
به گزارش فولادنامه؛ اگر این روزها گوشی را به دیوار میانپردهی اتاقهای کنفرانس چند شرکت فولادی بزرگ جهان بچسبانید -از ایندیانای آمریکا تا لوکزامبورگ، از استانبول تا انتاریوی کانادا- یک الگوی مشترک میشنوید. مدیران فولاد جهان امسال کمتر از «رشد» حرف میزنند و بیشتر از «دفاع»؛ دفاع در برابر تعرفههای در حال تغییر، دفاع در برابر واردات نامتعارف، و دفاع در برابر وعدههای فولاد سبزی که هزینهاش را کسی حاضر نیست بپردازد. این هفته، در جریان فصل گزارشهای مالی نیمهی دوم سال، این گفتوگوها بهطور واضحتری از همیشه شنیده شد.
در ایندیانا: «تعرفه، ابزار بقاست، نه سیاست»
در تماس گزارش مالی سهماههی دوم Steel Dynamics، یکی از بزرگترین فولادسازان آمریکا، لحن مدیران روشن بود: آنها از دولت خواستند تدابیر تجاری موسوم به بخش ۳۰۱ را به تعرفههای موجود بخش ۲۳۲ اضافه کند تا از ورود فولاد آسیایی از مسیرهای غیرمستقیم جلوگیری شود. مدیران این شرکت تأکید کردند نگهداشتن یک چارچوب تجاری «قوی و پایدار»، برای بقای فولادسازان آمریکایی ضروری است. اما در همان روزها، شرکت کوچکتر Insteel Industries داستان پیچیدهتری روایت کرد: با وجود کاهش ۳۰ درصدی واردات نوعی محصول فولادی خاص پس از اعمال تعرفهی ۵۰ درصدی، مدیرعامل این شرکت هشدار داد رقبای خارجی هنوز میتوانند همان تعرفه را بپردازند و بهخاطر پایینبودن قیمت جهانی فولاد، همچنان رقابتی باقی بمانند. به بیان دیگر، تعرفه دیگر یک دیوار نیست؛ یک هزینهی قابلمدیریت برای رقیب مصمم است.
در لوکزامبورگ: نگاه به فراسوی فولاد خام
آرسلورمیتال، غول چندملیتی فولاد، در تماس مالی خود مسیر متفاوتی را روایت کرد. مدیران این شرکت بهجای تمرکز صرف بر حجم تولید فولاد خام، از رشد بخش «راهکارهای پایدار» با هدف سودی نزدیک به ۷۵۰ میلیون دلار در میانمدت گفتند؛ رقمی که به گفتهی خودشان، از سود کل برخی فولادسازان کوچکتر جهان هم بیشتر است. آنها همچنین به احتمال افزودهشدن اسلب فولادی به فهرست سهمیههای تعرفهای اروپا اشاره کردند، بدون آنکه آن را ریسکی نزدیک بدانند. پیام ضمنی این بخش از گفتوگو آن بود: در بازاری که حجم فروش دیگر تضمینکنندهی سود نیست، تنوع محصول و راهکارهای ارزشافزوده، خط دفاعی بعدی است.
در استانبول: «سهمیهی نصفشده»
اردمیر، بزرگترین فولادساز ترکیه، در گزارش نیمهی نخست ۲۰۲۶ خود از تقاضای داخلی قوی و پرشدن دفتر سفارشات برای دو ماه و نیم آینده گفت؛ خبری امیدوارکننده. اما پشت این خبر خوب، نگرانی بزرگتری پنهان بود: نظام جدید واردات فولاد اتحادیهی اروپا که از اول ژوئیه ۲۰۲۶ اجرایی شده، سهمیهی بدونتعرفه را نزدیک به ۴۷ درصد نسبت به سطح مرجع ۲۰۲۴ کاهش داده و عوارض مازاد بر سهمیه را از ۲۵ به ۵۰ درصد افزایش داده است. مدیران اردمیر صراحتاً هشدار دادند این تغییرات، ریسک قیمتگذاری صادرات ترکیه به اروپا را بالا برده است؛ نشانهای دیگر از اینکه حتی نزدیکترین شرکای تجاری اروپا هم دیگر از تیغ سیاستهای تجاری این اتحادیه در امان نیستند.
