
به گزارش فولادنامه؛ بازار جهانی فولاد این روزها شبیه یک کارخانهست که دو خط تولیدش با دو سرعت کاملاً متفاوت کار میکنند؛ یکی نفسنفس میزند، آن یکی بهسختی روشن مانده. غرب دارد قیمتها را بالا میکشد و چین دارد آنها را پایین میکشد، و هر دو حرکت از یک نقطه شروع شده: تقاضای داخلی چین که هنوز از رکود مسکن بیرون نیامده است.
انجمن جهانی فولاد در تازهترین گزارش خود اعلام کرده تولید جهانی فولاد خام در ژوئن ۲۰۲۶ به ۱۵۵.۷ میلیون تن رسیده، حدود ۱.۷ درصد بیشتر از ژوئن سال گذشته. اما پشت این رقم مثبت، یک تصویر ناهمگون پنهان است: تولید چین در نیمه اول سال حدود سه درصد کمتر از سال گذشته بوده، همانطور که ساختوساز مسکونی در این کشور همچنان منقبض مانده و شروع پروژههای ساختمانی نسبت به سال قبل بیش از بیست درصد افت کرده است. ساختمانسازی حدود یکسوم تقاضای فولاد چین را تشکیل میدهد، پس وقتی این بخش سرفه میکند، کل بازار داخلی تب میکند.
نتیجهاش چیزیست که در قیمتهای داخلی چین کاملاً دیده میشود: فولاد در بورس چین این هفته حدود ۳۰۱۰ یوان به ازای هر تن معامله شده، رقمی که هم نسبت به ماه گذشته و هم نسبت به سال قبل پایینتر است، و کارخانههای تانگشان گزارش دادهاند زیان هر تن تولیدشان از ۱۰۰ یوان هم گذشته. کارخانههای چینی اما بهجای کاهش تولید، ترجیح دادهاند با زیان هم که شده کار کنند تا سهم بازار را از دست ندهند؛ همین انتخاب است که مازاد تولید را بهجای بازار داخلی، به سمت صادرات هل میدهد.
اینجاست که خط تولید دوم شروع میشود. بازارهای غربی که در برابر همین سیل صادراتی سپر کشیدهاند، دارند قیمتهای کاملاً متفاوتی را تجربه میکنند. در آمریکا، ورق گرم به ۱۲۰۰ دلار در هر تن رسیده، بالاترین رقم از ژوئن ۲۰۲۶ و حدود ۴۴ درصد بالاتر از سال قبل؛ این جهش عمدتاً محصول تعرفه پنجاهدرصدی بخش ۲۳۲ است که بازار داخلی آمریکا را عملاً از رقابت قیمتی جهانی جدا کرده. در اروپا هم شاخص ورق گرم شمال اروپا در پایان ژوئیه به ۷۱۱ یورو در هر تن رسید، حدود ۲۸ یورو بالاتر از پایان ژوئن، و دفاتر سفارش کارخانهها برای آگوست عملاً پر شده است.
اما این رونق اروپایی چندان به معنای تقاضای قوی نیست؛ بیشتر محصول محدودیت عرضه است. سطح آب رود راین که پایین آمده، حمل مواد اولیه به کارخانههایی مثل تیسنکروپ را کند کرده، و در کنارش اتحادیه اروپا در ابتدای آگوست تحقیق ضدانباشت جدیدی را علیه واردات ورق گرم از مصر، هند، ژاپن و ویتنام آغاز کرده است؛ کشورهایی که بهگفته ناظران بازار، مسیر دورزدن سهمیههای فولاد چینی شدهاند. این یعنی اروپا دیگر فقط مرز خودش را نمیبندد، دارد مرزهای واسطهها را هم میبندد. در کنارش، صادرات فولاد چین در هفتماهه امسال نسبت به سال قبل حدود ۴.۴ درصد افت کرده؛ نه چون تولید یا فشار مازاد کم شده، بلکه چون تقریباً همهجا برایش دیوار کشیدهاند؛ به گفته تحلیلگران این حوزه، اکنون نزدیک به شصتودو کشور در مجموع بیش از دویست محدودیت تجاری علیه فولاد چینی اعمال کردهاند.
جمعبندی شب اینطور میشود: بازار فولاد در سال ۲۰۲۶ یک بازار واحد نیست، دو بازار موازیست. یکی بازار حفاظتشده غرب که با تعرفه و سهمیه قیمت را بالا نگه داشته، و دیگری بازار باز و رقابتی باقیمانده جهان که هرچه چین بیشتر تولید مازاد خود را به آن سرازیر میکند، قیمت در آن پایینتر میرود. تا وقتی بخش مسکن چین سرپا نشود، این دوگانگی احتمالاً ادامه خواهد داشت.
نکتهای که به صنعت فولاد ایران هم میرسد این است: صادرات ایران عمدتاً به همان بازار دوم -بازار باز و رقابتی، نه بازار حفاظتشده غرب- وابسته است. یعنی وقتی حجم مازاد فولاد چین به سمت خاورمیانه و آسیا سرازیر میشود، فشار قیمتیاش مستقیماً به همان مقاصدی میرسد که فولاد ایران هم در آنها رقابت میکند؛ این یعنی حاشیه سود صادراتی صنعت داخلی بهجای اینکه از تحولات غرب متاثر شود، بیشتر تابع همین جنگ قیمتی چین در بازارهای باز است.
مطالب مرتبط
