چین در نیمه نخست ۲۰۲۶ با وجود رشد سریع انرژی‌های تجدیدپذیر، به‌دلیل قراردادهای ناکارآمد، محدودیت انتقال و ضعف سازوکار بازار، ۳۶۰ تراوات‌ساعت برق پاک را از دست داد.
برقی که چین دور می‌ریزد، همان برقی است که کوره‌های فولادش تشنه‌اش‌اند

به گزارش فولادنامه؛ در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، شبکه برق چین با یک تناقض عجیب روبه‌رو شد: در حالی که کشور بیشترین مصرف‌کننده برق جهان است و اقتصادش هر سال گرسنه‌تر از انرژی می‌شود، مقدار برق پاکی که فقط به این دلیل که شبکه توان جذبش را نداشت دور ریخته شد، به ۳۶۰ تراوات‌ساعت رسید؛ رقمی ۴۹ درصد بیشتر از سال قبل، و به قدری بزرگ که اگر همین برق جذب شبکه می‌شد، به‌تنهایی کل رشد تقاضای برق چین در آن شش ماه را پوشش می‌داد. تحلیلگران این رقم را با مصرف سالانه برق کشوری مثل مکزیک مقایسه کرده‌اند.

پارادوکسی به‌نام زغال‌سنگ در سایه پنل‌های خورشیدی

چین در همان بازه، ۳۰ گیگاوات نیروگاه زغال‌سنگی تازه به مدار آورد؛ بیشترین رقم نیمه نخست سال در یک دهه گذشته، در حالی‌که فقط ۲.۷ گیگاوات نیروگاه قدیمی را بازنشسته کرد. نتیجه، رشد ۳.۴ درصدی تولید برق زغال‌سنگی بود؛ برخلاف روند نزولی سال قبل. اما این بازگشت به زغال‌سنگ، بر خلاف تصور اولیه، ربطی به بحران تأمین انرژی ناشی از اختلالات کشتیرانی تنگه هرمز نداشت — واردات و تولید داخلی زغال‌سنگ چین در همان بازه حتی ۱.۴ درصد کاهش یافت. مشکل جای دیگری بود: قراردادهای بلندمدت خرید برق که هنوز ۶۰ تا ۷۰ درصد ظرفیت نیروگاه‌های زغال‌سنگی را تضمین می‌کنند، آن‌ها را از رقابت واقعی با برق ارزان‌تر خورشیدی و بادی معاف کرده‌اند. نیروگاه‌های زغالی، حتی وقتی برق پاک فراوان و ارزان در دسترس است، انگیزه‌ای برای کاهش تولید ندارند؛ چون قراردادشان تضمین‌شده است.

نتیجه این ساختار، به‌گفته تحلیلگران مرکز پژوهش انرژی و هوای پاک (CREA)، این است که زغال‌سنگ به‌جای نقش پشتیبان انعطاف‌پذیر، همچنان بار پایه شبکه را در دست دارد و برق پاک، با وجود فراوانی، عملاً جایی برای عرضه شدن پیدا نمی‌کند.

فولادی که تشنه همین برق دورریخته‌شده است

این‌جاست که داستان انرژی چین به داستان صنعت فولادش گره می‌خورد. صنعت فولاد چین، که همچنان بیش از نود درصدش بر پایه کوره‌های بلند زغال‌سنگی می‌چرخد نه کوره قوس الکتریکی، دقیقاً همان صنعتی است که می‌تواند بزرگ‌ترین مصرف‌کننده همین برق پاک دورریخته‌شده باشد؛ اگر مسیر گذار از کوره بلند به کوره قوس الکتریکی سریع‌تر پیش می‌رفت. اما در همان نیمه نخست سال، تولید فولاد چین به‌خاطر افت تقاضای بخش ساختمان، خودش هم رو به کاهش رفت؛ رکود بخش صنعتی چین، بخشی از دلیل کاهش انتشار کربن صنعتی کشور در همین بازه بود، طبق گزارش‌های ماه مارس همان مرکز پژوهشی.

این ترکیب عجیب — کوره‌های فولاد کم‌کارتر از همیشه، و برق پاک بیشتر از همیشه بی‌مصرف مانده — تصویری از یک فرصت ازدست‌رفته می‌سازد: زیرساخت برق پاک چین به‌قدری جلوتر از ظرفیت جذب شبکه رشد کرده که حتی صنعتی با اشتهای برقی بالا مثل فولاد، نمی‌تواند به آن دسترسی مستقیم و ارزان پیدا کند؛ چرا که تجارت برق بین استان‌ها هنوز بر پایه قراردادهای سالانه است، نه معاملات لحظه‌ای، و مازاد برق یک استان نمی‌تواند به‌سرعت به کارخانه‌ای در استانی دیگر برسد.

وقتی ظرفیت بیشتر از جذب رشد می‌کند

پارادوکس چین برای صنایع پرمصرف انرژی مثل فولاد، درسی ساده اما مهم دارد: ساختن ظرفیت تولید انرژی پاک، به‌خودی‌خود کافی نیست. اگر مکانیزم قیمت‌گذاری، قراردادهای بلندمدت، و زیرساخت انتقال به همان سرعت توسعه نیابند، حتی فراوان‌ترین منابع انرژی هم به مصرف‌کننده صنعتی نمی‌رسند و به‌جایش دور ریخته می‌شوند.

درسی برای صنعت فولاد ایران

صنعت فولاد ایران، که سال‌هاست با قطعی‌های تابستانی برق و گاز کارخانه‌ها دست‌به‌گریبان بوده، تصویر آینه‌ای این پارادوکس را دارد: نه مازاد انرژی پاکی که دور ریخته شود، بلکه کمبود مزمن انرژی که مستقیم روی تولید اثر می‌گذارد. اما نکته مشترک همچنان معتبر است: مشکل غالباً در زیرساخت و مکانیزم تخصیص است، نه فقط در حجم ظرفیت تولید برق. تجربه چین نشان می‌دهد حتی کشوری با این حجم از سرمایه‌گذاری در انرژی تجدیدپذیر، اگر قراردادها و شبکه انتقال را همگام با آن اصلاح نکند، نمی‌تواند صنایع پرمصرفش را از آن بهره‌مند کند — نکته‌ای که برای هر برنامه توسعه انرژی تجدیدپذیر برای صنعت فولاد ایران هم، پیش از هر چیز باید در طراحی مکانیزم تخصیص و قرارداد لحاظ شود، نه فقط در حجم نصب پنل و توربین.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0