
به گزارش فولادنامهُ در هفتهی بینالمللی فولاد سنگاپور، وقتی مدیران ارشد بیاچپی و ریوتینتو — دو غول معدنی جهان که تصمیماتشان مسیر سرمایهگذاری میلیاردی صنعت فولاد را شکل میدهد — پشت تریبون رفتند، هر دو یک پیام هماهنگ داشتند: ده سال آیندهی تقاضای فولاد جهان، دیگر در چین نوشته نمیشود؛ در هند و آسهآن نوشته میشود. این جمله شاید شعاری بهنظر برسد، اما پشت آن یک عدد ساده و بیرحم آماری خوابیده که هر تحلیلگر بازار فولاد آن را حفظ است: مصرف سرانهی فولاد در هند در سال مالی اخیر تنها ۱۰۸ تا ۱۱۶ کیلوگرم بوده، در حالیکه همین رقم برای چین ۵۶۲ تا ۶۰۱ کیلوگرم و میانگین جهانی حدود ۲۰۹ تا ۲۱۵ کیلوگرم است. به زبان دیگر، یک شهروند چینی بهطور متوسط پنج تا شش برابر بیشتر از یک شهروند هندی فولاد مصرف میکند — و این شکاف، نه یک ضعف، بلکه دقیقاً همان چیزی است که تحلیلگران آن را «باند رشد» (Growth Runway) هند مینامند.
انجمن جهانی فولاد (worldsteel) در آخرین گزارش چشمانداز کوتاهمدت خود (آوریل ۲۰۲۶)، این باند رشد را با عدد ترجمه کرده: تقاضای فولاد هند در سال ۲۰۲۶ باید ۷.۴ درصد رشد کند و در ۲۰۲۷ این رقم به ۹.۲ درصد میرسد — سریعترین نرخ رشد در میان همهی بازارهای بزرگ فولاد دنیا، در حالیکه تقاضای جهانی در همان بازه فقط ۰.۳ تا ۲.۲ درصد رشد میکند. دولت هند هدف رسمی تولید ۵۰۰ میلیون تن فولاد تا سال ۲۰۴۷ را اعلام کرده — رقمی که تقریباً سه برابر ظرفیت فعلی ۲۲۰ میلیون تنی کشور است — و برای رسیدن به آن، نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در دست برنامهریزی است.
اما اینجا نکتهی ظریفی نهفته که هر تحلیل دادهمحور باید آن را از هیجان بازار جدا کند: رشد هند، کپی رشد چین نیست. بوم فولادی چین در دو دههی گذشته را ساختوساز مسکن و کارخانههای عظیم کورهبلند (BF-BOF) هدایت میکرد؛ اما موتور رشد هند ترکیبی است از زیرساخت (پروژهی قطار پرسرعت، بزرگراههای بهارتمالا)، خودروسازی، انرژیهای تجدیدپذیر (پارکهای خورشیدی و بادی)، و تولید صنعتی — با فشار سیاستی مشخص بهسمت افزایش سهم کورهی قوس الکتریکی (EAF) و دوبرابر کردن دسترسی به قراضهی داخلی تا ۲۰۳۰. این یعنی رشد هند کندتر اما، به تعبیر تحلیلگران، «پایدارتر» از رونق ملکی-محور چین خواهد بود.
نکتهی دومی که آمار آشکار میکند، شکاف میان تولید و مصرف داخلی هند است. در سهماههی نخست سال مالی ۲۰۲۶ (آوریل تا ژوئن)، تولید فولاد خام هند تنها ۳ درصد رشد کرد، اما واردات محصولات نهایی فولاد ۴۹.۲ درصد جهش داشت و به ۲.۰۶ میلیون تن رسید — رشدی تقریباً دو برابر سریعتر از رشد صادرات (۳۱.۴ درصد). این یعنی هند، برخلاف چین در اوج دوران خودش، نه یک صادرکنندهی مازاد بلکه یک واردکنندهی خالص فولاد نهایی باقی مانده؛ بازاری که ظرفیت داخلیاش هنوز از سرعت رشد تقاضا عقب است.
همین شکاف است که تصویر را برای صنعت فولاد ایران قابلتوجه میکند. ایران، با نرخ بهرهبرداری از ظرفیت تنها حدود ۶۳ درصد و توان مازاد تولید نیمهساخته (بیلت، اسلب، آهن اسفنجی)، دقیقاً در جایگاهی ایستاده که میتواند از این شکاف تولید-مصرف هند بهره ببرد — اگر بتواند از مسیر لجستیک، تحریم، و رقابت با تأمینکنندگان سنتی هند (استرالیا، برزیل، روسیه) عبور کند. درسی که از این تحول آماری بیرون میآید این است: در حالیکه توجه جهانی معدنکاران و فولادسازان بهسرعت از چین بهسمت هند میچرخد، فولادسازان ایرانی باید همین امروز، پیش از آنکه رقبای منطقهای جای خالی را پر کنند، جایگاه خود را در زنجیرهی تأمین این بازار در حال رشد تعریف کنند.
مطالب مرتبط
