اوا مانیرو دیاز، مدیرعامل روسولا، با تکیه بر میراث خانوادگی و تخصص مهندسی شرکتش، نمونه‌ای از نوسازی هدفمند و تدریجی در صنعت فولاد را نمایندگی می‌کند.
اوا مانیرو دیاز؛ زنی که از چهار سالگی مسحور کارخانه فولاد شد

به گزارش فولادنامه؛ نام این ستون «مردان مذاب» است، اما این‌بار قهرمان داستان مرد نیست. اوا مانیرو دیاز، مدیرعامل شرکت روسولا، از همان کودکی وارد دنیای فولاد شد؛ نه به‌عنوان کارگر یا مهندس، بلکه به‌عنوان دختربچه‌ای که پدرش او را به داخل یک کارخانه فولاد برد. طبق روایتی که خود او در نشریه «آیرن اند استیل تکنولوژی» انجمن آهن و فولاد آمریکا (AIST) بازگو کرده، در چهار سالگی برای نخستین‌بار پا به داخل یک کارخانه فولاد گذاشت و مسحور جادویی شد که در دل آن کارخانه در جریان بود؛ همان حسی که به گفته خودش، هنوز هم هر بار که وارد یک کارخانه می‌شود، دوباره سراغش می‌آید.

میراثی که با مدرک حقوق شروع شد

نکته‌ای که داستان مانیرو دیاز را از یک روایت معمول «فرزند صنعتگر» متمایز می‌کند، مسیر تحصیلی اوست. او، برخلاف انتظار، نه مهندسی خوانده و نه متالورژی؛ بلکه مدرک حقوق دارد. اما میراثی که از پدرش مانوئل مانیرو، بنیان‌گذار شرکت روسولا، به ارث برد -یعنی همان اشتیاق به صنعت فولاد- او را از همان ابتدا به سمت همین شرکت خانوادگی کشاند. به گفته خودش، تمام مسیر حرفه‌ای‌اش را در روسولا گذرانده؛ از سمت‌های پایه گرفته تا رسیدن به جایگاه امروزش، مدیرعاملی شرکت.

روسولا، برخلاف نام‌هایی مثل باووی یا یونایتد استیتس استیل که در شماره‌های قبلی این نشریه دیدیم، خودش یک فولادساز نیست؛ یک شرکت مهندسی است که در نوسازی و ارتقای خطوط تولید فولادسازان دیگر تخصص دارد، با دفاتری در اسپانیا، برزیل، آرژانتین و ایالت جورجیای آمریکا. یکی از نمونه‌های کار این شرکت، طراحی و راه‌اندازی یک واحد تصفیه آب برای کارخانه مفتول‌سازی نوکور در ایالت کانتیکات بود؛ پروژه‌ای که طبق گزارش AIST، طول عمر غلتک‌های خط نورد را دست‌کم دو برابر کرد، بدون آن‌که نیازی به تعویض کل خط تولید باشد.

رهبری در صنعتی که هنوز عمدتاً مردانه است

مانیرو دیاز امروز در صنعتی رهبری می‌کند که طبق آمار خود AIST، زنان کمتر از یک‌سوم نیروی کار آن را تشکیل می‌دهند. اما او در گفت‌وگوی خود با این نشریه، تجربه‌اش را نه در قالب یک مبارزه، بلکه در قالب یک فرصت روایت می‌کند: به باور او، بهترین جنبه حضور به‌عنوان یک زن در صنعت فولاد، این بوده که نشان دهد این صنعت اساساً جنسیت نمی‌شناسد، و آنچه واقعاً اهمیت دارد، توانمندی، دانش و اراده برای پیش‌بردن صنعت به‌سمت بهره‌وری و پایداری بیشتر است.

درسی که از این چهره بیرون می‌آید

داستان مانیرو دیاز و شرکتش یک درس عملی برای صنعت فولاد ایران دارد که فراتر از بحث جنسیت است: ارتقای یک کارخانه فولاد، همیشه به معنای ساخت خط تولید تازه یا واردات تجهیزات کاملاً جدید نیست. نمونه پروژه روسولا برای نوکور نشان می‌دهد گاهی یک مداخله مهندسی هدفمند و نسبتاً محدود -مثل بهبود سامانه تصفیه آب یک خط نورد- می‌تواند به‌اندازه یک سرمایه‌گذاری بزرگ، در عمر و کارایی تجهیزات موجود تأثیر بگذارد. برای واحدهای فولادی ایران که اغلب با تجهیزاتی نسبتاً قدیمی اما هنوز قابل‌استفاده کار می‌کنند، الگوی شرکت‌های مهندسی تخصصی مثل روسولا -که کارشان نه تولید فولاد، بلکه اطاله عمر و بهبود بهره‌وری تجهیزات فولادسازان دیگر است- می‌تواند مسیر واقع‌بینانه‌تری برای نوسازی تدریجی خطوط تولید باشد.



نمایش ساده


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0