در حالی که بازارهای غربی با دیوار تعرفه‌ای علیه مازاد عرضه جهانی مسلح شده‌اند، صنعت فولاد ایران در بازارهای رقابتی با چالش «ثبات در تحویل» و از دست دادن سهم بازار مواجه است.
OECD و بحران مازاد عرضه: آیا جهان به سمت قفس‌های تعرفه‌ای می‌رود؟

به گزارش فولادنامه؛ کوره امروز را از همان نقطه‌ای روشن می‌کنیم که همیشه شروع می‌شود: پشت درهای بسته اقتصاد چین. سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) در تازه‌ترین چشم‌انداز سالانه‌اش نوشته تقاضای جهانی فولاد چهار سال پیاپی است که کوچک می‌شود، و افت سال ۲۰۲۵ به رقم برآوردی ۲.۶ درصد رسیده؛ در همین حال ظرفیت تولید جهان برای هفتمین سال متوالی رشد کرده و تا پایان همان سال به ۲.۵۵ میلیارد تن رسیده است. وقتی تقاضا کوچک می‌شود و ظرفیت بزرگ، نتیجه‌اش یک معادله ساده است: مازاد عرضه‌ای که باید یک‌جا تخلیه شود، و صف طولانی پرونده‌های ضدانباشت که این روزها در هر گوشه دنیا باز می‌شود.

رادار را که به سمت اروپا می‌چرخانیم، تصویر یک قاره در حال مسلح‌شدن پشت دیوارهای تعرفه‌ای دیده می‌شود. کمیسیون اروپا سهمیه بدون‌عوارض واردات فولاد را تقریباً نصف کرده -از حدود سی‌وسه میلیون تن به هجده میلیون تن- و عوارض مازاد بر سهمیه را از بیست‌وپنج درصد به پنجاه درصد رسانده است. تحلیلگران این حوزه می‌گویند این اقدام همراه با مکانیزم تعدیل مرزی کربن (CBAM)، همان «شیر اطمینانی» را که قبلاً قیمت اروپا را با عرضه ارزان کشورهای ثالث سقف می‌زد، بسته است؛ به همین دلیل نیمه دوم سال ۲۰۲۶ برای تولیدکنندگان داخلی اروپا محیط بسیار حمایتی‌تری خواهد بود. آرسلورمیتال همین حالا قیمت محصولات طویل را در اروپا بیست‌وپنج یورو در هر تن بالا برده، و قیمت گواهی کربن هم در ابتدای آگوست از هشتاد یورو در هر تن عبور کرده که خودش هزینه تولید را برای کوره‌های اروپایی سنگین‌تر می‌کند.

آن‌طرف اقیانوس، در آمریکا، بازار آرام‌تر اما همچنان روبه‌بالاست؛ میانگین قیمت ورق گرم داخلی این هفته به ۱۱۸۰ دلار در هر تن کوتاه رسیده، پانزده دلار بالاتر از هفته قبل، و نوکور هم اعلام کرده قیمت ورق گرم را ده دلار در هر تن افزایش می‌دهد. زمان تحویل کارخانه‌ها برای محصولات ورقی نزدیک به رکورد چندساله مانده، نشانه‌ای از بازاری که تعرفه بخش ۲۳۲ آن را از فشار قیمتی جهانی جدا نگه داشته است.

اما وقتی رادار به بازارهای منطقه‌ای نیم‌تمام‌شده مثل بیلت و اسلب می‌رسد، تصویر دوپاره می‌شود: قیمت بیلت در بیشتر بازارهای منطقه‌ای در ژوئیه ده دلار در هر تن بالا رفته، اما قیمت اسلب در همان بازارها سه دلار افت کرده؛ یعنی حتی در سطح مواد نیمه‌ساخته هم هیچ روند یکدستی حاکم نیست و هر بازار دارد داستان محلی خودش را روایت می‌کند.

حالا رادار را باید روی خانه خودمان هم چرخاند. صادرات بیلت ایران همچنان محور اصلی صنعت باقی مانده؛ در هفته‌های اخیر قیمت‌های صادراتی بیلت ایران در محدوده چهارصد تا چهارصدوبیست‌وچهار دلار در هر تن معامله شده و مقصدهای اصلی همچنان عراق، افغانستان و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس هستند. اما یک نکته از میانه امسال قابل‌تأمل است: در گزارش‌های تحلیلی بازار آسیا برای فصل دوم ۲۰۲۶ اشاره شده بود که به‌دنبال یک دوره ناآرامی و عدم‌قطعیت ژئوپلیتیک، خریدارانی مثل تایلند که سابقاً به بیلت ایران متکی بودند، به‌سرعت به سمت چین چرخیدند و اندونزی و ویتنام هم از بازار صادراتی کنار کشیدند تا تقاضای داخلی خودشان را پوشش دهند.

جمع‌بندی رادار امروز این است: در بازار جهانی، مرز دیگر بین «فولادساز خوب و بد» نیست، بین «بازار حفاظت‌شده و بازار باز» است؛ اروپا و آمریکا دارند با تعرفه از خودشان محافظت می‌کنند و بقیه دنیا دارند مازاد تولید مشترک را بین خودشان بازتوزیع می‌کنند. درسی که از همین چرخش می‌شود برای صنعت فولاد ایران گرفت این‌جاست: در بازارهای باز و رقابتی که ایران در آن‌ها فعال است، سهم بازار دیگر صرفاً تابع قیمت رقابتی نیست، تابع «قابل‌اتکا بودن عرضه» هم هست؛ همان اتفاقی که در فصل دوم امسال افتاد و نشان داد وقتی ثبات تحویل کالای ایرانی حتی برای چند هفته زیر سؤال برود، خریدار منطقه‌ای بلافاصله به رقیب نزدیک‌تر -عمدتاً چین- پناه می‌برد و بازگرداندن همان سهم بعداً کار ساده‌ای نیست.



نمایش ساده


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0