص مهم‌تر این است که آیا حجم معامله واقعی، نقدشوندگی و فاصله قیمت آهن در بازار آزاد و بورس بهبود پیدا می‌کند یا خیر. برای هفته پیش‌رو دو مسیر اهمیت بیشتری دارد: در سناریوی نخست، تنش منطقه‌ای محدود می‌ماند و بازار ارز جهش تازه‌ای نمی‌کند؛ در این حالت، افزایش‌های اخیر میلگرد شکننده خواهد بود. در سناریوی دوم، تنش هرمز تشدید شود و نفت، ارز و هزینه حمل همزمان تحت فشار قرار گیرند؛ آن‌گاه حتی تقاضای ضعیف نیز مانع افزایش قیمت نمی‌شود، زیرا بازار با شوک هزینه‌ای مواجه خواهد شد. بنابراین مهم‌ترین نشانه برای فعالان بازار، نسبت معامله به عرضه در بورس، فاصله قیمت بورس و بازار آزاد، نرخ ارز و وضعیت تردد در هرمز است.

منبع: آهن آنلاین



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0