
این هفته یک الگوی جالب در دو سوی دنیا همزمان تکرار شد: نوکور در آمریکا، در فاصله فقط یک روز، دوبار قیمت ورق گرم را هرکدام پنج دلار در هر تن بالا برد؛ و درست در همان بازه، باواستیل چین هم اعلام کرد قیمت محصولات تخت فولادیاش را برای فروشهای سپتامبر افزایش میدهد. دو تولیدکننده بزرگ، در دو قاره مختلف، با دو ساختار بازار کاملاً متفاوت، تقریباً همزمان دست به یک حرکت مشابه زدند.
تفسیر این همزمانی، بهجای آنکه نشانه یک تقاضای قوی مشترک جهانی باشد، بیشتر به یک بازسازی حاشیه سود شبیه است. در همان هفتهای که این دو خبر منتشر شد، گزارشهای بازار نشان دادند قیمت قراضه فولاد در بازارهای منطقهای در ژوئیه بین ده تا سی دلار در هر تن افت کرده؛ یعنی درست در لحظهای که هزینه ماده اولیه اصلی کورههای قوس الکتریکی پایین میآید، تولیدکنندگان این فرصت را برای بالابردن قیمت محصول نهایی، بدون آنکه لزوماً تقاضای واقعی جهش کرده باشد، غنیمت شمردهاند.
اما این تصویر برای همه تولیدکنندگان یکسان نیست. در اروپا، قیمت گواهی کربن در همان روزهای ابتدایی آگوست از هشتاد یورو در هر تن گذشت، فشاری که برخلاف افت قیمت قراضه در بازارهای دیگر، مستقیماً هزینه تولید کارخانههای اروپایی را بالا میبرد. و در همان قاره، یک نگرانی دیگر هم مطرح شد: کاهش سطح آب رود راین دوباره دارد زنگ خطر یک واکنش زنجیرهای در صنعت آلمان را به صدا درمیآورد، دقیقاً همان ریسک لجستیکی که چند هفته پیش هم کارخانههای این منطقه را درگیر کرده بود.
جمعبندی امشب این است: افزایش قیمت اعلامی فولاد در هفتههای اخیر، در آمریکا و چین، بیشتر بازتاب مدیریت هوشمندانه حاشیه سود در برابر افت هزینه قراضه بوده، نه لزوماً نشانه بازگشت قدرتمند تقاضا؛ درحالیکه در اروپا، هزینههای کربن و لجستیک همچنان دارند از جهت مخالف روی هزینه تولید فشار میآورند. این یعنی رفتار بازار فولاد این هفته، یک روند واحد جهانی نیست، سه واکنش متفاوت به سه فشار متفاوت است.
درسی که از همین تفسیر برای صنعت فولاد ایران میماند این است: وقتی خبر افزایش قیمت از دو بازار بزرگ جهانی همزمان میرسد، پیش از آنکه آن را نشانه بازگشت تقاضا تلقی کرد، باید دید این افزایش از کدام سمت زنجیره ارزش میآید -از تقاضای واقعی مشتری، یا از افت هزینه مواد اولیهای مثل قراضه. برای تولیدکنندگان و صادرکنندگانی که قیمتگذاریشان را با بنچمارکهای جهانی هماهنگ میکنند، این تفکیک میتواند تفاوت میان یک تصمیم قیمتی درست و یک برداشت نادرست از قدرت واقعی بازار باشد.
مطالب مرتبط
