
به گزارش فولادنامه؛ در حومهٔ داکوتای شمالی، جایی که تا چند سال پیش فقط زمینهای کشاورزی به چشم میخورد، این روزها صدای جوش و برش فولاد شنیده میشود. کارگرانی که تیرهای فولادی سنگین را روی هم سوار میکنند، در حال ساختن یک انبار معمولی نیستند؛ آنها دارند اسکلت یکی از هزاران «دیتاسنتر» جدیدی را برپا میکنند که قرار است مغز پردازشی انقلاب هوش مصنوعی باشند. شاید عجیب به نظر برسد، اما داستان امسال صنعت فولاد آمریکا، کمتر دربارهٔ خانهسازی یا خودروسازی است و بیشتر دربارهٔ سرورها، کارتهای گرافیک و مزارع خنککنندهای که این ماشینها را زنده نگه میدارند.
از سولههای سرور تا سفارشهای میلیاردی فولاد
بر اساس گزارشهای بازار در ماههای اخیر، هزینهٔ ساختوساز دیتاسنترها در آمریکا با شتابی بیسابقه بالا رفته است؛ رقمی که در یک سال به بیش از پنج برابر رسیده و تنها در یازده ماههٔ نخست تا نوامبر گذشته به حدود ۵۳.۷ میلیارد دلار رسیده بود، رشدی نزدیک به ۱۳۹ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل.صنعت ساختوساز از سال ۲۰۲۶ زیر فشار فزایندهٔ هزینه وارد شد، چون تعرفهها، هزینهٔ انرژی و تقاضای رکوردشکن دیتاسنترها قیمت فلزات کلیدی را بالا نگه داشته است، حتی پس از نوسان شدید سالهای اخیر. این بخش، به گفتهٔ کارشناسان، به نیرویی تعیینکننده در شکلدادن به تقاضای مواد اولیه بدل شده، بهویژه برای فولاد سازهای، فلزات برقی و سیستمهای مکانیکی تخصصی.
عدد و رقمها گویا هستند: یک دیتاسنتر بزرگمقیاس میتواند تا بیست هزار تن فولاد مصرف کند، معادل چند برابر فولاد لازم برای یک مجتمع مسکونی بزرگ. تأمینکنندگان فولاد در آمریکا میگویند مشتریان مرتبط با پروژههای دیتاسنتر، سفارشهای خود را برای بیشتر سال جاری از پیش رزرو کردهاند، تا جایی که برخی توزیعکنندگان، این بخش را در ماههای اخیر قویترین محرک مصرف فولاد توصیف میکنند.
برق، تنگنای پنهان زنجیرهٔ فولاد
اما این داستان فقط دربارهٔ تیرآهن و ورق نیست؛ در پس هر دیتاسنتر، یک بحران کوچکتر در حال شکلگیری است: تأمین برق. دیتاسنترهای هوش مصنوعی چنان پرمصرفاند که شرکتهای بزرگ فناوری، خودشان به سرمایهگذار زیرساخت انرژی تبدیل شدهاند؛ از نیروگاههای خورشیدی اختصاصی گرفته تا باتریهای ذخیرهٔ انرژی و مذاکره مستقیم با اپراتورهای شبکهٔ برق. همین گرسنگی انرژی، بهطور غیرمستقیم تقاضای فولاد را دوباره تقویت میکند، چون توسعهٔ زیرساخت برق خود به مقادیر بالایی فولاد برای دکل، خط انتقال و تجهیزات نیروگاهی نیاز دارد. پیشبینی میشود هزینهٔ زیرساخت برق در آمریکا امسال به نزدیک ۲۸ میلیارد دلار برسد، رشدی قابل توجه نسبت به سال گذشته، و همین رشد، به گفتهٔ تحلیلگران، مسیر آیندهٔ توسعهٔ دیتاسنترها را محدود یا تسریع خواهد کرد؛ بسته به اینکه شبکههای برق چقدر سریع بتوانند خود را بازسازی کنند.
فولاد سبز، دیگر یک انتخاب نیست
نکتهٔ دیگری که این روایت اقتصادی را از داستانهای همیشگی فولاد و مسکن یا فولاد و خودرو متمایز میکند، فشار فزاینده برای «فولاد سبز» است. غولهای فناوری که زیر ذرهبین افکار عمومی برای ردپای کربنیشان هستند، دیگر حاضر نیستند فولاد معمولی بخرند. یکی از نمونههای شاخص، قراردادی است که یکی از بزرگترین شرکتهای فناوری جهان با یک تولیدکنندهٔ فولاد سبز اروپایی برای تأمین فولاد دیتاسنترهایش امضا کرده است؛ اتفاقی که تحلیلگران آن را نشانهای روشن میدانند از اینکه فولاد سبز از یک گزینهٔ جانبی به یک الزام تجاری تبدیل شده است. برآوردها نشان میدهد بخش قابل توجهی از رشد تقاضای دیتاسنترها را همین چند شرکت بزرگ فناوری رقم میزنند، و همین تمرکز، فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان فولاد برای سرمایهگذاری در مسیرهای کمکربن مانند فولاد مبتنی بر هیدروژن وارد کرده است؛ مسیری که هنوز پرهزینه و دور از مقیاس صنعتی گسترده است.
تصویر جهانی: رشد آرام اما پایدار
در همین حال، آمار جهانی صنعت هم روایت متفاوتی از رکود ندارد. بر اساس تازهترین گزارش انجمن جهانی فولاد، تولید خام فولاد در ۷۰ کشور گزارشدهنده در ماه ژوئن به ۱۵۵.۷ میلیون تن رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱.۷ درصد رشد نشان میدهد. این رشد ملایم اما پیوسته، در کنار جهش تقاضای بخش فناوری در آمریکا، تصویری از صنعتی میسازد که همچنان در حال بازتعریف مشتریان اصلی خود است؛ صنعتی که دیگر فقط به چرخهٔ ساختوساز مسکونی یا خودرو گره نخورده، بلکه به چرخهٔ سرمایهگذاری هوش مصنوعی و مراکز داده وابسته شده است.
چرا این داستان برای فولاد ایران هم مهم است؟
ایران مستقیماً بازیگر بازار دیتاسنترهای غربی نیست، اما دو درس از این ماجرا قابل تعمیم است. نخست، وابستگی روزافزون تقاضای فولاد به بخش انرژی و برق: در ایران هم رشد صنعت فولاد -بهویژه واحدهای فولادسازی با کورهٔ قوس الکتریکی- بدون تضمین برق پایدار و ارزان عملاً متوقف میشود؛ همان تنگنایی که امروز حتی غولهای فناوری آمریکا هم با آن دستوپنجه نرم میکنند. دوم، جهتگیری جهانی بهسمت فولاد کمکربن و کیفیت بالا: بازارهای صادراتی بهتدریج فولاد را نه فقط بر اساس قیمت، بلکه بر اساس ردپای کربنی آن ارزیابی میکنند، و این میتواند برای صنعت فولاد ایران، هم یک هشدار باشد و هم یک فرصت برای سرمایهگذاری زودهنگام در فناوریهای پاکتر پیش از آنکه دیر شود.
مطالب مرتبط
