
به گزارش فولادنامه؛ وقتی امروز کلید برق را میزنید، احتمالاً به آخرین چیزی که فکر میکنید فولاد است. برق، خصوصاً برقی که این روزها با برچسب «پاک» و «تجدیدپذیر» تبلیغ میشود، در ذهن بیشتر آدمها با شیشه پنل خورشیدی یا پرههای سفید توربین بادی گره خورده، نه با فلزی خاکستری و سنگین. اما اگر همان مسیر الکترون را از پریز خانهتان تا منبع تولیدش دنبال کنید، در هر قدم، فولاد ایستاده است؛ فقط اینبار بهجای اسکلت یک ساختمان یا بدنه یک خودرو، دارد اسکلت خود انرژی پاک را نگه میدارد.
عدد و رقمها این حضور پنهان را ملموس میکنند. طبق مطالعهای که آرسلورمیتال منتشر کرده، هر یک مگاوات ظرفیت جدید خورشیدی به سیوپنج تا چهلوپنج تن فولاد نیاز دارد، و هر یک مگاوات ظرفیت بادی به صدوبیست تا صدوهشتاد تن؛ در نیروگاههای بادی فراساحلی این نسبت باز هم عجیبتر میشود، چون طبق برآورد شورای جهانی انرژی باد، نود درصد از وزن یک توربین بادی -از برج گرفته تا شفت و پی زیردریاییاش- فولاد است. تنها پروژههای بادی فراساحلی آمریکا که تا امروز مجوز یا پیشنهاد گرفتهاند، برای تکمیل، حدود بیستودو میلیون تن فولاد در دو دهه آینده مصرف خواهند کرد؛ رقمی که بهگفته ارزیابان این صنعت، معادل یکی از بزرگترین بازارهای صنعتی جدید فولاد آمریکا در چند دهه اخیر است.
این الگو محدود به غرب هم نیست. هند فقط در سال مالی گذشته میلادی -از آوریل ۲۰۲۵ تا مارس ۲۰۲۶- حدود ۴۴.۶ گیگاوات ظرفیت خورشیدی جدید اضافه کرده، رکوردی که ظرفیت تجمعی خورشیدی این کشور را به ۱۵۰ گیگاوات رسانده. فقط همین یک سال بهرهبرداری خورشیدی هند، بر اساس نسبت استاندارد صنعت، چیزی بین ۱.۵۶ تا ۲.۶۸ میلیون تن فولاد سازهای مصرف کرده است -فولادی که در قابهای نگهدارنده پنل، ریلهای ردیاب خورشید و سیستمهای اتصال زمین به کار رفته. و داستان به همینجا هم ختم نمیشود: هر برج انتقال برق فشارقوی که این انرژی تازهتولیدشده را به شهرها میرساند، بین پانزدهونیم تا بیستویکونیم تن فولاد گالوانیزه دارد؛ زیرساختی که تحلیلگران این حوزه آن را «بخش نادیده صنعت فولاد در گذار انرژی» مینامند، چون برخلاف پنل خورشیدی یا توربین بادی، هیچ عکس تبلیغاتی از یک برج انتقال برق در کمپینهای انرژی پاک دیده نمیشود.
نکتهای که این داستان را برای صنعت فولاد جذاب میکند، فقط حجم تقاضا نیست، طولعمر آن است. برخلاف بازار ساختمان یا خودرو که به چرخههای رونقورکود اقتصادی حساساند، پروژههای زیرساخت انرژی تجدیدپذیر معمولاً برنامهریزی چندساله دارند و روی قراردادهای بلندمدت بسته میشوند؛ همین یعنی برای فولادسازانی که بتوانند وارد این زنجیره تأمین شوند، یک منبع تقاضای نسبتاً باثبات و قابلپیشبینی به دست میآید، در دنیایی که ثبات تقاضا خودش کالای کمیابی شده است.
این همان نقطهای است که به صنعت فولاد ایران هم مربوط میشود. ایران در سالهای اخیر برنامههای بلندپروازانهای برای توسعه ظرفیت خورشیدی و بادی داشته، و اگر این برنامهها حتی با سرعتی کمتر از هدفگذاری رسمی هم پیش بروند، بهتنهایی میتوانند به یک بازار داخلی تازه برای فولاد سازهای، ورق گالوانیزه و لوله تبدیل شوند؛ بازاری که برخلاف صادرات یا حتی ساختوساز مسکونی داخلی، کمتر به نوسانات فصلی و ارزی وابسته است. برای صنعتی که این روزها بیشتر نگاهش به بازارهای صادراتی و رقابت با مازاد چین است، توسعه همین زنجیره داخلی -از معدن تا پنل خورشیدی و برج انتقال برق- میتواند یکی از معدود مسیرهایی باشد که تقاضای فولاد را از دل چرخههای ناپایدار جهانی بیرون بیاورد و به یک منبع رشد داخلی و بادوامتر وصل کند.
مطالب مرتبط
