
به گزارش فولادنامه؛ «ظرفیت اسمی» معمولاً سقف انتظارات را از یک خط تولیدنشان می دهد. اما بررسی دادههای کتاب سال فولاد ایران در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که این سقف برای برخی از بازیگران، تنها یک نقطه شروع محسوب میشود. در حالی که ضریب بهرهبرداری کل صنعت در تولید کنسانتره روی عدد ۸۶.۱ درصد و در گندله روی ۸۴.۴ درصد متوقف مانده است، دوگانگی عمیقی در بطن این صنعت به چشم میخورد؛ شکافی میان شرکتهایی که به زحمت با نیمی از توان خود کار میکنند و پیشتازانی که مفهوم استهلاک و بهرهوری را به چالش کشیدهاند.
روایت اعداد در بررسی ظرفیت ها
در صدر باشگاه پیشتازان، شرکت معدنی و صنعتی گهرزمین (کگهر) ایستاده است. این شرکت با ثبت ضریب بهرهبرداری ۱۳۹ درصدی در تولید کنسانتره، نه تنها جایگاه نخست را به خود اختصاص داده، بلکه رکورد ۱۳۵ درصدی سال ۱۴۰۳ خود را نیز ارتقا بخشیده است. برای درک بزرگی این عدد، کافی است آن را با میانگین ۸۶.۱ درصدی صنعت مقایسه کنیم؛ فاصلهای معادل ۵۳ واحد درصد که نشان میدهد این موفقیت، صرفا حاصل شرایط عمومی مساعد نیست، بلکه ریشه در توانمندیهای عملیاتی، استفاده حداکثری از تجهیزات و رفع سیستماتیک گلوگاهها دارد.
پس از گهرزمین، نامهایی چون معدنی و صنعتی چادرملو (۱۱۸٪)، توسعه معدنی و صنعتی صبانور (۱۱۰٪) و توسعه فراگیر سناباد (۱۰۴٪) نیز در کلوپ بالای صددرصدیهای کنسانتره به چشم میخورند. با این حال، تفاوت «کگهر» در تسری این بهرهوری به حلقه بعدی زنجیره است. این شرکت در تولید گندله نیز با ثبت ضریب ۱۲۳ درصدی، با اختلافی ۳۹ واحد درصدی نسبت به متوسط صنعت، صدرنشین بلامنازع بازار است. تولید فراتر از ظرفیت اسمی در دو حلقه متوالی، نشانهای روشن از توان عملیاتی بالا در مدیریت زنجیره تامین است.
در نقطه مقابل این پویایی، قعر جدول تولید، روایتگر بحران بهرهوری است. بنگاههایی نظیر فولاد زرند ایرانیان با ۴۹ درصد و فولاد آلیاژی پاسارگاد با ۵۳ درصد بهرهبرداری از ظرفیت کنسانتره، عملا با نیمی از پتانسیل خود فعالاند. این تضاد آشکار، وزن و اهمیت «بهرهوری» را در برابر صرف «سرمایهگذاری روی ماشینآلات» برجسته میکند.
از منظر اقتصاد خرد، تداوم تولید در سطوح بالای ۱۰۰ درصد برای کگهر، دستاوردی فراتر از یک رکورد فنی است. این حجم از تولید به معنای سرشکن شدن هزینههای ثابت، جذب بهتر هزینههای سربار و ارتقای بهرهوری سرمایهگذاریهای انجامشده است. در بازاری که ثبات نسبی ضریب بهرهبرداری با مازاد گندله و محدودیتهای متعدد گره خورده است، توانایی تبدیل مواد معدنی به محصولات با ارزش افزوده بالاتر در چنین مقیاسی، یک مزیت رقابتی مطلق محسوب میشود.
اهمیت مدیریت دارایی ها در رفع گلوگاه
عملکرد شرکتهای زنجیره آهن و فولاد کشور در سال ۱۴۰۴، حامل یک پیام اقتصادی روشن است: در صنعتی که میانگینها چنگی به دل نمیزنند، خلق ارزش افزوده در گرو عبور از مرزهای طراحیشده است. گهرزمین با ثبت توأمان رکوردهای ۱۳۹ درصد در کنسانتره و ۱۲۳ درصد در گندله، نشان داد که ظرفیت بالفعل در بخش معدنی ایران میتواند بسیار فراتر از ظرفیت نصبشده باشد. در نهایت، این الگو ثابت میکند که گلوگاه اصلی توسعه صنعتی، لزوما فقدان ماشینآلات جدید نیست، بلکه هنر مدیریت داراییها و بهرهبرداری حداکثری از امکانات موجود است. این فاصله معنادار با میانگین صنعت، همان نقطه قوتی است که میتواند برای سهامداران و ذینفعان این شرکت، ارزشآفرینی پایداری به همراه داشته باشد.
منبع: ایراسین
مطالب مرتبط
