
به گزارش فولادنامه؛ شب جمعه، ۲۱ اوت ۲۰۲۶، وقتی دادههای هفتگی بازار فولاد آمریکا از سوی Steel Market Update منتشر شد، یک عدد ساده توجهها را جلب کرد: قیمت میانگین کویل گرم داخلی آمریکا به ۱٬۱۹۵ دلار در هر تن کوتاه رسیده، در حالیکه شاخص اطمینان خریداران فولاد همچنان نزدیک به بالاترین سطح چندسالهی خود ایستاده و شاخص سفارش کارخانهها برای سومین ماه پیاپی رشد کرده است. اینها اعداد یک بازار محتاط نیستند؛ اعداد بازاریاند که مطمئن به آیندهی نزدیک خودش است — مطمئنشده به لطف دیوار تعرفهای بخش ۲۳۲ که واردات را بیرون نگه داشته.
هزاران کیلومتر آنسوتر، در اروپای شمالی، لحن بازار فروتنانهتر است. قیمت کویل گرم در حدود ۷۱۱ تا ۷۴۰ یورو در هر تن ثابت مانده، اما نکتهی مهمتر جای دیگری است: کارخانهها برای اوت کاملاً پرشدهاند و سپتامبر هم نیمهپر است — نشانهای از تقاضای پایدار، نه رونق کاذب. این ثبات را باید در کنار مذاکرات کمیسیون اروپا برای گسترش دامنهی مقررات حفاظتی (Safeguard) خواند؛ اروپا هم مثل آمریکا، دارد سعی میکند بازار داخلیاش را از طریق ابزار سیاستی، نه فقط رقابت آزاد، آرام نگه دارد.
اما در آسیا، تصویر یکدست نیست. در بازار بیلت، طبق آخرین گزارشها (۱۸ اوت)، قیمتها در اندونزی رو به بالا حرکت کرده، در چین ثابت مانده و در هند اندکی افزایش یافته — واکنشی پراکنده که نشان میدهد تقاضای منطقهای هنوز یکدست نشده و هر بازار داخلی مسیر خودش را میرود، بیآنکه از یک روند سراسری تبعیت کند.
جمع این سه لحن یک نتیجهی ساده میدهد: بازار جهانی فولاد این روزها دیگر «یک بازار» نیست، بلکه مجموعهای از بازارهای منطقهای است که هرکدام زیر چتر سیاست تجاری خودشان قیمتگذاری میشوند — آمریکا با تعرفه، اروپا با سپر حفاظتی، و آسیا با پویایی داخلی خودش. برای فعالان بازار فولاد ایران، این تفسیر یک هشدار عملی دارد: تکیه بر یک شاخص جهانی واحد برای قیمتگذاری صادراتی دیگر کافی نیست؛ باید هر مقصد صادراتی را با سیاست تجاری خاص همان منطقه سنجید، نه با میانگین جهانی.
مطالب مرتبط