در انتاریو: تنوع بهجای تمرکز
الگوما استیل کانادا، در تماس مالی خود، از رکورد فروش محصولات ورق ضخیم گفت و اعلام کرد در حال گسترش تولید تیرآهن است تا وارد بازار دفاعی شود؛ تصمیمی که مستقیماً به دنبال از دستدادن یک قرارداد بزرگ زیردریایی به رقیب دیگر اتخاذ شده. مدیرعامل شرکت بهجای شکایت از این باخت، توضیح داد استراتژی تنوعبخشی محصول تغییر نکرده و بازار همچنان در دسترس است. این لحن -پذیرش شکست کوچک، بدون تغییر مسیر کلی- در میان بسیاری از مدیران فولاد این فصل تکرار شد.
در سنگاپور: اعترافی که کمتر گفته میشود
شاید صادقانهترین گفتوگوی این فصل، نه در یک تماس مالی، بلکه در یک نشست صنعتی در سنگاپور رخ داد. نمایندگان انجمن جهانی فولاد (worldsteel) اعلام کردند نزدیک به نیمی از پروژههای فولاد سبز جهان با تأخیر مواجه شدهاند؛ دلایلش هم مشکلات تأمین مالی، تقاضای ضعیف بازار و کمبود هیدروژن سبز عنوان شد. آنها یادآوری کردند دولتهای جهان تاکنون تنها حدود ۲۰ میلیارد دلار برای گذار کربنزدایی صنعت فولاد متعهد شدهاند، در برابر برآورد ۱.۵ تریلیون دلاری موردنیاز. در همان نشست، مدیران صنعتی اذعان کردند بسیاری از مشتریان هنوز حاضر نیستند هزینهی بالاتر فولاد کمکربن را بپردازند؛ و در همان حال، ظرفیت کورهبلند سنتی در هند و جنوبشرق آسیا همچنان در حال گسترش است. مدیران در نشست دیگری در استانبول هم به همین نکته اشاره کردند: کربنزدایی دیگر نمیتواند جدا از امنیت انرژی و هزینهی رقابتی نهادهها دنبال شود.
جمعبندی: زبان مشترک یک صنعت نگران
اگر این صداها را کنار هم بگذاریم، تصویر روشنی از ذهنیت مدیریتی صنعت فولاد جهان در تابستان ۲۰۲۶ بهدست میآید: اولویت اول، دفاع تجاری در برابر سیاستهای در حال تغییر است؛ اولویت دوم، فرار از رقابت صرف بر سر قیمت کالای عمومی بهسمت محصولات و بازارهای ارزشافزوده (دفاعی، خورشیدی، دادهمحور)؛ و اولویت سوم -که با صدای آرامتری گفته میشود- این واقعیت که وعدههای فولاد سبز، بدون حمایت مالی جدی دولتها و تمایل مشتریان به پرداخت هزینهی بیشتر، عملاً روی کاغذ باقی میمانند.
درسی برای صنعت فولاد کشور
آنچه از این گفتوگوهای مدیریتی برای صنعت فولاد ایران قابلاستخراج است، شاید این باشد که اولویتهای همین صنعتگران جهانی -دفاع تجاری هوشمند، تنوعبخشی به محصول بهجای تکیهی صرف بر کالای عمومی، و واقعبینی دربارهی هزینهی واقعی گذار سبز- کاملاً با شرایط ایران همخوانی دارد. صنعت فولاد ایران هم میتواند بهجای رقابت صرف در تولید فولاد خام، روی محصولات ارزشافزوده و بازارهای تخصصی داخلی (از جمله زیرساخت و انرژی) سرمایهگذاری کند. نکتهی مهمتر اما این است که وقتی حتی فولادسازان بزرگ جهان با بودجههای کلان هم در تأمین مالی فولاد سبز درماندهاند، برای ایران هم منطقی است که مسیر کربنزدایی را با گامهای واقعبینانه و متناسب با منابع انرژی و مالی داخلی طی کند، نه با وعدههای بلندپروازانهای که در عمل قابل تأمین مالی نیستند.
مطالب مرتبط
